X
تبلیغات
رایتل

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 ساعت 11:46

عمیق تر . . .

پنجشنبه هفته گذشته [تو لحظات آخر اردو دقیقا وقتی که منتظر بودیم تا اتوبوس برسه و ما رو بیاره تهران] یه جمع کاملا یهویی از دانش آموزای پیش دانشگاهی تشکیل شد و شروع کردیم به بحث و صحبت آزاد در خصوص مسائل مختلف  !! بچه ها حرف میزدن و من گوش میکردم  ، هرچی  جلوتر رفتیم طبق معمول بحث های عادی ،  یه مبحثی خودش رو خیلی بیشتر و بیشتر نشون میداد . . . ‌عدم مطالعه و نگاه سطحی به مسائلی که بسیار دقیق و عمیق هستن ‌!!! این موضوع بنده رو خیلی آزار میده ، شاید دلیل اصلی شروع نوشتن این وبلاگ همین موضوع بوده باشه ، این که یکم عمیق بشیم  !! یکم دقیق بشیم !! یکم مطالعه کنیم و هرچی رو شنیدیم بدون تفکر قبول نکنیم . . . کمی بیشتر فکر کنیم !!!!

بحث در حال انجام بود و من تلاش کردم تا بحث رو از مسیر اصی خودش منحرف کنم تا بتونم حرف خودم رو بزنم ،‌ اولش که به بچه ها گفتم چرااا انقد سطحی به مسائل نگاه میکنید ؟! ، شوکه شدن و بعد چنتا از حرفای سطحی که توی بحث گفته بودن رو به یادشون اوردم و ا شون خواستم تا عمیق به مسائل نگاه کنن !! [داره شبیه گزارش کار میشه]  تو هین حرفا ، یاد اولین کتابی افتادم که از شهید مطهری خونده بودم . . . .  مسئله حجاب !

« یه مسافرت تو تابستون چند سال پیش بود ، صبح بعد از نماز دیگه خوابم نبرد ، همه خانواده هم خواب بودن و تا ۲ -۳ ساعت دیگه باید تنها میشستم ، تلوزیون هم که نمیشد روشن کرد ، یادم افتاد که یه کتاب با خودم اوردم . . . مسئله حجاب  !!! کتاب رو که باز کردم ، تا چند ساعت مداوم دستم بود  نزدیک به ۷۰ صفحه از ۲۳۰ صفحه کتاب رو خوندم  . . .  «

این خاطره رو برای بچه ها تعریف کردم و یه مثال خیلی قشنگ در خصوص عمیق فکر کردن از همین کتاب براشون زدم تا مطلب براشون روشن بشه ، شهید مطهری تو بخش دوم کتاب مسئله حجاب  اینطور مینویسه :

    « من می گویم : برعکس ، در محیط های پاک اسلامی این مرد بود که حق نداشت در نشست و برخاست ها از زن بیگانه بهره برداری کند. این مرد است که همواره حرص می ورزد که زن را وسیله چشم چرانی و کامجویی خود قرار دهد. هیچگاه مرد به طمع خود مایل نبوده حائلی  میان او و زن وجو داشته باشد و هروقت که این حائل از میان رفته آن که برنده بوده مرد بوده است و آن که باخته و وسیله شده زن. امروز که مردان موفق شده اند با نام های فریبنده «آزادی» و «تساوی» و غیره این حائل را از میان ببرند زن را در خدمت کثیف ترین مقاصد خویش گرفته اند. بردگی زن، امروز به چشم می خورد که برای تأمین منافع مادی یک مرد در یک مٰؤسسه تجارتی خود را صد قلم برای جلب مشتری مرد می آراید و به صورت «مانکن» در می آید و شرف خود را در ازاء‌چندرغاز حقوق می فروشد. [یاد منشی ها و فروشنده های خانم که تو مغازه ها و شرکت های مختلف امروزی میبینیم افتادم.] »



وقتی توی مسائل مختلف دقیق و عمیق بشیم  و از تبلیغات ،‌حاشیه سازی ها و تفکر عوامانه در خصوص اون مطلب فاصله بگیریم ، میتونیم به نتایج جدید و اکثرا درستی برسیم.، همه چیز انقد ساده نیست که ما میبینیم  و [شرکت های تبلیغاتی]بهمون نشون میدن   ، باید کمی بیشتر فکر کنیم . . . .


پنج‌شنبه 8 خرداد 1393 ساعت 14:54

یه کار خوب و با حجاب :)

بعد از چنتا مطلب طولانی بریم یه رسانه ی خیلی باحال ببینیم یکم حالمون خوب شه  : 



دیدین ؟ خوب بود ؟  این ویدئو از دو جهت نظر من رو به خودش جلب کرد :
اول خود این ایده خیلی قشنگی که این دوستان برای ارائه دادن حجاب نسبتا اسلامی توی کشور های غیر اسلامی داشتن که به احتمال زیاد با هزینه ی خودشون و یکم دوندگی و تلاش تونستن اجراییش کنن ، این که ما بشینیم و یه ذره بیشتر به مغزمون فشار بیاریم تا یه ایده خوب واسه ارائه چیزای خوبی که بلدیم  به ذهنمون برسه خیلی خوبه و از اون بهتر این که همت داشته باشیم و بریم اون ایده ی خوب رو اجرایی کنیم ، در هر صورت من بهشون تبریک و خسته نباشید میگم .
و دومین چیزی که درباره ی این ویدئو من رو به فکر فرو برد مسئله بی خیالی افرادی بود که دارن پول میگیرن تا درباره ی مسئله حجاب کار فرهنگی انجام بدن !! داشتم فکر میکردم که وقتی چهار عدد جوون توی کشور های غیر اسلامی به این قشنگی بدون صرف هزینه ی خاصی میتونن چیزی رو که بهش اعتقاد دارن تبلیغ کنن چرا یک سری افراد که وظیفشون اینه و دارن برای این کار پول میگیرن هیچ کای انجام نمیدن !؟!؟!  
خب دیگه کافیه من از حرفایی که بوی چیزای کثیفی مثل سیاسیت رو بدن متنفرم  و اصلا دوست نداشتم از این چیزا تو این وبلاگ بنویسم اما یه وقتایی نمیشه دیگه ، شرمنده !