X
تبلیغات
رایتل

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1394 ساعت 23:11

جنگ

کتاب های تاریخ دبستان و راهنمایی رو یادتونه ؟ تا اونجا که من یادمه بیش از ۷۰ درصد کتاب درباره جنگ بود !! جنگ سلسله های مختلف پادشاهی در ایران ، این سلسله با جنگ اون سلسله رو کنار میزد !! جنگ های دوره پیامبر (ص) ، جنگ و فتوحات مسلمانان و بعدشم که درباره حمله مغول ها به ایران و جنگ های ایران با عثمانی ، اشغال ایران توسط روسیه و انگلیس ، جنگ با فلان کشور  و جنگ جهانی اول و دوم و . . . این اواخر هم جنگ ویتنام ،‌جنگ خلیج ، جنگ های داخلی در قاره آفریقا ، جنگ تو افغانستان ،‌جنگ تو عراق ، جنگ تو سوریه ، جنگ تو غزه ، جنگ تو لبنان و جنگ تو لیبی ، جنگ تو یمن و جنگ و جنگ و جنگ و جنگ . . .  یه جورایی انگار داشتیم تاریخ جنگ های بشر رو میخوندیم !!!!
جنگیدن قبیله هایی که ما امروزه بهشون وحشی و بدون تمدن میگیم رو یه جورایی توجیه میکنیم ، میگیم اونا تمدن نداشتن !! بعد یهو میبینیم که ای بابا بزرگترن کشور های متمدن اون دوران یعنی ایران رو روم هم با اون همه تمدن با هم حسابی جنگیدن !! خب پس این تمدن به چه دردشون خورد ؟ اصلا اون موقع رو بیخیال اونا همه عقب مونده بودن . . . الان چرا باهم میجنگیم ؟ مگه جنگ فقط هزینه و خرابی به همراه نداره ؟ الان که همه دنبال هزینه و خرابی کمتر هستن چرا ؟ مگه الان دیگه خیلی متمدن نشدیم ؟ الان چه فرقی با اون دوران که قبیله ها باهم میجنگیدن داریم ؟



بعد جنگ جهانی دوم با اون همه کشته ، هزینه و خرابی کلی نشستن و فکر کردن تا یه چیزی به اسم سازمان ملل درست کنن تا دیگه کشورا باهم نجنگن ، شورای امنیت هم که یه جور محکم کاری بود ، بعدشم ناتو و هزار تا گروه و دسته و این چیزا . . . ولی هر روز وضع خراب تر شد !!! جالب نیست ؟ این همه کار کردیم که جنگ نشه ُ هیچ فایده ای نداشت !! اصلا انگار یه جورایی جنگ رو دوست داریم !! باور کن !! همه ی ما دوست داریم به جون هم بیافتیم . . . کتاب تخیلی مینیویسیم توش کلی جنگ داره . . . فیلم تخیلی میسازیم که میتونه درباره هر چیزی باشه ولی باز دوباره همش درباره جنگه ، بازی میسازیم فقط با موضوع جنگ . . . این داشتان جنگ چیه واقعا ؟



بعد از هرکی میپرسی میگه جنگ بده . . . .همه میدونن نتیجه جنگ چیه ، همه میدونن بده ، همه این بد بودن رو به زبون میارن ، خیلیا هم راضی به راه افتادن جنگ نیستن ولی انگار نمیشه !! همه جور سیستمی هم امتحان کردیم ، پادشاهی ، سرمایه داری ُ کومونیستی ، سوسیالیستی ، مشروطه ، جمهوری ، دمکراتیک و هزار تا چیز دیگه . . . انگار یه چیزی این وسط کمه ! انگار یه دست پنهانی از اول تاریخ تا الان داره سعی میکنه که انسان ها با هم بجنگن ، از همون اولش که بین دوتا برادر جنگ بوجود اورد تا الان . . . همیشه جنگ !! این جنگ ها کی قراره تموم بشه ؟ چی قراره باعث تموم شدن این جنگ ها بشه ؟ کی میتونه این همه جنگ رو به آخر برسونه ؟ نقشه بشر برای این که این جنگ ها یه روز تمو بشه چیه ؟ اصلا نقشه ای داریم ؟ او دست پنهانی کی قراره قطع بشه ؟ اگه راستشو بخواین دیگه نقشه ای نمونده !! هرچی بلد بودیم رو انجام دادیم ، فقط یه راه دیگه هست . . . وحدت !! وحدت و یگانگی واقعی ، هیچ دوتا دولتی نباشن که با هم بجنگن . . . هیچ دو نفری سر قدرت با هم مسابقه ندن ، حکومت تمام دنیا به دست شخصی سپرده بشه که همه ی دنیا بهش ایمان داشته باشن ، همه بتونن بهش اعتماد کنن ، هیچکس از اون شخص بهتر نباشه . . . همه مردم به یه ایدئولوژی یکسان برسن ، همه یه جور روش زندگی رو درست بدونن ، همه یه دین داشته باشن ، در این صورت دیگه کسی با کسی نمیجنگه !!!


خب سوال مهم اینجاست : اون روش زندگی چیه ؟ اون دین چه دینیه ؟ اون شخص چه کسی میتونه باشه ؟ اون شخص باید چه خصوصیاتی داشته باشه ؟ اگه اون شخص اشتباه کنه و دوباره دو دسته گی و جنگ شروع بشه چی ؟ اصلا اون شخص میتونه اشتباه کنه ؟ اون شخص رو از کجا پیدا کنیم ؟ چجوری باید به اون دولت واحد جهانی دست پیدا کنیم ؟

حداقل میتونیم به این سوالات کمی بیشتر فکر کنیم . . .


إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّـهُ وَرَ‌سُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَ‌اکِعُونَ ﴿٥٥سورة المائدة

سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند.

یکشنبه 23 فروردین 1394 ساعت 21:05

دست صهیونیسم !!

وقتی خبر این حمله های عربستان سعودی به مدرسه ها ، بیمارستان ها و افراد غیر نظامی رو شنیدم بی اختیار یاد ماه رمضون پارسال افتادم ، یاد بچه کشی های اسرائیل ، یاد اون بیمارستان هایی که اسرائیل به این بهونه که حماس داره از توش موشک پرتاب میکنه نابود میکرد، یا اون زن و بچهایی که درسته تو آتیش سوخته بودن یاد اون چند کیلومتر مربع !!! چقدر به هم شبیهن !! دقیقا به شکل میجنگن !! نسل کشی !!! موشک ، بمب باران ، سوزوندن زن ها و بچه ها !!! انگار یه دشمن مشترک دارن !! نمیدونم . . . جالبه که هر دوتا توان جنگ زمینی رو ندارن ! نه عربستان نه اسرائیل ، چون میدونن که در جنگ زمینی قطعا بازنده هستن ، هر دو به یه اندازه ضعیفن ، هر دو بی اندازه شبیهن . . .

البته اگه جای اسرائیل یا عربستان باشیم حق داریم که بریم سمت بچه کشی ، چون موشکای واقعی حماس دقیقا از همون بیمارستانا شلیک میشه ، هر کدوم از اون بچه ها وقتی بزرگ بشن یه مبارز میشن که از صد تا موشک خطرناک تره ، اون بچه ای که پدرش جلو چشمش شهید شده ، اون بچه ای که از کودکی به جنگ عادت کرده ، اون کودکی که مقاومت با گوشت و خونش آمیخته شده ، اون کودکی که تحت هیچ شرایطی دلش با اسرائیل صاف نمیشه !! یا اون کودک یمنی که دیده جنگنده های عربستان سعودی چجوری خونشو خراب کرده . . .  این دوتا حق دارن بچه ها را بُکُشن ، این بچه ها خطرناکترین دشمنانشون هستن . . .



دیگه چه اتفاقی بیاد رخ بده تا بشینیم یکم بیشتر فکر کنیم ؟ چنتا بچه دیگه باید کشته بشن تا ما به خودمون بیایم ؟  داعش باید چند نفر دیگه رو سر ببُره که ما بفهمیم کی ساختتش ؟ النصره داره به نفع کی تو یمن میجنگه ؟ مگه یمن چه گناهی کرده ؟ انقلاب یمن چه فرقی با بقیه ی انقلابا داره که آمریکا مجبور شده مهمترین دوستش در خاورمیانه رو به جنگ انقلاب یمن بفرسته ؟ چرا این چیزا رو کنار هم نمیبینیم ؟ به راحتی چیدن یه پازل کنار هم !!!! تو بچه گی زیاد از این پازلا درست میکردیم . . . . .

پول این داعشم که داریم خودمون میدیم دیگه !!! حالا بلند شو سالی چند میلیون خرج کن هی برو حج عمره ، پولو بده به این سعودی ها ، اونام تبدیلش میکنن به اسلحه و میدن به داعش ، بعدش ما باید کلی هزینه کنیم تا همون داعشی رو که داره با پول خودمون به حیات کثیفش ادامه میده رو از کربلا و نجف دور نگه داریم !!!! باز بگو این عربا سوسمارخورن !!! چه نقشه ای برامون کشیدن . . . . هم پول داعش رو تأمین میکنیم هم هزینه مبارزه باهاش رو پرداخت میکنیم ، فقط بخاطر شهوت بعضیا برای رفتن چندباره به حج عمره و حج واجب !!!! برید تحقیق کنید که پیامبر (صلی الله علیه و آله ) چند تا حج عمره و چند تا حج واجب انجام دادن ؟ 

نمیدونم والا . . . یعنی فکر کردن انقد سخته ؟!!


پ.ن : لینک عکس بالا با ترجمه انگلیسی .

برچسب‌ها: کمی بیشتر، خط زمان
شنبه 15 فروردین 1394 ساعت 23:56

شرید

کتاب شریف نجم الثاقب ، باب دوم ، در اسامی و القاب آن جناب :


لقب شصت و هشتم : شرید 

    مکرر به این لقب مذکور شده در لسان ائمّه (علیهم السلام) خصوص امیر المؤمنین و جناب باقر (علیهما السلام) و شرید به معنی رانده شده است ، یعنی از این خلق منکوس که نه جنابش را شناختند و نه قدر نعمت وجودش را دانستند و نه در مقام شکر گزاری و ادای حقش بر آمدند؛ بلکه پس از یأس اوایل ایشان از غلبه و تسلط بر آن جناب و قتل و قمع ذریه طاهره ، اجلاف [مردان فرو مایه ، نامردان] ایشان به اعانت زبان و قلم در مقام نفی و طردش از قلوب بر آمدند و ادله بر اصل نبودن و نفی تولدش اقامه نمودند و خاطر ها را از یادش محو نمودند. 

خود آن حضرت ، به ابراهیم بن علی بن مهزیار فرمود: « پدرم به من وصیت نمود که منزل نگیرم از زمین ، مگر جایی از آن که از همه جا مخفی تر و دورتر باشد به جهت پنهان نمودن امر خود و محکم کردن محل خود از مکاید اهل ظلال ... » تا آن که می فرماید: « پدرم به من فرمود : بر تو باد ای پسر من ! به ملازمت جاهای نهان از زمین و طلب کردن دورترین آن زیرا که از برای هر ولیّی از اولیای خداوند دشمنی است مغالب و ضدّی است منازع » .


جا داره تا تمام ساعت های سال ۱۳۹۴ خورشیدی رو به این لقب امام زمانمون فکر کنیم ! فکر کنیم که چرا آقای ما باید در دورترین جای های زمین خیمه نشین باشن ؟ ما هم که انگار نه انگار . . . !! اصلا یادمون رفته امام زمانی هم داریم !! به زندگی بدون امام زمانمون عادت کردیم  . . . وای برما


برچسب‌ها: کمی بیشتر، خط زمان
جمعه 22 اسفند 1393 ساعت 12:25

محور مختصات

چند وقتیه میخوام درباره این محور مختصات چند کلمه ای براتون بگم ، ماجرای محور مختصات یه موضوع ساده اما بسیار مهمه که ممکنه هر روز باهاش برخورد داشته باشیم ، حداقل افرادی اهل بحث و مکالمه های همراه با نتیجه گیری باشن به این مورد خیلی برخورد میکنن و بعضا از این موضوع محور مختصات اطلاع دارن ولی اگه کسی اهل بحث باشه و درباره محور مختصات چیزی ندونه با مشکلات جالب و غیر قابل حلی روبرو میشه !!!
با یه مثال ساده ریاضیات که همه تو دوران دبیرستان درسشو داشتن شروع میکنیم ، فکر کنید که ما یه نقطه دقیقا وسط یه صفحه کاملا سفید داریم ، معلم از شما میخواد که مختصات اون نقطه رو مشخص کنید ( به حالت دو بعدی ) ، شما اولش گیج میشید و از معلم سوال میکنید که محور مختصات کجاست ؟؟؟ تا محور مختصات نباشه و ندونیم محور مختصات کجاست  به هیچ عنوان نمیشه معلوم کرد که اون نقطه دقیقا کجا قرار گرفته !!!! معلم در جواب به شما میگه که هرکسی میتونه محور مختصات رو هرجایی که خواست بکشه !!! من حدس میزنم که شما محور مختصات رو اینجوری رسم کنید :


در این صورت نقطه ای که در وسط صفحه وجود داره تو قسمت مثبت محور مختصات قرار میگیره ، اما دوست بقل دستی شما دوست داشته تا محور مختصاتش رو اینجوری رسم کنه :



با این محور مختصاتی که بقل دستی شما رسم کرده همون نقطه ی وسط صفحه کاملا تو قسمت منفی محور مختصات افتاده ، سوال مهم اینجاست که آیا شما دونفر میتونید سر این موضوع با هم بحث کیند که کدومتون محور رو درست کشیدید و مختصات کدومتون درسته ؟؟؟؟
یکم از فضای کلاس ریاضی خارج بشیم و به دنیای واقعی برگردیم ، اما این مثال خیلی خوب رو گوشه ذهنتون نگه دارید !! وقتی داریم با یه نفر دیگه بحث علمی یا هر مدل بحث دیگه ای انجام میدیم تا به یه نتیجه برسیم ، این موضوع محور مختصات بسیار مهم میشه !! فرض کنید تو مثال بالا اون نقطه وسط صفحه سفید ربا و نوزول باشه ( اسم با کلاس امروزیش میشه وام با بهره ) ، تعریف ربا تو همه جای دنیا تقریبا مشخصه ( یعنی این که شما یه پولی رو به یه نفر قرض میدین و مشخص میکنید که در زمان تحویل طرف باید مقدار بیشتری پول به شما پس بده و اگه نتونه در اون زمان تعیین شده پول پس بده هر روز اون مقدار بیشتر میشه ) ، حالا فرض کنید که یه نفر از ما میپرسه که ربا و گرفتن سود و بهره روی پولی که قرض دادیم کار خوب ، پسندیده و درستیه یا نه ، اینجاست که بحث محور مختصات بوجود میاد !!! محور مختصات ما اینجا دین ، اعتقاد و روش فکری ماست !!! چجوری ؟ به این صورت که اگه شما به نظام سرمایه داری و اصالت سود و سرمایه اعتقاد داشته باشید وضعیت حور مختصات و اون نقطه سیاه دقیقا مثل عکس اول میشه ، یعنی ربا یه کار خوب و پسندیده به حساب میاد که تو قسمت مثبت محور مختصات شما قرار داره !!! ولی اگه شما به اسلام و اقتصاد اسلامی اعتقاد داشته باشید وضعیت محور مختصات و نقطه سیاه رنگ مثل شکل دوم میشه ، یعنی ربا یه کار خیلی بد و ناپسند میشه که در قسمت منفی محور مختصات قرار داره !!!!



حالا باید بریم سراغ اون سوال مهمی که چند خط بالاتر پرسیدیم : آیا این دو نفر که یکیشون کاملا به سرمایه داری معتقده و اون یکی به اصول اسلامی اعتقاد داره میتونن با هم درباره این موضوع بحث کنن که ربا خوب و پسندیدست یا بد و ناپسنده ؟!؟ اگر با هم بحث کنن به نتیجه ای میرسن یا نه ؟
بحث این دو نفر به احتمال زیاد کاملا بی نتیجه خواهد بود ، مگر این که بگردن و یه محور مختصات مشترک پیدا کنن و سر محل و مختصات اون نقطه سیاه به یه نتیجه مشترک برسن ، در غیر این صورت این دو نفر هیچ وقت به نتیجه نمیرسن !!!
این پیدا کردن محور مختصات مشترک یکی از مهمترین مشکلات در هر زمینه ای !!! مخصوصا در زمینه فرهنگ و تفکر !! هی میخوایم به طرف بقبولونی که حجاب چیز خوبیه در صورتی که طرف اصلا اسلام رو قبول نکرده که بخواد به حجاب داشتن یا نداشتنش فکر کنه !! حالا هی با طرف صحبت کن و واسش دلیل و مدرک از قرآن ، حدیث و سیره اهل بیت (ع) بیار که آقا یه زن مسلمان باید حجاب داشته باشه !!! طرف هنوز خدا و پیغمبر رو قبول نداره که بخوای از قرآن براش دلیل بیاری !!!
حالا اگه طرف اصلا خودشم ندونه که محور مختصاتش کجاست و یه چهارچوب فکری درست و مشخص برای خودش نداشته باشه ، یعنی محور مختصات متغییر !!!! در این صورت کار خیلی خیلی سخت میشه و این شخص به احتمال زیاد هیچ حرفی رو غیر از حرف خودش قبول نخواهد کرد !!
پس قبل از وارد شدن در هر بحثی اول طرف مقابلتون رو بررسی کنید که آیا یه محور مختصات مشخص داره یا نه و این که میتونید یه محور مختصات مشترک پیدا کنید و طبق اون محور با هم شروع به بحث کنید ؟! در غیر این صورت اصلا وارد بحث نقطه به نقطه نشید و سعی کنید تا محور های مختصات شخص مقابل رو درست کنید !!!! ( اول طرف رو مسلمون کنید بعد بهش بگید که ربا چیز خوبی نیست !! )

پ.ن : ببخشید که طولانی شد ، فکر کنم ه ارزشش رو داشت

سه‌شنبه 12 اسفند 1393 ساعت 10:27

یک سال گذشت . . .

دقیقا پارسال همین موقع بود که این وبلاگ رو درست کردم و یک ساله که با این آدرس شیک و خوشگل  وبلاگ مینویسم ، سال بسیار جالبی رو از هر نظر پشت سر گذاشتم و خدا رو شکر همه چیز خوب و عالی بود ، بدون کمترین مشکلی ، خدا رو شکر قبل از این که یه حرفایی بزنیم بهتره بریم و یه نگاهی به آمار این یک ساله بندازیم تا متوجه بشیم چه خبرا بوده ، تو این یک سال بنده ۶۷ مطلب روی وبلاگ منتشر کردم که یعنی به طور متوسط هر ۵.۴۴ روز یه مطلب جدید روی وبلاگ بوده ، نمیشه گفت بد بوده ولی میتونست بهتر از این ها باشه . تو این یک سال ۹۰۴۴ بار از از صفحات مختلف وبلاگ بازدید شده ، ۲۴.۷۳ باز دید در هر روز ، به شخصه وبلاگ هایی رو میشناسم که روزی ۴۰۰ - ۵۰۰ تا بازدید دارن . کلا ۴۲ نظر  درباره مطالب وبلاگ نوشته شده که دیگه واقعا خوب نیست . دوتا نظر سنجی داشتیم که در مجموع ۱۱۵ نفر درشون شرکت کردن که میشه گفت قابل قبوله ، و یک سری آمار دیگه که مهم نیستن !!



اما حرف اصلی ، تو دورانی که میزان تفکر و ساعات فکر کردن به شدت پایین اومده ، مردم در هر لحظه درگیر چنتا کار مختلفن ( به لطف گوشی های تلفن همراه و بقیه وسایل دیجیتال) و نمیتونن روی هیچ موضوعی متمرکز بشن ، تو سال هایی که مهمترین کار به اشتراک گذاشتنه و با احساس ترین کار لایک زدنه ، زمانی که انسان هارو با تعداد لایک هایی که پست هاشون میگیره میسنجن ، اگه ما تونسته باشیم یک نفر رو به بیشتر فکر کردن ، به رفتن در خلوت ، سکوت ُ آرامش و تمرکز  تشویق کرده باشیم برای ما کافیه . . .
بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم . . .

برچسب‌ها: کمی بیشتر، خط زمان
جمعه 17 بهمن 1393 ساعت 09:23

حافظه تاریخی

چه فرقی به حال ما داره که توی گذشته چه اتفاقی افتاده !! گذشته ها گذشته !! خب حالا اونا همدیگه رو کشتن تموم شده رفته ، به ما چه ربطی داره ؟! حوصه خوندن این مطالب کهنه و نخ نما رو ندارم :( !! ول کن بابا توام حوصله داری !!! اونا یه قوم و ملت بودن ما هم یه قوم و ملت دیگه هستیم !! اصلا معلوم نیست این چزا که تو این کتابا به عنوان تاریخ به ما خورد ما میدن درست باشه ؟! همش تحریف شده !!!
این جمله هایی که تو خط های بالایی خوندین جواب هایی هستن که وقتی میخوای با یه نفر خیلی جدی درباره تاریخ صحبت کنی میشنوی ، البته نمیگم همه اینجورین ولی متأسفانه این جملات رو از بعضی افراد تحصیل کرده هم میشنویم ، مخصوصا دوستانی که به سمت رشته های مهندسی و فنی رفتن و خب این اصلا خوب نیست !!

این حرفای تکراری که نمیدونم تاریخ خوبه و ما باید از روش های زندگی گذشتگان درسها بیاموزیم و تاریخ تکرار میشه و پس با خوندن تاریخ میشه آینده رو پیشبینی کرد رو همه شنیدین و میدونیم که همشون درسته اما بحث ما یکم فرق داره !! میتونیم یکم نزدیکتر بیایم ، تو تاریخ معاصر ، شاید تو ۱۰ سال گذشته ! شایدم چهار سال پیش !! هرقدر نزدیک که شما دوست داشته باشین ! بحث درباره ی تاریخ نیست ؟؟

بحث درباره فراموشکاریه ، فراموش کاری سهوی ، عمدی از روی جهل یا از روی تنبلی !! بحث سر اینه که چرا انقد زود یادمون میره ؟ بحث درباره اینه که چرا انقد زود یادشون رفته ؟ یعنی واقعا یادشون نبوده ؟

چی مشد اگه وقتی طلحه و زبیر داشتن توی بصره مردم رو برای نبرد با امام علی (ع) تحریک میکردن یه نفر بلند میشد و میگفت : من هنوز یادم نرفته ! مگه تو نفر اول با امیرالمؤمنین (ع) بیعت نکردی ؟ تو خودت بیشتر از همه برای کشتن عثمان اصرار داشتی !! حالا چی شده که میخوای با علی (ع) بجنگی ؟

چرا هیچکس یادش نبود . . . . ؟! 

چرا همه معجزات موسی (ع) رو یادشون رفته بود ؟ مگه چقد گذشته بود ؟ همش ۱۰ روز !! کار به اونجا کشید که هارون (ع) رو تهدید به قتل کردن !! یعنی هیچکس حرفای حضرت موسی (ع) رو یادش نبود ؟

جالب نیست ؟ سوال بر انگیز نیست ؟

چنتا مثال اینجوری نیازه ؟ چرا انقد زود فراموش کردن ؟ چرا انقد زود فراموش میکنیم ؟ چرا حافظه تاریخی نداریم ؟ . . .  نمیدونم شایدم داریم !!!! 



در زمان امام موسی کاظم (ع) مردم برای امام حسین (ع) مراسم عزاداری به پا میکردن ، به دستور امام صادق (ع) جلسات ذکر مصیبت برگزار میشده ، امام رضا (ع) بانی جلسات عزاداری برای سیدالشهدا (ع) بودند و . . . اما افرادی که در این جلسات شرکت میکردن !!! این افراد نمیدونستن که امام حسین (ع) امام زمان خودشون بودن و این امامی که الان تو اون جلسه عزاداری شرکت میکنن هم امام زمان خودشون هستن ؟ این افراد نمیدونستن که شیعیان کوفه عهد شکستن و پشت امامشون رو خالی کردن ؟ هر روز داشتن این مصائب رو میشنیدن و براش گریه میکردن !! پس چرا امام زمان خودشون رو تنها گذاشتن ؟ شعیان دوران امام موسی کاظم (ع) برای امام حسین (ع) گریه میکردن در حالی که امام زمانشون تو زندان بود !!!!!!!!! نمیدونستن که نتیجه بی وفایی به امام زمانشون چیه ؟ مگه از اتفاقات عاشورا و از بی وفایی شیعیان کوفه خبر نداشتن ؟ پس چرا هیچ کاری انجام نمیدادن ؟ چرا گذاشتن امام زمانشون تو زندان به شهادت برسه ؟

این همه تأکید برای زنده نگه داشتن عاشورا و محرم برا چیه ؟ چرا هیچ کاری به اندازه عزاداری برای امام حسین (ع) توصیه نشده ؟

واسه این که ما حافظه تاریخی داشته باشیم !! واسه این که ما بدونیم نتیجه پر شدن شکم از حرام چیه ؟ واسه این که ما یادمون باشه یه امام زمان هم در دوران ما هست که خیلی تنهاست !!! واسه این که ما بدونیم نتیجه عهد شکنی با امام زمان چیه !!! واسه این که ما یادمون نره . . .

باید بدونیم ولی دونستن تنها کافی نیست !! باید به وقتش یادمون بیاد ولی اینم کافی نیست !! باید وقتی یادمون اومد ازش استفاده کنیم !! فقط در این صورت حافظه تاریخی خواهیم داشت . . .

برچسب‌ها: تاریخی، کمی بیشتر
پنج‌شنبه 9 بهمن 1393 ساعت 11:11

چهره ها و شبکه های اجتماعی

کمتر از یک ساله که به صورت هفتگی ایمیل هایی با عنوان «چهره ها در شبکه های اجتماعی (#)» دریافت میکنم ، تو این ایمیل ها که احتمالا برای خیلیای دیگه هم فرستاده شدن ، با یه گزارش از جدیدترین عکسهایی که افراد معروف توی شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشتن روبرو میشم ، پایین هر عکس هم یک سری توضیحات طنز گونه نوشته شده ، عکس هرکسی که به نوعی معروف و سرشناس شده هم توی این گزارش ها پیدا میشن ، از پسر یه مربی معروف پولدار تا بازیگرا و چهره های سیاسی و اجتماعی ، ملاک فقط معروف بودن طرفه !! تو مواجهه با این گزارش ها یه حس دوگانه ای بهم دست میده که نمیدونم بخندم یا گریه کنم

قدیمتر ها واسه دیدن چنین عکس هایی باید به سایتای خاصی میرفتی که یک سری عکس آتلیه ای بازیگران رو جمع آوری میکردن و خبری از سلفی دور همی ، عکس از مهمونی ، تولد ، مسافرت و عکسای خانوادگی نبود !! مدتها هم با وجود بودن شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و . . . کمتر بازیگری رو میدیدم که توی این شبکه ها فعالیت داشته باشه !! اما الان حدود یک ساله که با رسمی شدن شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام ، بازیگرا و بقیه چهره های معروف شروع کردن به اشتراک گذاری عکسا و حرفاشون تو این شبکه ها که البته این چیز غیر طبیعی و عجیبی نیست ، چون همه مردم این کارو انجام میدن و دیگه متداول شده . [بخونید خَز شده]
اما ماجرای این احساس دوگانه چیه ؟! این احساس دوگانه ی بنده ریشه در قدیم داره ، اون زمان که فیسبوک تازه مد شده بود و ما هم مثل بقیه یه اکانت توش درست کردیم [البته الان دی اکتیوش کردم] ، اون زمان ما دانشجو بودیم و خب طبیعتا نزدیکترین افراد و دوستان من همکلاسیام بودن ، با وارد شدن به فیسبوک به صورت طبیعی عکس های بعضی از دختر خانوم های همکلاسی رو میدیدم که اکثرا بدون حجاب بود ، یعنی مقایسه بین دیدن یه شخص در لباس یک دانشجو و دیدن یه شخص تو لباس خونه یا مهمونی !! خلاصه ، اینجا بود که یه سوال بزرگ برام پیش اومد . . .  این فیسبوک و شبکه های اجتماعی بودن که باعث شدن یه دختر جوون جوگیر بشه و عکس هایی که تا چند سال پیش جزو مسائل خانوادگی حساب میشد به همه نشون بده ؟! یا این دختر خانوم قبل از این که فیسبوک هم بیاد مشکلی در نشون دادن عکس های خانوادگیش به بقیه نداشت ؟؟؟ [البته خانوم و آقا نداره ها ، میتونید توی متن کلمه پسر رو جانشین کلمه دختر کنید] اگه بخوایم ساده تر بگیم اینجوری میشه « فیسبوک باعث بی حجابی شد ؟ یا بی حجابی جامعه تو فیسبوک نمود پیدا کرد ؟ [گفتیم دختر و پسر هم نداره] »



جدا از اینکه شما حجاب رو تا چه حد قبول دارید ، سوالی که اون بالا مطرح شد کاملا جای بحث و تفکر داره ، تفکر به این که تأثیر یه شبکه اجتماعی مثل فیسبوک تو جامعه ای که ما الان داریم چی بوده ؟
در هر صورت این ماجرای چهره ها و شبکه های اجتماعی هم دقیقا همین سوال دوگانه رو تو ذهن بنده بوجود اورده که پخش شدن اینجور عکس ها از بازیگزا باعث ترویج نوع رفتار پوشش و زندگی اونا میشه یا شبکه های اجتماعی مثل یه آینه داره فقط واقعیت جامعه رو به ما نشون میده ؟
یه بنده خدایی میگفت : نقشی که فیسبوک [بخونید شبکه های اجتماعی] تو بی حجاب کردن جامعه داشت ، رضا شاه نداشته !! ؛ البته این هم یه جور جوابه ولی به نظر بنده این جواب جواب کاملی نیست ، بالاخره یه جامعه فرهنگ خاص خودش رو داره و یه شبکه اجتماعی نمیتونه تو مدت زمانی به اندازه ۲-۳ سال انقد تأثیر داشته باشه !! بهترین جواب برای سوال بالا اینه که بگیم این رابطه دو  طرفه و رفت و برگشتی بوده !! یعنی هر دو گزینه دسته !! چجوری ؟ به این صورت که شبکه های اجتماعی و به اشتراک گذاشتن عکس هایی که قبلا نشون دادنشون در فضایی خارج از فضای خانواده متداول نبودن باعث شد تا ما قسمتی از واقعیت جامعه که قبلآ دیده نشده بود رو ببینیم و همین دیده شدن باعث شد تا خیلیا به دلایل مختلفی جذب اون قسمت دیده نشده از جامعه بشن یا حداقل دیدن و نشون دادن اینجور عکسا طبیعی بشه !! و حالا که طبیعی شده مردمی که تا قبل از این نشون دادن اینجور عکس ها به بقیه رو درست نمیدونستن شروع کردن به اشتراک گذاشتن عکس هاشون ، و این چرخه ادامه داره . . . .
حرف آخر ، به راحتی از کنار مسائل اجتماعی رد نشیم و یکم بیشتر بهشون فکر کنیم !!

برچسب‌ها: کمی بیشتر
<< 1 2 3 4 5 ... 7 >>