X
تبلیغات
رایتل

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

سه‌شنبه 18 شهریور 1393 ساعت 23:14

چاله ی آب یخ . . .

از دنیا عقب نبودن خیلی خوبه ، این که الان شما بدونی اون ور دنیا مردم دارن چه کارایی انجام میدن باعث میشه که همیشه اطلاعات به روزی داشته باشه و . . . ( بقیه حرفای تکراری )

حرف جدید چی داریم ؟!

گاهی با یه سطل آب یخ میشه خیلی افراد رو شناخت ! میشه فهمید کی دنبال مُد بوده ؟ کی دنبال خود نمایی بوده ؟ کی دنبال تفرح کردن بوده ؟ میشه فهمید بعضی از افراد چقدر درباره کاری که میخوان انجام بدن فکر میکنن ! چند درصد فقط تقلید میکنن و کیا دنبال یه کار خاص انجام دادن به هر دلیلی هستن ؟!


ما کاری به خود چالش آب یخ نداریم ، فلسفه و دلیلش برای ما مهم نیست ، این که کی چالش رو برای اولین بار شروع کرد برامون مهم نیست ، ما به یه مرحله قبل از این حرفا کارداریم ، مسئله تصمیم گیری برای انجام یه کاری ! چجوری میشه که ما تصمیم میگیریم یه کاری رو انجام بدیم ؟ قبلش به چه چیزایی فکر میکنیم ؟ اصلا قبلش فکر میکنیم ؟ میریم تحقق کنیم ببینیم کیا قبلا این کارو انجام دادن ؟ نتیجه ی کارشون چی بوده ؟ شاید بتونیم بدون انجام دادن اون کار هم به همون نتیجه ی دلخواه برسیم !! اصلا یه وقتایی لازم نیست ما دوباره یه چیزی رو تجربه کنیم ، کافیه از تجربه ی بقیه استفاده کنیم !! 

داستان چالش سطل آب یخ ! یا به قول ما چاله ی آب یخ ! یکی از اون مواردیه که به راحتی یه اسکرینشات از ذهن طرف مقابل به ما میده !

همزمان با دنیا پیش رفتن خیلی خوبه ولی یکم بیشتر فکر کردن خیلی از اون مهمتره !


پ.ن: با تشکر از سروش رضایی برای ویدئو های به موقع و خوبی که میسازه

دوشنبه 20 مرداد 1393 ساعت 22:57

۳۶۰ کیلومتر مربع

داشتم فکر می کردم مگه باریکه غزه چقدره که انقدر با عزت و شجاعت داره در برابر کشوری که بزرگترین کارخونه های اسلحه سازی رو داره مقاومت میکنه ؟! یه جستجوی چند دقیقه ای کردم و به نتایج جالبی رسیدم

مساحت باریکه غزه : ۳۶۰ کیلومتر مربع 

مساحت تهران : ۷۳۰ کیلومتر مربع

مساحت مشهد : ۲۸۹ کیلومتر مربع

مساحت لندن : ۱۵۷۰ کیلومتر مربع

اگه یکم به ضرب و تقسیم ادامه بدیم متوجه میشیم که اگه اسراپیل ( بچه کش ) که تا امروز ۳۵ روزه داره این شهر ۳۶۰ کیلومتر مربعی رو بمب بارون میکنه روزی ۱۰.۲۸ کیلومتر مربع رو میگرفت تا الان تمام غزه رو گرفته بود و این در حالیه که اسراپیل حتی نتونسته ۱ کیلومتر مربع از خاک غزه رو بگیره . جالبه بدونید تو عملیات الی بیت المقدس ( آزادی خرمشهر ) که ۲۴ روز طول کشید ، جوونای ایرانی تونستن ۵۴۰۰ کیلومتر مربع از خاک ایران رو پس بگیرن یعنی مساحتی معادل ۱۵ برابر مساحت غزه .


گفتم شاید خوب باشه که بدونید  کل مساحت فلسطین ۲۷۰۰۰ کیلومتر مربعه که تقریبا مشه اندازه ی استان لرستان ۲۸۰۰۰ کیلومتر مربعی خودمون . بعد از این همه عدد و رقم چنتا سوال هم بپرسیم بد نیست ، اول این که اون قدرت ارتش اسرائیل که میگن خیلی قویه الان دقیقا کجاست ؟ ، اصلا اسرائیل میخواد غزه رو بگیره یا فقط دوست داره با موشکاش بچه های بیشتری رو از بین ببره ؟ چجوریه که تا اسرائیل تا الان۳ بار خواسته غزه رو بگیره ولی حتی یه ذره هم موفق نبوده ؟ دلیل این مقاومت عجیب و تاریخی مردم غزه چی میتونه باشه ؟ با چه قدرتی دارن در مقابل این همه کشتار مقاومت میکنن ؟ و . . .

واسه همه ی این سوالا یه جواب خیلی جالب هست :


وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّـهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ ۚ وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرً‌ا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّ‌بِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرً‌ا ۚ وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَىٰ یَوْمِ الْقِیَامَةِ ۚ کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارً‌ا لِّلْحَرْ‌بِ أَطْفَأَهَا اللَّـهُ ۚ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْ‌ضِ فَسَادًا ۚ وَاللَّـهُ لَا یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

سوره المائده آیه ۶۴


و یهود گفتند: «دست خدا (با زنجیر) بسته است.» دستهایشان بسته باد! و بخاطر این سخن، از رحمت (الهی) دور شوند! بلکه هر دو دست (قدرت) او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، می‌بخشد! ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. و ما در میان آنها تا روز قیامت عداوت و دشمنی افکندیم. هر زمان آتش جنگی افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و برای فساد در زمین، تلاش می‌کنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.


پ.ن : به معنی آیه و اعداد و ارقاد خیلی دقت کنید

برچسب‌ها: غزه، ظلم، کمی بیشتر، قرآن
دوشنبه 13 مرداد 1393 ساعت 23:09

۱۲ مرد عصبانی

چند شب پیش به پیشنهاد یکی از دوستام یه فیلم خیلی عالی و کاملا کمی بیشتری! دیدم فیلم سال ۱۹۵۷ ساخته شده بود ، وقتی دوستم گفت اینو ببین گفتم برو بابا این فیلم پوسیده ها چیه نگاه میکنی !؟ بعد از دیدن فیلم فهمیدم که کاملا زود قضاوت کردم ، اتفاقا این فیلم هم درباره زود قضاوت کردنه افرادی بود که کار های مهمی داشتن !! کار های به ظاهر مهمی که باعث میشد اونا نتونن درست فکر کنن ، نتونن درست جزئیات رو ببین و زود قضاوت کنن !! و تعجبی هم نداره اگه این جور قضاوت اشتباه از آب دربیاد !!

فیلم زیبای ۱۲ مرد عصبانی ساخته ی Sidney Lument که تلفظ اسمش رو نمیدونم تمام فیلم توی یک اتاق و یک سرویس بهداشتی فیلمبرداری شده ، در نگاه اول فیلم بسیار خسته کننده خواهد بود اما بهتون قول میدم آخر فیلم به هیچ عنوان همچین احساسی ندارید ، برای این که داستان فیلم لو نره بهتون پیشنهاد میکنم فیلم رو از لینک زیر دانلود کنید و با دقت تمام ببینید :
فایل تورنت فیلم ۱۲ مرد عصبانی
البته بعد از دیدن این فیلم متوجه شدم که فیلم کاملا معروفه و جزو فیلم های خیلی خوب حساب میشه ، و نمره خیلی عالیه 8.9 از 10 رو گرفته و به همین دلیل شاید خیلی از شما این فیلم رو دیده باشید ، کارگردان این فیلم به بهترین شکل ممکن نشون میده که تصورات شخصی و تصاویر ذهنی ما چجوری باعث میشه نتونیم درست فکر کنیم و حقیقت های خیلی روشن رو ببینیم ، نشون میده که بعضی وقتا لازمه تا دکمه توقف رو بزنیم ، هر چیزی رو که تا اون لحظه به نظرمون درست بوده رو یه گوشه از ذهنمون قرار بدیم و شروع کنیم به یکم بیشتر و دقیق تر فکر کردن ، بدون تعصب و پیش داوری .
خلاصه اگه من اینجا ۱۰  صفحه هم مطلب برای شما بنویسم باز هم نمیتونم به اندازه ای که این فیلم مطلب رو روشن میکنه به شما مطلب رو انتقال بدم ، پس حتما این فیلم رو ببینید

پ.ن : این فیلم هیچ گونه صحنه ی غیر اخلاقی نداره و میتونید با خانواده از دیدن این فیلم لذت ببرید همچنین اگه زبان انگلیسیتون مثل من خیلی خوب نیست حتما فیلم رو با زیرنویس فارسی ببینید .
برچسب‌ها: کمی بیشتر، فیلم
جمعه 10 مرداد 1393 ساعت 19:03

خون مظلوم

یه قانون خیلی خوب تو این دنیا هست ، وقتی خون بی گناه به صورت مظلومانه روی زمین ریخته بشه حق از باطل جدا میشه ، چجوری ؟ یکم بیشتر فکر کنید ، شما یا باید طرفدار شخصه بی گناهی که مظلومانه و از روی ظلم ، زیاده خواهی و تعدی کشته شده باشید یا طرفدار کسی که اون شخص مظلوم رو کشته . . .




+ یا ظالم یا مظلوم !! باید انتخاب کنی !!
- انتخاب نمیکنم !! مگه زوره ؟
+ مگه ظلم رو نمیبنی ؟ این بچه نوزاد به چه گناهی کشته شده ؟
- خب جنگه دیگه !! یه موشکم خورده به خونه ی اینا !!! موشک که چشم نداره !!
+ اونی که موشک رو میفرسته که چشم داره !!! چرا به مراکز اعلام شده از طرف سازمان ملل موشک میزنه ؟ به مدرسه ها و بیمارستانا ؟!!!
- ببین من هیچ کدوم رو انتخاب نمیکنم !! بیخودی بحث نکن . . .
+ خودت میدونی . . . میتونی مثل مرد جلوی ظلم وایسی یا مثل کبک سرتو بُکُنی تو برف . . .
- آخه . . . نمیدونم . . . .
برچسب‌ها: کمی بیشتر، ظلم، غزه
یکشنبه 1 تیر 1393 ساعت 19:36

قطعاً

آخرین باری که بین نزدیکانتون یه نوزاد متولد شد رو یادتونه ؟ چه احساسی داشتین ؟ خب به صورت طبیعی ما نوزاد رو دوست داریم ، منتظر میشیم که یکم بزرگتر بشن تا بتونیم باهاشون بازی کنیم  خیلی حال میده !!! این نوزاد کم کم بزرگ میشه ، شروع میکنه به راه رفتن ، غذا خوردن و حرف زدن و بقیه مراحل رشد . . . خیالتون راحت نمیخوایم آموزش بچه داری بدیم  میخوایم به این نوزاد از یه جهت دیگه نگاه کنیم ، بهتر بگم میخوای به آینده ی این نوزاد فکر کنیم ، اگه در حالی که اون نوزاد تو بغل شماست یه نفر از شما بخواد تا یه اتفاقی رو که قطعا در آینده برای اون نوزاد رخ میده پیشبینی کنید چی بهش میگید ؟ بیاید همین الان خیلی جدی روی این موضوع یکم بیشتر فکر کنیم . . . سوال این بود : یه اتفاق رو که قطعا توی آینده برای این نوزاد رخ میده پیشگویی کنید !!  

این نوزاد قطعا در آینده به مدرسه میره !!! 

این نوزاد قطعا در این شهر بزرگ میشه !!



این نوزاد قطعا در آینده یه ورزشکار میشه !! و هزار تا پیشگویی دیگه ، اصلا نوزاد رو بیخیال ! درباره ی خودتون پیشگویی کنید ! چه اتفاقی قطعا در آینده برای شما میافته ؟!  کسی هست که بتونه این موضوع رو پیشگویی کنه ؟! 

من میتونیم !!! باورتون نمیشه ؟؟؟  پس گوش بدین : اتفاقی که قطعا در آینده برای شما رخ میده مرگه !! شما قطعا در آینده خواهید مُرد . . . درست گفتم یا نه ؟ خیلی جالبه وقتی بشینی یه کوچولو فکر کنی به این نتیجه میرسی که تنها اتفاق قطعی زندگی بشر مُردن و مرگه !!! 

اگه به شما بگن که هفته ی آینده یه مسافرت به برزیل در پیش دارید شما چیکار میکنید ؟ بهتره بگم چیکار نمیکنید !! همه چیز رو آماده میکنید تا این مسافرت مسافرت خوبی باشه و این درحالیه که این اتفاق یه اتفاق قطعی نیست ! ولی مرگ یه اتفاق قطعیه . . . واسه اون چیکار میکنید ؟!


     سختی جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا به دنیاپرستان هجوم آورد، بدنها در سختی جان کندن سست شده و رنگ باختند، مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز می دارد، و او در میان خانواده اش افتاده با چشم خود می بیند و با گوش می شنود و با عقل درست می اندیشد که عمرش را در پی چه کارهایی تباه کرد؟ و روزگارش را چگونه سپری نمود؟ به یاد ثروتهایی که جمع کرده می افتد، همان ثروتهایی که در جمع آوری آنها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه ناک گرد آورده و اکنون گناه جمع آوری آن همه بر دوش اوست که هنگام جدایی با آنها فرا رسید، و برای وارثان باقیمانده است تا از آن بهره مند گردند، و روزگار خود گذرانند، راحتی و خوشی آن برای دیگری و کیفر آن بر دوش اوست، و او در گرو این اموال است که دست خود را از پشیمانی می گزد. به خاطر واقعیتهایی که هنگام مرگ مشاهده کرده است. در این حالت از آنچه که در زندگی دنیا به آن علاقمند بود بی اعتناشده آرزو می کند، ای کاش آن کسی که در گذشته بر ثروت او رشک می برد، این اموال را جمع کرده بود، اما مرگ همچنان بر اعضا بدن او چیره می شود، تا آنکه گوش او  مانند زبانش از کار می افتد، پس در میان خانواده اش افتاده نه می تواند با زبان سخن بگوید و نه با گوش بشنود، پیوسته به صورت آنان نگاه می کند، و حرکات زبانشان را می نگرد اما صدای کلمات آنان را نمی شنود، سپس چنگال مرگ تمام وجودش را فرا می گیرد، و چشم او نیز مانند گوشش از کار می افتد، و روح از بدن او خارج می شود، و چون مرداری در بین خانواده خویش بر زمین می ماند که از نشستن در کنار او وحشت دارند، و از او دور می شوند. نه سوگواران را یاری می کند و نه خواننده ای را پاسخ می دهد، سپس او را به سوی منزلگاهش در درون زمین می برند، و به دست عملش می سپارند و برای همیشه از دیدارش چشم می پوشند. 


پ.ن: نهج البلاغه خطبه ۱۰۹ ترجمه محمد دشتی .

سه‌شنبه 27 خرداد 1393 ساعت 21:59

شاید ما !!!

توی متن دوتا جای خالی هست ، سعی کنید با عبارت مناسب پُرشون کنید :


    مردم . . . . . . ! چرا شما را پیکرهای بی روح، و روحهای بدون جسد می نگرم؟ چرا شما را عبادت کنندگانی بدون صلاحیت، و بازرگانانی بدون سود و تجارت، و بیدارانی خفته، و حاضرانی غایب از صحنه، بینندگانی نابینا، شنوندگانی کر، و سخن گویانی لال، مشاهده می کنم؟ 

پرچم گمراهی در جای خود برافراشته شده، و طرفداران آن پراکنده شده اند، شما را با پیمانه خود می سنجند و سرکوب می کنند، پرچمدارشان از ملت اسلام خارج و بر راه گمراهی ایستاده است. پس آن روز که بر شما دست یابند جز تعداد کمی از شما باقی نگذارند، چونان باقیمانده غذایی اندک در ته دیگ، یا دانه های غذای چسبیده در اطراف ظرف، مانند پوستهای چرمی شما را به هم پیچانده می فشارند، و همانند خرمن شما را به شدت می کوبند، و چونان پرنده ای که دانه های درشت را از لاغر جدا کند، این گمراهان، مومنان را از میان شما جدا ساخته نابود می کنند. با توجه به این همه خطرات، روشهای گمراه کننده شما را به کجا می کشاند؟ تاریکیها و ظلمتها، تا کی شما را متحیر می سازد؟ دروغ پردازیها تا چه زمانی شما را می فریبد؟ از کجا دشمن در شما نفوذ کرده به اینجا آورده و به کجا باز می گرداند؟ آگاه باشید! که هر سرآمدی را پرونده ای، و هر غیبتی را بازگشت دوباره ایست.

مردم! به سخن عالم خداشناس خود گوش فرا دهید، دلهای خود را در پیشگاه او حاضر کنید، و با فریادهای او بیدار شوید، رهبر  جامعه باید با مردم به راستی سخن گوید، و پراکندگی مردم را به وحدت تبدیل، و اندیشه خود را برای پذیرفتن حق آماده گرداند، پیشوای شما چنان واقعیتها را برای شما شکافت چونان شکافتن مهره های ظریف، و حقیقت را از باطل چون شیره درختی که از بدنه آن خارج شود، بیرون کشید. پس در آن هنگام که . . . . . . . . بر شما تسلط یابند، باطل بر جای خود استوار شود، و جهل و نادانی بر مرکبها سوار، و طاغوت زمان عظمت یافته، و دعوت کنندگان به حق اندک و بی مشتری خواهند شد، روزگار چونان درنده خطرناکی حمله ورشده، و باطل پس از مدتها سکوت، نعره می کشد، مردم در شکستن قوانین خدا دست در دست هم می گذارند، و در جدا شدن از دین متحد می گردند، و در دروغ پردازی با هم دوست و در راستگویی دشمن یکدیگرند و چون چنین روزگاری می رسد، فرزند با پدر دشمنی ورزد، و باران خنک کننده، گرمی و سوزش آورد، پست فطرتان همه جا را پر می کنند، نیکان و بزرگواران کمیاب می شوند، مردم آن روزگار چون گرگان، و پادشاهان چون درندگان، تهیدستان طعمه آنان، و مستمندان چونان مردگان خواهند بود، راستی از میانشان رخت برمی بندد، و دروغ فراوان می شود، با زبان تظاهر به دوستی دارند اما در دل دشمن هستند، به گناه افتخار می کنند، و از پاکدامنی به شگفت می آیند، و اسلام را چون پوستینی واژگونه می پوشند.


میدونم که دیگه خیلی داریم به داعش گیر میدیم ولی واقعا دلم نیومد که این خطبه زیبای امام علی (ع) رو ننویسم ، پیشنهاد می کنم چندین بار دیگه با دقت کامل متن بالا رو بخونید . . .. 

پ.ن : خطبه ۱۰۸ نهج البلاغه ترجمه محمد دشتی با یه کوچولو تغییر 
دوشنبه 26 خرداد 1393 ساعت 23:10

دولت . . . . . در عراق و شام !!

یه موضوعی چند وقتیه اذیتم میکنه ، این گرگ های دردنده ی ساخت اسرائیل اسم خودشون رو گذاشتن « دولت اسلامی در عراق و شام » و با همین اسم دارن تمام مسلمونا رو میکشن !!! واسه همین به ذهنم رسید که اینو درست کنم : 



امیدوارم تونسته باشم مطلب رو برسونم  

ممکنه این سوال براتون پیش بیاد که چرا « دولت یهودی در عراق و شام » ؟ برای جواب دادن به این سوال باید اول سوال های زیر رو جواب بدیم :

چرا در تمام این مدت که داعش داره مردم رو میکشه دولت مردان همیشه نگران حقوق بشر اسرائیلی صداشون درنمیاد ؟

چرا از اولین روزی که جنگ در سوریه شروع شد این به قول خوشون دولت اسلامی خواه ها حتی یه گلوله هم به سمت اسرائیل شلیک نکردن ؟

چرا اکثر سلاح های سنگین داعش رو اسلحه های ساخت اسرائیل تشکیل میده ؟

اصلا چرا اینا دارن مسلمونا رو میکشن مگه نمیگن دولت اسلامی ؟!!!

و هزارتا « چرا » ی دیگه !!!!


یه کوچولو بیشتر فکر کنیم . . .


پ.ن: البته به امید خدا زمان زیادی از عمر این درنده ها باقی نمونده 

برچسب‌ها: کمی بیشتر، داعش
<< 1 2 3 4 5 ... 7 >>