X
تبلیغات
زولا

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

پنج‌شنبه 9 بهمن 1393 ساعت 11:11

چهره ها و شبکه های اجتماعی

کمتر از یک ساله که به صورت هفتگی ایمیل هایی با عنوان «چهره ها در شبکه های اجتماعی (#)» دریافت میکنم ، تو این ایمیل ها که احتمالا برای خیلیای دیگه هم فرستاده شدن ، با یه گزارش از جدیدترین عکسهایی که افراد معروف توی شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشتن روبرو میشم ، پایین هر عکس هم یک سری توضیحات طنز گونه نوشته شده ، عکس هرکسی که به نوعی معروف و سرشناس شده هم توی این گزارش ها پیدا میشن ، از پسر یه مربی معروف پولدار تا بازیگرا و چهره های سیاسی و اجتماعی ، ملاک فقط معروف بودن طرفه !! تو مواجهه با این گزارش ها یه حس دوگانه ای بهم دست میده که نمیدونم بخندم یا گریه کنم

قدیمتر ها واسه دیدن چنین عکس هایی باید به سایتای خاصی میرفتی که یک سری عکس آتلیه ای بازیگران رو جمع آوری میکردن و خبری از سلفی دور همی ، عکس از مهمونی ، تولد ، مسافرت و عکسای خانوادگی نبود !! مدتها هم با وجود بودن شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و . . . کمتر بازیگری رو میدیدم که توی این شبکه ها فعالیت داشته باشه !! اما الان حدود یک ساله که با رسمی شدن شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام ، بازیگرا و بقیه چهره های معروف شروع کردن به اشتراک گذاری عکسا و حرفاشون تو این شبکه ها که البته این چیز غیر طبیعی و عجیبی نیست ، چون همه مردم این کارو انجام میدن و دیگه متداول شده . [بخونید خَز شده]
اما ماجرای این احساس دوگانه چیه ؟! این احساس دوگانه ی بنده ریشه در قدیم داره ، اون زمان که فیسبوک تازه مد شده بود و ما هم مثل بقیه یه اکانت توش درست کردیم [البته الان دی اکتیوش کردم] ، اون زمان ما دانشجو بودیم و خب طبیعتا نزدیکترین افراد و دوستان من همکلاسیام بودن ، با وارد شدن به فیسبوک به صورت طبیعی عکس های بعضی از دختر خانوم های همکلاسی رو میدیدم که اکثرا بدون حجاب بود ، یعنی مقایسه بین دیدن یه شخص در لباس یک دانشجو و دیدن یه شخص تو لباس خونه یا مهمونی !! خلاصه ، اینجا بود که یه سوال بزرگ برام پیش اومد . . .  این فیسبوک و شبکه های اجتماعی بودن که باعث شدن یه دختر جوون جوگیر بشه و عکس هایی که تا چند سال پیش جزو مسائل خانوادگی حساب میشد به همه نشون بده ؟! یا این دختر خانوم قبل از این که فیسبوک هم بیاد مشکلی در نشون دادن عکس های خانوادگیش به بقیه نداشت ؟؟؟ [البته خانوم و آقا نداره ها ، میتونید توی متن کلمه پسر رو جانشین کلمه دختر کنید] اگه بخوایم ساده تر بگیم اینجوری میشه « فیسبوک باعث بی حجابی شد ؟ یا بی حجابی جامعه تو فیسبوک نمود پیدا کرد ؟ [گفتیم دختر و پسر هم نداره] »



جدا از اینکه شما حجاب رو تا چه حد قبول دارید ، سوالی که اون بالا مطرح شد کاملا جای بحث و تفکر داره ، تفکر به این که تأثیر یه شبکه اجتماعی مثل فیسبوک تو جامعه ای که ما الان داریم چی بوده ؟
در هر صورت این ماجرای چهره ها و شبکه های اجتماعی هم دقیقا همین سوال دوگانه رو تو ذهن بنده بوجود اورده که پخش شدن اینجور عکس ها از بازیگزا باعث ترویج نوع رفتار پوشش و زندگی اونا میشه یا شبکه های اجتماعی مثل یه آینه داره فقط واقعیت جامعه رو به ما نشون میده ؟
یه بنده خدایی میگفت : نقشی که فیسبوک [بخونید شبکه های اجتماعی] تو بی حجاب کردن جامعه داشت ، رضا شاه نداشته !! ؛ البته این هم یه جور جوابه ولی به نظر بنده این جواب جواب کاملی نیست ، بالاخره یه جامعه فرهنگ خاص خودش رو داره و یه شبکه اجتماعی نمیتونه تو مدت زمانی به اندازه ۲-۳ سال انقد تأثیر داشته باشه !! بهترین جواب برای سوال بالا اینه که بگیم این رابطه دو  طرفه و رفت و برگشتی بوده !! یعنی هر دو گزینه دسته !! چجوری ؟ به این صورت که شبکه های اجتماعی و به اشتراک گذاشتن عکس هایی که قبلا نشون دادنشون در فضایی خارج از فضای خانواده متداول نبودن باعث شد تا ما قسمتی از واقعیت جامعه که قبلآ دیده نشده بود رو ببینیم و همین دیده شدن باعث شد تا خیلیا به دلایل مختلفی جذب اون قسمت دیده نشده از جامعه بشن یا حداقل دیدن و نشون دادن اینجور عکسا طبیعی بشه !! و حالا که طبیعی شده مردمی که تا قبل از این نشون دادن اینجور عکس ها به بقیه رو درست نمیدونستن شروع کردن به اشتراک گذاشتن عکس هاشون ، و این چرخه ادامه داره . . . .
حرف آخر ، به راحتی از کنار مسائل اجتماعی رد نشیم و یکم بیشتر بهشون فکر کنیم !!

برچسب‌ها: کمی بیشتر
یکشنبه 5 بهمن 1393 ساعت 17:32

خردمندان

اینجا دیگه جای حرف زدن نیست ، فقط و فقط میخونیم ، با توجه و آرامش :

    . . . ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻋﻈﻤﺖ ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﻭ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﺯﻣﻲ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪﻧﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻬﺎ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻭ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻣﻌﻴﻮﺏ ﺍﺳﺖ. ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﻛﻮﭼﻚ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﻲ ﻧﮕﺮﻧﺪ؟ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﺤﻜﺎﻡ ﺑﺨﺸﻴﺪ؟ ﻭ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻭ ﮔﻮﺵ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺧﻠﻖ ﻛﺮﺩ؟ ﺑﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻭ ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺟﺜﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻳﺪ  ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺧﻠﻘﺖ ﺍﻭ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭﻙ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ! ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ! ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍﻩ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﺧﻮﺩ ﺗﻼﺵ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ؟ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻻﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻧﮕﻪ ﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﮔﺮﻣﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺗﻼﺵ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﻓﺘﻦ ، ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ. ﺭﻭﺯﻱ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﻭ ﻏﺬﺍﻫﺎﻱ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻃﺒﻌﺶ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻏﻔﻠﺖ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻣﺤﺮﻭﻣﺶ ﻧﻤﻲ ﺳﺎﺯﺩ ، ﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺳﻨﮕﻲ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺻﺎﻑ ﻳﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﻱ ﺧﺸﻚ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﺠﺎﺭﻱ ﺧﻮﺭﺍﻙ ﻭ ﻗﺴﻤﺘﻬﺎﻱ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﮔﻮﺍﺭﺵ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺷﻜﻢ ﺍﻭ ، ﺍﺯ ﻏﻀﺮﻭﻓﻬﺎﻱ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﻩ ﺗﺎ ﺷﻜﻢ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺍﻭﺳﺖ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻭ ﮔﻮﺵ ، ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻧﻤﺎﻳﻲ ، ﺍﺯ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﮕﻔﺘﻲ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻭﺻﻒ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺯﺣﻤﺖ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩ؛ ﭘﺲ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﭘﻴﻜﺮﻩ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺤﻜﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺁﻥ ﻫﻴﭻ ﻗﺪﺭﺗﻲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻳﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﻫﻴﭻ ﺁﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻤﻜﺶ ﻧﻜﺮﺩ. ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻜﺎﺭ ﮔﻴﺮﻱ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﭘﻲ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻲ ، ﺩﻻﺋﻞ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺁﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻛﻮﭼﻚ ﻫﻤﺎﻥ ﺁﻓﺮﻳﺪﮔﺎﺭ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺧﺮﻣﺎﺳﺖ ، ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﺩﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺟﺪﺍ ﺟﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻜﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﻭ ﺗﻔﺎﻭﺗﻬﺎﻱ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﻠﻘﺖ ﻫﺮ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻭ ﺳﺒﻚ ، ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻛﻮﭼﻚ ، ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﻭ ﺿﻌﻴﻒ ، ﺩﺭ ﺍﺻﻮﻝ ﺣﻴﺎﺕ ﻭ ﻫﺴﺘﻲ ﻳﻜﺴﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺧﻠﻘﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﻫﻮﺍ ﻭ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺁﺏ ﻳﻜﻲ ﺍﺳﺖ. ﭘﺲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﻦ ﺩﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﻣﺎﻩ ، ﻭ ﺩﺭﺧﺖ ﻭ ﮔﻴﺎﻩ ﻭ ﺁﺏ ﻭ ﺳﻨﮓ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺟﻮﺷﺶ ﺩﺭﻳﺎﻫﺎ ﻭ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﻛﻮﻫﻬﺎ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﺍﻱ ﻗﻠﻪ ﻫﺎ ﻭ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ ﻟﻐﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺯﺑﺎﻧﻬﺎ ، ﻛﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻧﺪ. ﭘﺲ ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺗﻘﺪﻳﺮﻛﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻧﭙﺬﻳﺮﺩ ، ﻭ ﺗﺪﺑﻴﺮﻛﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﻛﻨﺪ. ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺻﻮﺭﺗﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ !؟ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺣﺠﺖ ﻭ ﺩﻟﻴﻠﻲ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﻲ ﭘﺮﻭﺭﺍﻧﻨﺪ ﺗﺤﻘﻴﻘﻲ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﻨﺪ !! ﺁﻳﺎ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ، ﻳﺎ ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﻨﺎﻳﺘﻜﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ؟  . . .
امروز صبح که داشتم این خطبه از نهج البلاغه رو میخوندم بی اختیار یاد این آیه از قرآن افتادم :

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ‌ لَآیَاتٍ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ ﴿١٩٠ الَّذِینَ یَذْکُرُ‌ونَ اللَّـهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُ‌ونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ رَ‌بَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ‌ ﴿١٩١
[سورة آل عمران]
مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است. همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند؛ (و می‌گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!


پ.ن : خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه ترجمه استاد محمد دشتی.

دوشنبه 29 دی 1393 ساعت 20:09

I love Muhammad

جنبش هایی مثل I love Muhammad در جای مناسب بسیار عالی هستن و نتیجه های خوبی هم دارن ، منم بعضاً تو این جنبش ها شرکت میکنم ، اما یه وقتایی این جنبش ها تبدیل میشن به یه سر و صدای خیلی بزرگ ولی تهی ، مثل صدای طبل !!! طبل واقعا وسیله خوبیه اما کاربردش فقط در حد جلب کردن توجه مردمه !!! سوال اینجاست که وقتی توجه مردم جلب شد چی میخوای بهشون بگی ؟؟! میخوای بهشون بگی ما هستیم ؟ همین ؟ بعد هم مردم متفرق بشن !!! آخرش میخوای بگی پیامبر (ص) رو دوست داری !! درسته !! منم خیلی پیامبر (ص) رو دوست دارم ، مگه مسلمونی هم پیدا میشه که پیامبر رو دوست نداشته باشه ؟! خب مسیحی ها هم حضرت مسیح (ع) رو دوست دارن همونجور که ما ایشون رو دوست داریم و از پیامبران بزرگ الهی میدونیم !!! این چیز عجیبی نیست !!

بهتر نبود که ما یه ایده کاملتر میداشتیم ، نه یه ایده ی یهویی و کم عمق ؟!! یه ایده داشتیم که وقتی مردم رو با این صدای طبل جمع کردیم ، وقتی همه مردم دنیا نظرشون به ما جلب شد یه چیز دیگه برای گفتن داشته باشیم ؟! البته منکر این موضوع نیستم که خود همین جلب نظر باعث تحقیق بعضی افراد میشه اما تعدا این افراد خیلی کمه ! باید با یه نقشه کاملتر جلو میرفتیم . . .  باید مردم دنیا بدونن که چرا همچین اتفاقی افتاده !؟ باید مردم دنیا بدونن که مجله چارلی و داعش دو تیغه یه قیچی هستن که فقط برای بریدن پرچم اسلام تو اروپا به هم نزدیک شدن !! در ظاهر با هم میجنگن اما نتیجه کارشون پاره پاره کردن پرچم اسلام در اروپاست !!!! اروپایی که داشت به سمت اسلام پیش میرفت . . . باید بعد از I love Muhammad یه I love Christ هم راه اندازی بشه تا مردم اروپا بدونن ما توهین به هیچ یک از پیامبرای الهی رو درست نمیدونیم !! خیلی کارا میشه انجام داد ، فقط نیاز داره کمی بیشتر فکر کنیم . . . . .

سه‌شنبه 16 دی 1393 ساعت 21:00

تبلیغات

یه محصولی ساختن یا دارن یه کلای پر مصرف مثل مواد غذایی رو تولید میکنن ، برای بازار یابی و رقابت با رقبای تجاری نیاز دارن که محصولشون رو تبلیغ کنن ، یه مقدار زیادی به شرکت تبلیغاتی پول میدن تا براشون تبلیغات کنه ، بیلبورد های توی اتوبان ، تبلیغات دور زمین فوتبال یا روی لباس بازیکنا ، اسپانسر شدن ، تبلیغ توی رادیو و اگه شرکت بخواد خیلی پول خرج کنه کار به تبلیغات تلوزیونی میکشه .
هدف از این تبلیغات چیه ؟ فقط و فقط فروش بیشتر ! ، ابزار تبلیغات رو هم که گفتیم ، سوال اینجاست : هدف وسیله رو توجیه میکنه یا نه ؟ ، این سوال دیگه خیلی تکراری شده و جوابش به روش ، مسلک و مذهب طرف برمیگرده ، در مذهب شیعه قطعا هدف وسیله رو توجیه نمیکنه ولی در مکاتب اصالت سود و سرمایه هدف خیلی قشنگ وسیله رو توجیه میکنه !! هدف پول ، سود و سرمایه بیشتره ، به هر روشی . . . پس هر تبلیغی که بتونه مشتری بیشتری جذب کنه تبلیغ بهتری حساب میشه ، پس برای کمپانی تولید کننده محصول مهم نیست که تبلیغ چجور محتوایی داشته باشه و چجوری مشتری رو جذب کنه . . . بریم یه رسانه تصویری ببینیم

 

خب همینجور که میبینید آپارات ورداشته و ویدئو ما رو حذف کرده ، البته یه پیغام هم برا من فرستاده « ویدیوی "تبلیغات بی محتوا" به علت مغایرت داشتن با قوانین سایت ،از طرف تیم مدیریت آپارات حذف گردید . »
ما هم رفتیم و ویدئو رو روی یوتوب آپلود کردیم ، متأسفانه !!

سه تا تبلیغ تلوزیونی به عنوان نمونه انتخاب کردم که داخلی و خارجی هم نداره هموشون یه جور هستن ، فرض کنید که اون شرکت ساخت کره پاستوریزه میومد یه تبلیغ میساخت که توش یه آقایی با یه چهره معمولی از مشخصات کره ای که اون شرکت تولید میکنه میگفت ، بدون این که در لوکیشن خاصی باشه ، خیلی ساده فقط و فقط مشخصات محصولشون رو میگفت ! مثلا میگفت کره ای که ما تولید میکنیم حیوانیه ، انقد درصد چربی داره ، انقد درصد فلان رو داره ، قیمتش انقدره ، در فلان غذا ها قابلیت استفاده داره و به همین صورت تا آخر . . . خیلی دقت کنید ، این تبلیغ فرضی که ما گفتیم چه فرقی با تبلیغ تلوزیونی که الان درباره اون کره دیدیم داره ؟ یکم فکر کنید . . . این تبلیغ ساده و فرضی ما موسیقی نداره ، توش از بازیگرای خوشگل استفاده نشده ( چه زن چه مرد چه بچه ) ، توش خبری از یه لوکیشن رویایی و خیالی که وجود خارجی نداره نیست و شخصی که داره این تبلیغ فرضی ما رو میبینه ممکنه متوجه بشه که این کره به علت چربی زیادش براش مضر هم هست ، اگه بخوایم خیلی ساده بگیم تبلیغی که از اون کره دیدیم جذابه ولی تبلیغ فرضی ما جذاب نیست و در نتیجه ممکنه به جای جذب مشتری دفع مشتری هم داشته باشیم !!! حالا شما خودت رو جای اون رئیس کارخونه فرض کن ترجیح میدی کدوم تبلیغ برای محصولت پخش بشه ؟
یه مورد خیلی مهم دیگه هم هست ، دقت کنیم که چه چیزایی باعث جذاب شدن اون تبلیغ شده بود ؟؟ این خیلی مهمه ، چه چیزایی ما رو جذب میکنه ؟ افراد خوشگل ، موسیقی ، جا های رویایی ، چیزای خوشمزه و . . . .


خب مگه بده این چیزا ما رو جذب خودشون کنن ؟ چه اشکالی داره ما از افراد خوشگل ، چیزای خوشمزه و لوکیشن های قشنگ خوشمون بیاد ؟ جواب : نه اصلا بد نیست ، اگه یه انسان از این چیزا بدش بیاد مشکل داره !!!
 پس چی ؟
اینجاست که میرسیم به اصل مطلب ، به تبلیغ سوم نگاه کنید ، تبلیغ اون نوشابه گاز دار ، همه میدونن که نوشابه گازدار در هر حالتی برای بدن ضرر داره و هیچکس نمیتونه منکر این موضوع بشه ، اما تو اون تبلیغ اصلا به این موضوع اشاره ای نمیشه ، فقط سعی کردن با خیال پردازی و با استفاده از چیزای خوشایند ما رو جذب کنن !! به صورتی که اصلا یادمون بره این نوشابه برای بدن ما ضرر داره . . .
پس این که ما از انسان های خوشگل ، اماکن خیالیه قشنگ و مزه های خوب خوشمون بیاد اصلا بد نیست اما اگه یه نفر بخواد با استفاده از این موارد یه چیزی رو به ما بفروشه که چیز خوبی نیست یا ما بهش احتیاجی نداریم خیلی بده ، یعنی این احساس خدادادی رو در مقابل عقل و تفکر قرار بده ! به جای این که محصولش رو کامل به ما عرضه کنه و به ما اجازه تحلیل و انتخاب بده تا ما استفاده از تفکر و نسبت به نیازمون اون جنس رو بخریم ما رو گول بزنه تا پولدار و پولدار تر بشه . . . اغوا در مقابل تفکر و عقل . . . یکی از بزرگترین مشکالت جوامع مصرف زده . . .
از امروز دقت کنید که چنتا تبلیغ تلوزیونی یه محصول رو فقط و فقط معرفی میکنن ! بدون دروغ ! بدون بزرگنمایی ! بدون اغوا کردن مخاطب !! ممکنه ماه ها طول بکشه تا چنین تبلیغی پیدا کنید . . . .

پ.ن : بازم طولانی شد

دوشنبه 15 دی 1393 ساعت 22:39

مؤمن

امروز که داشتم برمیگشتم خونه یه حدیث بسیار جالبی که بالای در واگن مترو بود نظرم رو به خودش جلب کرد ، اول یه نگاه گذرا بهش کردم ، بعد متوجه شدم یه نفر داره با موبایلش از متن اون حدیث عکس میگیره ، رفتم جلو و یه بار دیگه با دقت خوندمش ، اون وقت بود که خیلی با آرامش موبایلمو از جیبم دراوردم و از اون حدیث عکس گرفتم



متن حدیث :
    مردی از پیامبر (ص) پرسید : مؤمن خشمگین می شود ؟ پیامبر فرمودند بله ممکن است . عرض کردند مؤمن ربا می خورد ؟ فرمودند : احتمالش هست . . .  مؤمن زنا می کند ؟ پیامبر سر به زیر انداختند و فرمودند : ممکن است اما توبه می کند . همین طور چند گناه کبیره را پرسیدند و پیامبر (ص) فرمودند : گاهی ممکن است انجام بدهد. اما وقتی از پیامبر (ص) پرسیدند که مؤمن دروغ هم می گوید ؟ پیامبر (ص)  با تأکید فرمودند : نه!! مؤمن هر گناهی ممکن است انجام بدهد اما هرگز دروغ نمی گوید. کسی که دروغ بگوید ایمان ندارد و اصلا مؤمن نیست !!
(میزان الحکمة جلد ۸ باب کذب ، سفینة البحار ص ۴۷۳ )


خیلی خیلی جالبه !! یه حدیثی هست که میگه ربا مثل جنگیدن با خدا میمونه ، اون وقت طبق گفته پیامبر (ص) مؤمن حتی اگه ربا بخوره یا خدای نکرده عمل زنا رو انجام بده و توبه کنه از دایره ایمان خارج نمیشه ولی اگه دروغگو باشه کلا از ایمان خارج شده !! واقعا جا داره که روی این موضوع یکم بیشتر فکر کنیم . . . مگه دروغ چیه که حتی از اون دو مورد گناه کبیره هم بدتره ؟ دروغ چه نتیجه ای داره ؟
الان یاد اون حدیث معروف افتادم که میگه دروغ کلید شروع تمام گناهانه !! شاید به این دلیله که مؤمن هیچ وقت دروغ نمیگه !!! شایدم به خاطر این باشه که وقتی یه نفر موقعیت زنا براش محیا بشه ولی به این فکر کنه که اگر مرتکب این گناه بشه مجبوره بعدا برا پوشوندنش دروغ بگه و دروغ هم دروغ میاره اون وقت از  زنا کردن پشیمون بشه ، اما کسی که دروغ گفتن براش راحت باشه اون عمل رو انجام میده و به خیالش میتونه با دروغ هاش اون گناه رو پوشش بده !!؟ نمیدونم والا اینا همش نظرات ناقصه منه در هر صورت باید تلاش کنم که دروغ نگم و یکم بیشتر فکر کنم . . .

پ.ن : نصب این حدیث ها توی مترو و جایی که مردم بخوننشون خیلی کار خوبیه

دوشنبه 8 دی 1393 ساعت 21:06

مدافعان آزادی !!

اگه آدم یه چیزای رو ندونه دلش کمتر میسوزه !! وقتی میفهمی که یه نفر وایساده رو به روت و داره با تمام توانش بهت دروغ میگه خیلی ناراحت میشی ، اون شخص فکر میکنه تو از هیچی خبر نداری ولی اشتباه میکنه !! تو داری با تمام سلول های بدنت دو رویی و نفاقش رو حس میکنی ، واقعا سخته !! وقت بهت میگه من بزرگترین حامی آزادی هستم و فکر میکنه هیچ کس از گذشته اون خبر نداره ، البته قرار هم نبوده کسی خبردار بشه اما همیشه یه سری هستن که دنبال تمام حقیقت میگردن و دروغ و تحریف رو تشخیص میدن ، کسایی که به راحتی از کنار حرف ها رد نمیشن ، یک دقیقه پیش اون حرف میشینن و بهش فکر میکنن ، همه چیز رو سبک و سنگین میکنن تا بفهمن چی راسته ! چی دروغ !! حق کجاست و منافق چیه !!! ولی چه فایده هنوز وایساده و دار با افتخار دروغ هاشو تکرار میکنه !! و هنوز هم افراد زیادی براش دست میزنن و دنبالش میرن ، میگه من مدافع آزادیم ، براش هورراااااار میکشن !! دروغ میگه . . .

    هائیتی نمونه ای گویاست. این جزیره ای است که کریستف کلمب در ۶ دسامبر ۱۴۹۲ بر آن پای نهاد و آن را « هیسپانیولا »  نامید. این جزیره پر جمعیت بود ، در آن زمان کلمب تعداد سکنه بومی آن را ۹۰۰ هزار نفر تخمین زد . یورش اروپاییان برای یافتن طلا به این جزیره آغاز شد و در سال ۱۵۰۸ تنها ۶۰ هزار نفر از این مردم زنده بودند[یعنی ۸۴۰.۰۰۰ نفر طی ۱۶ سال کشته شدن]. در سال ۱۵۳۳ تعداد سکنه بومی تنها ۴۰۰۰ نفر گزارش شده و در نیمه سده هجدهم هیچ نشانی از آنان برجای نماند.‍۱ [نسل کشی]
      منبع اصلی شکار انگلیسی برده غرب آفریقا و بازار آن مستملکات انگلیس در قاره آمریکا بود.[همون جایی که مردم بومیش رو کشته بودن و حالا نیاز به نیروی کار رایگان به شدت احساس میشد]  این بردگان بطور عمده در پلانت های نسشکر و تنباکو [ مزرعه های مرکب و بسیار بزرگ] به کار گرفته می شدند. در این زمان کمپانی های انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیایی ، هلندی ، دانمارکی و آلمانی داراری قرارگاه های اختصاصی شکار برده در غرب آفریقا بودند. در نخستین سال های تأسیس « کمپانی سلطنتی آفریقایی بریتانیا » ، در این منطقه صدها اروپایی به کار اشتغال داشتند [برده شکار میکردن] که ۳۰۰ تن از آنها کارگزاران کمپانی بودند.۲ به نوشته جیمز والوین « کمپانی سلطنتی آفریقایی بریتانیا »در نخستین سال های فعالیتش بسیار موفق بود. [!!!] تا سال ۱۷۲۰ این کمپانی بیش از ۵۰۰ کشتی محموله را انتقال داد که شامل یکصد هزار برده آفریقایی می شد.۳ [ ۵۰.۰۰۰.۰۰۰ برده فقط توسط یه کمپانی]


چنتا سوال هست ، مگه آفریقایی های آدم نبودن که به عنوان برده شکار میشدن ؟ مردم کشور های مختلف قاره آمریکا چه گناهی داشتن که باید اینجوری مورد نسل کشی قرار میگرفتن ؟  چرا مدافعان آزادی و حقوق بشر بجای این کارا شروع نکردن به آموزش مردم محروم و بدون تمدن آفریقا و آمریکا ؟  توسعه طلبی و تمامیت خواهی تا کجا ؟ چند ملیون نفر باید کشته میشدن ؟ 
بهرته هر وقت دارن درباره حقوق بشر و آزادی صحبت میکنن این چیزا رو ازشون بپرسیم !!

منابع
1. Chisholm, ibid, vol. 1 , p.639.
2. ibid, p. 33.
3. ibid, p. 34.

جمعه 21 آذر 1393 ساعت 15:03

فصل پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم

وبلاگ نویسی رو از سال ۱۳۸۹ شروع کردم ، تا این لحظه در چهار مرحله به لطف خدا بیش از ۱۲۰ تا مطلب تو سه تا وبلاگ مختلف نوشتم ، هدف کلی و اصلی هنوز تغییر نکرده « بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم » ،به امید خدا فصل جدیدی از وبلاگ نویسی رو شروع می کنیم ، تو این فصل دوتا مطلب رو از فصل چهارم با خودمون میاریم ۱. تجارت پرتغالی ۲. توصیه شده برای شما ، این دوتا مطلب رو خیلی با دقت دنبال کنید فصل چهارم دو تا دستاورد بسیار خوب برای ما داشت ، استفاده از رسانه تصویری و یه تگ با عنوان « روش شناسی و شناخت فرآیند » ، که در این فصل جدید این دو مورد رو بیشتر خواهیم دید ، به علت یک سری اتفاقات ممکنه سرعت به روز شدن وبلاگ و نوشتن مطالب جدید مثل فصل قبلی بالا نباشه ولی تمام تلاشم رو میکنم که زود زود مطلب روی وبلاگ قرار بدم ، انشاءالله
و در نهایت یه کلییپ براتون آماده کردم که اگه دقیق بهش نگاه کنید میتونید بفهمید که در فصل پنجم بیشتر درباره چه مطالبی صحبت خواهیم کرد ُ این شما و این « جهل و غفلت » . . .



در فصل پنجم با ما باشید . . .

<< 1 2 3 4 5 ... 7 >>