کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

سه‌شنبه 16 دی 1393 ساعت 21:00

تبلیغات

یه محصولی ساختن یا دارن یه کلای پر مصرف مثل مواد غذایی رو تولید میکنن ، برای بازار یابی و رقابت با رقبای تجاری نیاز دارن که محصولشون رو تبلیغ کنن ، یه مقدار زیادی به شرکت تبلیغاتی پول میدن تا براشون تبلیغات کنه ، بیلبورد های توی اتوبان ، تبلیغات دور زمین فوتبال یا روی لباس بازیکنا ، اسپانسر شدن ، تبلیغ توی رادیو و اگه شرکت بخواد خیلی پول خرج کنه کار به تبلیغات تلوزیونی میکشه .
هدف از این تبلیغات چیه ؟ فقط و فقط فروش بیشتر ! ، ابزار تبلیغات رو هم که گفتیم ، سوال اینجاست : هدف وسیله رو توجیه میکنه یا نه ؟ ، این سوال دیگه خیلی تکراری شده و جوابش به روش ، مسلک و مذهب طرف برمیگرده ، در مذهب شیعه قطعا هدف وسیله رو توجیه نمیکنه ولی در مکاتب اصالت سود و سرمایه هدف خیلی قشنگ وسیله رو توجیه میکنه !! هدف پول ، سود و سرمایه بیشتره ، به هر روشی . . . پس هر تبلیغی که بتونه مشتری بیشتری جذب کنه تبلیغ بهتری حساب میشه ، پس برای کمپانی تولید کننده محصول مهم نیست که تبلیغ چجور محتوایی داشته باشه و چجوری مشتری رو جذب کنه . . . بریم یه رسانه تصویری ببینیم

 

خب همینجور که میبینید آپارات ورداشته و ویدئو ما رو حذف کرده ، البته یه پیغام هم برا من فرستاده « ویدیوی "تبلیغات بی محتوا" به علت مغایرت داشتن با قوانین سایت ،از طرف تیم مدیریت آپارات حذف گردید . »
ما هم رفتیم و ویدئو رو روی یوتوب آپلود کردیم ، متأسفانه !!

سه تا تبلیغ تلوزیونی به عنوان نمونه انتخاب کردم که داخلی و خارجی هم نداره هموشون یه جور هستن ، فرض کنید که اون شرکت ساخت کره پاستوریزه میومد یه تبلیغ میساخت که توش یه آقایی با یه چهره معمولی از مشخصات کره ای که اون شرکت تولید میکنه میگفت ، بدون این که در لوکیشن خاصی باشه ، خیلی ساده فقط و فقط مشخصات محصولشون رو میگفت ! مثلا میگفت کره ای که ما تولید میکنیم حیوانیه ، انقد درصد چربی داره ، انقد درصد فلان رو داره ، قیمتش انقدره ، در فلان غذا ها قابلیت استفاده داره و به همین صورت تا آخر . . . خیلی دقت کنید ، این تبلیغ فرضی که ما گفتیم چه فرقی با تبلیغ تلوزیونی که الان درباره اون کره دیدیم داره ؟ یکم فکر کنید . . . این تبلیغ ساده و فرضی ما موسیقی نداره ، توش از بازیگرای خوشگل استفاده نشده ( چه زن چه مرد چه بچه ) ، توش خبری از یه لوکیشن رویایی و خیالی که وجود خارجی نداره نیست و شخصی که داره این تبلیغ فرضی ما رو میبینه ممکنه متوجه بشه که این کره به علت چربی زیادش براش مضر هم هست ، اگه بخوایم خیلی ساده بگیم تبلیغی که از اون کره دیدیم جذابه ولی تبلیغ فرضی ما جذاب نیست و در نتیجه ممکنه به جای جذب مشتری دفع مشتری هم داشته باشیم !!! حالا شما خودت رو جای اون رئیس کارخونه فرض کن ترجیح میدی کدوم تبلیغ برای محصولت پخش بشه ؟
یه مورد خیلی مهم دیگه هم هست ، دقت کنیم که چه چیزایی باعث جذاب شدن اون تبلیغ شده بود ؟؟ این خیلی مهمه ، چه چیزایی ما رو جذب میکنه ؟ افراد خوشگل ، موسیقی ، جا های رویایی ، چیزای خوشمزه و . . . .


خب مگه بده این چیزا ما رو جذب خودشون کنن ؟ چه اشکالی داره ما از افراد خوشگل ، چیزای خوشمزه و لوکیشن های قشنگ خوشمون بیاد ؟ جواب : نه اصلا بد نیست ، اگه یه انسان از این چیزا بدش بیاد مشکل داره !!!
 پس چی ؟
اینجاست که میرسیم به اصل مطلب ، به تبلیغ سوم نگاه کنید ، تبلیغ اون نوشابه گاز دار ، همه میدونن که نوشابه گازدار در هر حالتی برای بدن ضرر داره و هیچکس نمیتونه منکر این موضوع بشه ، اما تو اون تبلیغ اصلا به این موضوع اشاره ای نمیشه ، فقط سعی کردن با خیال پردازی و با استفاده از چیزای خوشایند ما رو جذب کنن !! به صورتی که اصلا یادمون بره این نوشابه برای بدن ما ضرر داره . . .
پس این که ما از انسان های خوشگل ، اماکن خیالیه قشنگ و مزه های خوب خوشمون بیاد اصلا بد نیست اما اگه یه نفر بخواد با استفاده از این موارد یه چیزی رو به ما بفروشه که چیز خوبی نیست یا ما بهش احتیاجی نداریم خیلی بده ، یعنی این احساس خدادادی رو در مقابل عقل و تفکر قرار بده ! به جای این که محصولش رو کامل به ما عرضه کنه و به ما اجازه تحلیل و انتخاب بده تا ما استفاده از تفکر و نسبت به نیازمون اون جنس رو بخریم ما رو گول بزنه تا پولدار و پولدار تر بشه . . . اغوا در مقابل تفکر و عقل . . . یکی از بزرگترین مشکالت جوامع مصرف زده . . .
از امروز دقت کنید که چنتا تبلیغ تلوزیونی یه محصول رو فقط و فقط معرفی میکنن ! بدون دروغ ! بدون بزرگنمایی ! بدون اغوا کردن مخاطب !! ممکنه ماه ها طول بکشه تا چنین تبلیغی پیدا کنید . . . .

پ.ن : بازم طولانی شد

دوشنبه 15 دی 1393 ساعت 22:39

مؤمن

امروز که داشتم برمیگشتم خونه یه حدیث بسیار جالبی که بالای در واگن مترو بود نظرم رو به خودش جلب کرد ، اول یه نگاه گذرا بهش کردم ، بعد متوجه شدم یه نفر داره با موبایلش از متن اون حدیث عکس میگیره ، رفتم جلو و یه بار دیگه با دقت خوندمش ، اون وقت بود که خیلی با آرامش موبایلمو از جیبم دراوردم و از اون حدیث عکس گرفتم



متن حدیث :
    مردی از پیامبر (ص) پرسید : مؤمن خشمگین می شود ؟ پیامبر فرمودند بله ممکن است . عرض کردند مؤمن ربا می خورد ؟ فرمودند : احتمالش هست . . .  مؤمن زنا می کند ؟ پیامبر سر به زیر انداختند و فرمودند : ممکن است اما توبه می کند . همین طور چند گناه کبیره را پرسیدند و پیامبر (ص) فرمودند : گاهی ممکن است انجام بدهد. اما وقتی از پیامبر (ص) پرسیدند که مؤمن دروغ هم می گوید ؟ پیامبر (ص)  با تأکید فرمودند : نه!! مؤمن هر گناهی ممکن است انجام بدهد اما هرگز دروغ نمی گوید. کسی که دروغ بگوید ایمان ندارد و اصلا مؤمن نیست !!
(میزان الحکمة جلد ۸ باب کذب ، سفینة البحار ص ۴۷۳ )


خیلی خیلی جالبه !! یه حدیثی هست که میگه ربا مثل جنگیدن با خدا میمونه ، اون وقت طبق گفته پیامبر (ص) مؤمن حتی اگه ربا بخوره یا خدای نکرده عمل زنا رو انجام بده و توبه کنه از دایره ایمان خارج نمیشه ولی اگه دروغگو باشه کلا از ایمان خارج شده !! واقعا جا داره که روی این موضوع یکم بیشتر فکر کنیم . . . مگه دروغ چیه که حتی از اون دو مورد گناه کبیره هم بدتره ؟ دروغ چه نتیجه ای داره ؟
الان یاد اون حدیث معروف افتادم که میگه دروغ کلید شروع تمام گناهانه !! شاید به این دلیله که مؤمن هیچ وقت دروغ نمیگه !!! شایدم به خاطر این باشه که وقتی یه نفر موقعیت زنا براش محیا بشه ولی به این فکر کنه که اگر مرتکب این گناه بشه مجبوره بعدا برا پوشوندنش دروغ بگه و دروغ هم دروغ میاره اون وقت از  زنا کردن پشیمون بشه ، اما کسی که دروغ گفتن براش راحت باشه اون عمل رو انجام میده و به خیالش میتونه با دروغ هاش اون گناه رو پوشش بده !!؟ نمیدونم والا اینا همش نظرات ناقصه منه در هر صورت باید تلاش کنم که دروغ نگم و یکم بیشتر فکر کنم . . .

پ.ن : نصب این حدیث ها توی مترو و جایی که مردم بخوننشون خیلی کار خوبیه

دوشنبه 8 دی 1393 ساعت 21:06

مدافعان آزادی !!

اگه آدم یه چیزای رو ندونه دلش کمتر میسوزه !! وقتی میفهمی که یه نفر وایساده رو به روت و داره با تمام توانش بهت دروغ میگه خیلی ناراحت میشی ، اون شخص فکر میکنه تو از هیچی خبر نداری ولی اشتباه میکنه !! تو داری با تمام سلول های بدنت دو رویی و نفاقش رو حس میکنی ، واقعا سخته !! وقت بهت میگه من بزرگترین حامی آزادی هستم و فکر میکنه هیچ کس از گذشته اون خبر نداره ، البته قرار هم نبوده کسی خبردار بشه اما همیشه یه سری هستن که دنبال تمام حقیقت میگردن و دروغ و تحریف رو تشخیص میدن ، کسایی که به راحتی از کنار حرف ها رد نمیشن ، یک دقیقه پیش اون حرف میشینن و بهش فکر میکنن ، همه چیز رو سبک و سنگین میکنن تا بفهمن چی راسته ! چی دروغ !! حق کجاست و منافق چیه !!! ولی چه فایده هنوز وایساده و دار با افتخار دروغ هاشو تکرار میکنه !! و هنوز هم افراد زیادی براش دست میزنن و دنبالش میرن ، میگه من مدافع آزادیم ، براش هورراااااار میکشن !! دروغ میگه . . .

    هائیتی نمونه ای گویاست. این جزیره ای است که کریستف کلمب در ۶ دسامبر ۱۴۹۲ بر آن پای نهاد و آن را « هیسپانیولا »  نامید. این جزیره پر جمعیت بود ، در آن زمان کلمب تعداد سکنه بومی آن را ۹۰۰ هزار نفر تخمین زد . یورش اروپاییان برای یافتن طلا به این جزیره آغاز شد و در سال ۱۵۰۸ تنها ۶۰ هزار نفر از این مردم زنده بودند[یعنی ۸۴۰.۰۰۰ نفر طی ۱۶ سال کشته شدن]. در سال ۱۵۳۳ تعداد سکنه بومی تنها ۴۰۰۰ نفر گزارش شده و در نیمه سده هجدهم هیچ نشانی از آنان برجای نماند.‍۱ [نسل کشی]
      منبع اصلی شکار انگلیسی برده غرب آفریقا و بازار آن مستملکات انگلیس در قاره آمریکا بود.[همون جایی که مردم بومیش رو کشته بودن و حالا نیاز به نیروی کار رایگان به شدت احساس میشد]  این بردگان بطور عمده در پلانت های نسشکر و تنباکو [ مزرعه های مرکب و بسیار بزرگ] به کار گرفته می شدند. در این زمان کمپانی های انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیایی ، هلندی ، دانمارکی و آلمانی داراری قرارگاه های اختصاصی شکار برده در غرب آفریقا بودند. در نخستین سال های تأسیس « کمپانی سلطنتی آفریقایی بریتانیا » ، در این منطقه صدها اروپایی به کار اشتغال داشتند [برده شکار میکردن] که ۳۰۰ تن از آنها کارگزاران کمپانی بودند.۲ به نوشته جیمز والوین « کمپانی سلطنتی آفریقایی بریتانیا »در نخستین سال های فعالیتش بسیار موفق بود. [!!!] تا سال ۱۷۲۰ این کمپانی بیش از ۵۰۰ کشتی محموله را انتقال داد که شامل یکصد هزار برده آفریقایی می شد.۳ [ ۵۰.۰۰۰.۰۰۰ برده فقط توسط یه کمپانی]


چنتا سوال هست ، مگه آفریقایی های آدم نبودن که به عنوان برده شکار میشدن ؟ مردم کشور های مختلف قاره آمریکا چه گناهی داشتن که باید اینجوری مورد نسل کشی قرار میگرفتن ؟  چرا مدافعان آزادی و حقوق بشر بجای این کارا شروع نکردن به آموزش مردم محروم و بدون تمدن آفریقا و آمریکا ؟  توسعه طلبی و تمامیت خواهی تا کجا ؟ چند ملیون نفر باید کشته میشدن ؟ 
بهرته هر وقت دارن درباره حقوق بشر و آزادی صحبت میکنن این چیزا رو ازشون بپرسیم !!

منابع
1. Chisholm, ibid, vol. 1 , p.639.
2. ibid, p. 33.
3. ibid, p. 34.

سه‌شنبه 2 دی 1393 ساعت 15:26

توصیه شده برای شما ، قسمت دوم ( از کجا میفهمه ؟ )

تو قسمت قبلی قول داده بودیم که خیلی زود این قسمت رو آماده کنیم خب حالا خیلی زود هم نشد ولی بازم خوبه . به دوستانی که اولین باره دارن این مطلب سریالی رو میخونن پیشنهاد میکنم قسمت صفر و قسمت اول رو حتما بخونن تا براشون روشن بشه که درباره چی داریم صحبت میکنیم ، خب دیگه بریم سر اصل مطلب :

دو راه اولیه و ساده از روش هایی که یه سایت میتونه شما رو شناسایی کنه رو گفتیم و مونده دوتا راه بعدی .

۳. کد های مخرب جاوا اسکریپت : احتمالا میدونید که این صفحات وب و یا هر چیز دیگه ای توی دنیای کامپیوتر در مرحله اول یک سری کد و متن بیشتر نیست و ما از برنامه هایی که میتونن این کد و متن ها رو بخونن و نتیجه گرافیکی و تصویری به ما تحویل بدن استفاده میکنیم ، یکی از این برنامه ها همین مرورگر وبه که شما همین الان دارید با استفاده از اون این صفحه رو مطالعه میکنید ، صفحه های وب اکثرا با استفاده از کد های HTML یا PHP نوشته میشن ، اما برای خوشگل کردن ،‌متحرک کردن و خیلی کارای دیگه یک سری کدهای جاوا اسکریپت هم بهشون اضافه میکنن ، قدیم تر ها از کد های جاوا اسکریپت کمتر استفاده میشد چون سرعت اینترنت کمتر و مرورگر ها ضعیف تر بودن اما الان استفاده از این کد ها خیلی زیاد شده ، برای مشخص کردن این کد ها از پسوند js. استفاده میکنن. وقتی شما یه سایت رو باز میکنین مرورگر شما شروع میکنه به خوندن و اجرا کردن یک سری فایل متنی مرتبط با هم ، دستگاه شما همه ی فایل ها رو میخونه و اجرا میکنه براش فرقی نداره که این متن چی باشه ، حتی اگه اجرا کردن اون کد ها باعث لو رفتن اطلاعات شما بشن و مشکل دقیقا همینجاست که نویسنده اون سایت میتونه کد های مخرب رو بین کد های سایت جاسازی کنه. کد های جاوا اسکریپت بستر بسیار بسیار مناسبی برای جاسوسی و خرابکاری هستن ، این جور کارا رو میشه همینجوری به دو دسته تقسیم کرد اول جاسوسی هایی که به صورت سازماندهی شده و رسمی انجام میشه ، مثل کارایی که گوگل ، فیسبوک و هزارتا شرکت و سایت دیگه انجام میدن و دوم کار هایی که به صورت پراکنده و ابتکاری توسط خرابکارا و هکر های اینترنتی انجام میشن ، کلا هدف دزدی اطلاعات از شخص استفاده کننده از اون سایته ، که میتونه شامل هر چیزی باشه که اون سایت بتونه از شما بدست بیاره که خب ابتدایی ترین اطلاعاتی که درباره شما بدست میاد اینه که شما کی هستین و از کجا به اون سایت وصل میشید !!!


یه وقت اشتباه نشه !! همه ی این کد ها مخرب نیستن ، و نکته امید وار کننده اینکه این کد های بعضا مخرب ، به عنوان یه جور مکمل استفاده میشن و با نبودشون ما چیز زیادی رو از دست نمیدیم ، به همین دلیل یک سری افراد دست به کار شدن و افزونه هایی ( Add-ons ) برای مروروگر ها درست کردن تا جلوی این همه خرابکاری و جاسوسی گرفته بشه ، وقتی شما این افزونه ها رو نصب میکنید هربار که مرورگر شما بخواد کد های یه وب سایت رو اجرا کنه افزونه دست به کار میشه و اجازه اجرا شدن اون کد های مخرب رو نمیده و اسم و منع این کد ها رو به شما نشون میده ، دوتا از معروف ترین و کاربردی ترین این افزونه ها NoScript Security Suite و Ghostery هستن ، پیشنهاد میکنم حتما یکی از این دوتا رو روی مرورگرتون (Firefox) نصب کنید .

۴. توی اون سایت اکانت داشته باشیم : خب خدا رو شکر این مورد دیگه نیاز به توضیحات زیادی نداره ، وقتی شما توی یک سایت اکانت درست میکنید دارید تمام اطلاعاتتون رو دستی دستی به اون سایت هدیه میکنید و طبیعیه که اون سایت همه اطلاعت شما یا بخشی از اون رو نگه داری کنه ، بطور کلی میشه گفت اصلی ترین راه برای این که یه سایت شما رو بشناسه اینه که شما توی اون سایت ثبت نام کرده باشید و هربار که به اون سایت سر میزنید با وارد کردن یوزرنیم و پسورد به اون سایت بفهمونید که شما کی هستید و خب طبیعتا اون سایت هم کاملا شما رومیشناسه و اطلاعات کاملی از شما داره .


به لطف خدا یکی از سوالاتی رو که توی قسمت صفر مطرح کرده بودیم به صورت کلی و خیلی خلاصه توضیح دادیم ، البته اصلا این ادعا رو نداریم که جوابمون صد در صد علمی ، درس و کامل بوده و هیچ راه دیگه ای برای این که یه سایت بفهمه کی از کجا داره بهش متصل میشه نیست اما این چهار روش اصلی ترین و متداول ترین هستن ، انشاءالله تو قسمت های بعدی به سوالات دیگه ای که مطرح کردیم جواب میدیم


یکشنبه 30 آذر 1393 ساعت 15:38

تجارت پرتغالی ، قسمت پنجم ، آلوارس کابرال

چون این قسمت طولانی شده بهتره که سریع تر بریم به اصل مطلب برسیم ، فقط اینو میگم که برای خوندن قسمت های قبلی به تگ « تاریخی » مراجعه کنید :


    واسکو داگاما تصادفاً کالیکوت را به عنوان مقصد سفر دور و دراز خویش برنگزید ،‌این نقطه‌ای بود که پرتغالی ها از پیش آن را شناسایی کرده بودند. قریب به دوازد سال پیش ، به سال ۱۴۸۶ یک مسافر یا جاسوس پرتغالی به نام پدرو داکاویلام به کالیکوت سفر کرده و در بازگشت آوازه ثروت و شوکت آن را به گوش کانون های سیاسی و مالی پرتغال رسانیده بود. این نخستین سفر یک اروپایی به هند است و از اینروست که کالیکوت را اولین نقطه هند می‌دانند که یک اروپایی به آن گام نهاده است. [ یعنی از اولین باری که یه اروپای پاش به هند باز شد فقط ۵۲۹ سال میگذره ، ۵۲۹ سال پر از نکبت و استعمار برای هندوستان با تمدن چند هزار ساله ] . واسکو داگاما آنگاه به بنادر کوچن و کانانور ، در ساحل مالابار رفت و سپس راهی پرتغال شد.

چنانکه خواهیم دی ، سفر گاما به بندر کوچن در بنیانگذاری امپراتوری مستعمراتی غرب در قاره آسیا از اهمیت جدی برخوردار است ، زیرا کمی بعد در این منطقه که مانند سایر مناطق جنوبی هند آن زمان ، در زیر نظارت حکومتی مقتدر قرار نداشت نخستین گروه‌های مهاجر یهودی ، به همراه بردگان آفریقایی شان ، مستقر شدند وبه رهبری یهودی به نام گاسپار داگاما ( یوسف عادل ) به‌به پایگاهی استوار برای استعمار پرتغال در منطقه بدل گردید . تعلق واسکو داگاما به مرکز مهم سیاسی و تجاری کوچن تا بدانجا بود که بعد ها وی در همین منطقه درگذشت.

چند ماه پس از بازگشت گاما به لیسبون ، « مانوئل ثروتمند » پادشاه پرتغال ، ناوگانی بزرگ و مجهز مرکب از ۱۳ کشتی به فرماندهی ماجرارجویی به نام پدرو آلوارس کابرال روانه شرق کرد ، و این بار با هدف تسخیر !! کابرال که در این سفر گاسپار یهودی نیز همراه او بود ، به اشتباه راه غرب را پیش گرفت و در ۲۲ آوریل سال ۱۵۰۰ میلادی به سواحل برزیل رسید ،متفرعنانه آن را به نام مانوئل تملک کرد و آنگاه راهی هند شد [ زیاد تعجب نکنید تو اون دوره بهعلت نبود امکانات و تجربی بودن دریانوردی از این اتفاق زیاد می افتاده :) ] . چنین بود که کابرال با نام « کاشف برزیل » جایگاه افتخار آمیزی در تاریخ معاصر غرب یافت!


کابرال با دعاوی دور و دراز به کالیکوت رسید . متکبرانه از حکمران هندو خواستار اخراج تجار مسلمان از این بند شد و آنگاه که وی را با خفت و خواری راندند ( و نمی‌دانیم چه کرد که گویا تنی چند از همراهانش نیز به قتل رسیدند ) در کوچن مستقر شد و نخستین قرارگاه پرتغالی ها را در آنجا به پا کرد ؛ به کمک یهودیانی که همراه او بودند و بردگانی که از سواحل آفریقا به اسارت گرفته بودند . اینان به یقین نیاکان یهودیان سفید و ساه پوست کنونی کوچن اند. کوچن در سده های بعد ، چه در زمان پرتغالی ها و چه در زمان انگلیسی‌ها ، یکی از پایگاه های اصلی یهودیان در اقیانوس هند و مرکز مهم فروش برده در مشرق زمین بود [ به این فروش برده توجه ویژه ای داشته باشین ] .


پ.ن : داره کم کم جالب میشه

برچسب‌ها: تاریخی
جمعه 28 آذر 1393 ساعت 11:17

The Equalizer

کاملا اتفاقی و بدون هیچگونه برنامه ریزی قبلی این فیلم رو دانلود کردم ، اگه راستشو بخواین از بازیگر نقش اولش فیلمای خیلی خوبی دیدم و امتیاز فیلم هم ۷.۵ از ۱۰ بود واسه همین وسوسه شدم که دانلودش کنم ، بی خبر از همه جا فیلمو دیدم ، فیلم هرچی جلوتر میرفت پیامش واضح تر میشد :



اشتباه نکنید این که تو دستشه اسلحه نیست تمام جالبی فیلم هم به همینه ، به تاریخ انتشارش توجه کنید ، ۲۶ سپتامبر ، توی لایه سطحی  و اولیه با یه فیلم جنایی و اکشن روبرو هستیم ، از این فیلما که قهرمان آمریکای فیلم یه مأمور مخفیه ولی هیچکس اینو نمیدونه و خب در آخر همه رو شکست میده و قهرمانانه از صحنه فیلم خارج میشه ، یه فیلم آمریکایی !! 

همه چیز مرتبه تا این که قهرمان داستان با یه دختر مظلوم روسی که به زور به کاراری بد رو اورده آشنا میشه و میفهمه داره توسط یه گروه مافیای روسی به این دختر و دخترای دیگه ای ظلم میشه .



قهرمان داستان که در ظاهر یه کارمند ساده و قانونمنده میره به مبارزه با آدم بدای اون گروه مافیای روسی و چون قبلا یه سرباز و جاسوس خیلی خفن آمریکایی بوده خیلی راحت چنتا از اون روسا رو با دست خالی میکشه  ، اما بعدا معلوم میشه پاشو گذاشته رو دم شیر و این چند نفر عضو یه گروه مافیای محلی کوچیک نبودن ، و قهرمان به اشتباه رئیس منطقه ای یه مافیای بین المللی روس رو کشته ، از اینجا داستان شروع میشه !



اون گروه مافیای بین المللی روس یه گروه از آدمای خفن رو میفرسته دنبال قهرمان قصه ی ما غافل از این که طرف خیلی خفنه و همش از دست اینا فرار میکنه و از اینا تلفات میگیره ، آخر سر کار به گروگان گیری توی یه فروشگاه خیلی بزرگ ( مثل هایپر استار ) میرسه و روسا چنتا از دوستا و همکارای قهرمان رو گروگان میگیرن ، اما باز هم قهرمان با دست خالی میاد و همه این روسا رو میکشه و دوستاش رو نجات میده ، در آخر هم قهرمان یه نفره میره روسیه و اونجا رئیس این باند بین المللی رو با دست خالی و بدون هیچ کمک و پشتیبانی میکشه .



خب کجای این فیلم مهم بود که ما تصمیم گرفتیم دربارش بنویسیم ؟؟! نکات جالب رو به صورت لیست مینویسیم :

۱. قهرمان داستان یه نیروی اطلاعاتی و امنیتی قدیمیه آمریکایه که خیلی خیلی ماهر و دقیقه و ۲۰ سال پیش برا خودش کسی بوده اما الان یه زندگی عادی و مخفی داره ُ مثل یه جور قدرت قدیمی و قوی که تا وقتی که نیاز نباشه فعال نمیشه ، یادگاری از گذشته .

۲. گروه مافیای روسی بسیار شیطانی ، خشن ، بی احساس و مغرور نشون داده میشه که داره حسابی از آمریکا پول درمیاره ، از راه های مختلف !!!

۳. داستان پلیسی نیست و یه جور انتقام گیری شخصیه .

۴. قهرمان داستان از هیچ اسلحه استفاده نمیکنه ، هیچی !! اونی هم که تو پوستر فیلم دستشه یه دستگاه میخ کوب برقیه .

۵. قهرمان خیلی راحت شروع میکنه به بهم ریختن کاسبی روس ها توی شهر ، اول پولاشون رو میگریه بعد هم نفتکشو ، انبار سوخت و لوله انتقال سوختشون رو منفجر میکنه ، یه جورایی داستان برعکس میشه به جای این که روسا دنبال این باشن این شروع میکنه به تهدید کردن و از بین بردن روسا و بهشون هشدار میده که بیخیال کارایی که میکردن بشن ولی روسا دست بردار نیستن.

۶. اوج داستان فیلم توی اون فروشگاه بزرگه جایی که قهرمان داستان با استفاده از اجناس فروشگاه تمام نیرو های مسلح و حرفه ای مافیای روس یا بهتر بگیم سربازای روسیه رو میکشه !! کاملا بدون اسلحه !!

۷. روس ها خیلی قوی هستن ولی به پای آمریکاییه نمیرسن .

۸. یه پلیس بد که در اول داستان به روس ها کمک میکرده با صحبت های قهرمان به صراط مستقیم برمیگرده و روس ها رو لو میده.

۹. دخترک مظلوم داستان در آخر فیلم در حالی که یه جور کاپشن با نقش پرچم آمریکا پوشیده میاد و به قهرمان میگه که از اون کارای بد که قبلا مجبور بوده انجام بده دست برداشته و مثل یه شهروند خوب داره زندگیشو میکنه.

۱۰. رئیس گروه مافیای روسی در آخر فیلم توی مسکو ، بدون اسلحه و توسط برق گرفتگی کشته میشه.


خب میشه گفت که آمریکا داره مثل همیشه از طریق هالیوود پیامش رو به دنیا میروسنه ، قهرمان تقریبا بی هویت داستان که در گذشته با همچین افرادی میجنگیده به همسر مرحومش قول داده که دیگه اینجوری نجنگه ولی با این رفتار روس ها مجبور میشه مثل قدیم بجنگه ، پیام فیلم بسیار واضح و روشنه ، آمریکا میخواد مثل گذشته های نه چندان دور جنگ اقتصادی رو با روسیه شروع کنه ، بدون اسلحه و با کمک تحریم ، بلوکه کردن اموال روسیه ، نخریدن نفت روسیه و با کالا های آمریکایی روسیه رو از پا دربیاره !! یه جورایی میشه جنگ سرد !!! اما این بار یه فرقی با دفعه ی قبل وجود داره ، اون بار مردم روسیه پشت دولتشون بودن اما این بار . . . .

فیلم هیچ صحنه ی چیز داری نداره ( خدا رو شکر ) ولی دیالوگاش اصلا مناسب کودکان و نوجوانان نیست ، در کل با خانواده نبینین بهتره ، این هم لینک دانلود فایل تورنت و زیرنویس فارسی .


منتظر نظراتتون هستم


پ.ن : خیلی خلاصه گفتم که طولانی نشه ، فیلم رو با دقت ببینید !

برچسب‌ها: فیلم، خط زمان، جنگ
سه‌شنبه 25 آذر 1393 ساعت 18:26

گروگانگیر . . .

این ماجرای گروگان گیری شهر سیدنی هم دیگه داره خیلی دامنه دار میشه ، میگن طرف ایرانیه ! مشکلات جنسی داشته ! مشکلات روانی داشته ! خودش به خودش میگفته عالم ! الان جزو داعش شده ! و هزار تا حرف و حدیث دیگه ُ در بین همه این حرف و حدیثا خبرگزاری فارس یه خبر خیلی جالب و تأمل برانگیز منتشر کرد که من رو به یاد یه آیه از قرآن انداخت ، اول خبر رو بخونیم :


دوتا نکته : ۱. به احتمال زیاد منظورش از رافضی ، شیعه و منظورش از مسلمان ، گروه های تکفیریه  ۲. تو متن این بیعت نامه از یه آیه قرآن « اطیعو الله . . . » و یک حدیث مشترک بین تمام فرقه های اسلامی « هر کس امام زمان . . . . » استفاده شده .
و اما آیه ای از قرآن که با خوندن این خبر بی اختیار به یادش افتادم این بود :

وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْ‌آنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَ‌حْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ ۙ وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارً‌ا
سورة الإسراء آیه ۸۲
و از قرآن، آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان، نازل می‌کنیم؛ و ستمگران را جز خسران (و زیان) نمی‌افزاید.

این شخص هم قرآن میخونده و هم حدیث متواتر بین تمام فرقه های اسلامی رو بلد بوده اما این بلد بودن کاملا به ضررش شده ، دو حالت وجود داره یا از روی جهل دچار اشتباه شده و یا از رو عمد داره اشتباه معنی میکنه . . . .

لینک ها : فارس نیوز ، رویترز ، گاردین

برچسب‌ها: خط زمان، قرآن، داعش
<< 1 ... 4 5 6 7 8 ... 14 >>