X
تبلیغات
رایتل

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

پنج‌شنبه 16 بهمن 1393 ساعت 19:01

تجارت پرتغالی ، قسمت ششم ، راه تجاری

پس از یه مدت طولانی این شما و این قسمت ششم «تجارت پرتغالی» که برخلاف قسمت های گذسته و برای روشن شدن وضع اقتصادی و راه های تجاری اون دوران یکم از هند فاصله گرفتیم و اومیدم سمت ایتالیا ، برای خوندن قسمت های قبلی به تگ تاریخی مراجعه کنید :


    چنانکه دیدیم ، تا آغاز سده شانزدهم میلادی تجارت مشرق زمین بطور عمده در دست بازرگانان مسلمان بود. در این دوران جهان اسلام بر تجارت اروپا نیز سایه خود را گسترده بود. در اروپا تنها تجار ونیزی و جنوایی و یهودیان مستقر در بنادر ایتالیا کانون های جدی تجارت محسوب می‌شدند ، که آنان نیز در‌واقع به عنوان واسطه های انتقال کالا های تجار مسلمان به بازار های اروپایی عمل می کردند. در این دوران رابطه تجاری اروپا و شرق بطور عمده از سه راه اصلی انجام می‌گرفت :

۱. راه دریای سرخ ، نیل ، اسکندریه ، ونیز و جنوا [راه آفریقا و مصر ، مسیر جنوبی]

۲. راه خلیج فارس ، بغداد ، حلب ، قسطنطنیه ، ونیز و جنوا [راه ایران ٫ عراق و ترکیه ، مسیر میانی]

۳. راه طرابوزان ، ولگا ، دن ، منطقه بالتیک که از سده چهار دهم معمول شد. [مسیر شمالی]

دقیقاً به همین دلیل است که بنادر ایتالیا به کانون اصلی تجارت آن زمان بدل شد و در قله فرهنگ و سیاستاروپای عصر خود جای گرفت . [دوستانی که بازی Assassin's Creed 2 و Brotherhood رو بازی کردن این موضوع رو از نزدیک دیدن :)]

«بیشترین شکوه و مکنت ونیز از ناوگان بازرگانی آن بود . هیچ شهر اروپایی دیگری نمی‌توانست تجارتی به این عظمت داشته باشد. کشتی‌های ونیزی در عده زیادی از بنادر از طرابوزان در دریای سیاه گرفته تا کادیث ، لیسبون ، نروژ و حتی ایسلند درده می شدند. در ریالتو مرکز تجارت ونیز ، می‌شد بازرگانان نمی از جهان را دید.»


بنوشته خانم زیگرید هونکه ، محقق آلمانی ، « ونیز اگر با مسلمانان تجارت نمی داشت نمی‌توانست آن چیزی بشود که شد ؛ بدون دارچین و زیره ، قرمزدانه و نیل ، هرگز نمی‌توانست نقش پیروزمندانه و مقتدرانه خود را به عنوان بزرگترین قدرت اقتصادی مغرب زمین بازی کند » در جنوا و فلورانس نیز وضع به همین گونه بود. بر شالوده این تجارت جهانی بود که درجنوب ایتالیا یک الیگارشی بسیار ثروتمند مالی-تجاری شکل گرفت و در دامان خود فرهنگ جدید را پرورش داد که به فرهنگ رنسانس شهرت یافت.

ایران در قلب این شبکه تجاری شرق و غرب جای داشت و به تعبیر کِرزُن سرزمین رابط بود. شکوقایی بنادر مهم جهانی چون هرمز و کیش در این دوران دقیقاً به دلیل جایگاه استراتژیک این جزایر در شبکه تجاری فوق است. لذاست که سده پانزدهم میلادی اوج تکاپوی بنادر ایتالیا و یهودیان مستقر در این بنادر در ایران می یابیم ، با تمامی پیامد های سیاسی آن.

در تمامی این راه‌ها کالا از طریق زمین یا مسیر های کوتاه آبی (بندر به بندر) حمل می‌شد ، در دست تجار گوناگون دست به دست می‌گشت و سرانجام از طریق تجار ایتالیایی و یهودی با قیمتی نچندان ارزان به بازار های اروپا می رسید. درواقع بازار های اروپا یکی از منابع اصلی رونق و ثوت تجار مسلمان از یک سو و تجار ونیزی و جنوایی و یهودی ، که انحصار خود را بر بازار های اروپا برقرار کرده بودند ار سوی دیگر بود[الان جهتش برعکس شده ، شایدم نشده ، نمیدونم والا !!] این رونق تجاری با شکوفایی و گسترش فرهنگی تو‌أم بود : طی سه سده پیش از ورود اروپاییان [حدوداً میشه سال ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ میلادی] موجی نوین ، نیرومند و رو به رشد از گسترش اسلامی در خاوردور و آفریقا پدید شد که عاملان آن نه پادشاهان و سرداران کشورگشا ، که بازرگانان صلح جوی مسلمان بودند.


پ.ن : دقت کنید ، مسیر هایی که ما تو نقشه کشیدیم با خط مستقیم به هم وصل شدن تا یه نمای کلی از اصلی ترین مسر های عبور کالاهای تجاری در اون زمان به ما بدن ، همین

برچسب‌ها: تاریخی
پنج‌شنبه 9 بهمن 1393 ساعت 11:11

چهره ها و شبکه های اجتماعی

کمتر از یک ساله که به صورت هفتگی ایمیل هایی با عنوان «چهره ها در شبکه های اجتماعی (#)» دریافت میکنم ، تو این ایمیل ها که احتمالا برای خیلیای دیگه هم فرستاده شدن ، با یه گزارش از جدیدترین عکسهایی که افراد معروف توی شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشتن روبرو میشم ، پایین هر عکس هم یک سری توضیحات طنز گونه نوشته شده ، عکس هرکسی که به نوعی معروف و سرشناس شده هم توی این گزارش ها پیدا میشن ، از پسر یه مربی معروف پولدار تا بازیگرا و چهره های سیاسی و اجتماعی ، ملاک فقط معروف بودن طرفه !! تو مواجهه با این گزارش ها یه حس دوگانه ای بهم دست میده که نمیدونم بخندم یا گریه کنم

قدیمتر ها واسه دیدن چنین عکس هایی باید به سایتای خاصی میرفتی که یک سری عکس آتلیه ای بازیگران رو جمع آوری میکردن و خبری از سلفی دور همی ، عکس از مهمونی ، تولد ، مسافرت و عکسای خانوادگی نبود !! مدتها هم با وجود بودن شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و . . . کمتر بازیگری رو میدیدم که توی این شبکه ها فعالیت داشته باشه !! اما الان حدود یک ساله که با رسمی شدن شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام ، بازیگرا و بقیه چهره های معروف شروع کردن به اشتراک گذاری عکسا و حرفاشون تو این شبکه ها که البته این چیز غیر طبیعی و عجیبی نیست ، چون همه مردم این کارو انجام میدن و دیگه متداول شده . [بخونید خَز شده]
اما ماجرای این احساس دوگانه چیه ؟! این احساس دوگانه ی بنده ریشه در قدیم داره ، اون زمان که فیسبوک تازه مد شده بود و ما هم مثل بقیه یه اکانت توش درست کردیم [البته الان دی اکتیوش کردم] ، اون زمان ما دانشجو بودیم و خب طبیعتا نزدیکترین افراد و دوستان من همکلاسیام بودن ، با وارد شدن به فیسبوک به صورت طبیعی عکس های بعضی از دختر خانوم های همکلاسی رو میدیدم که اکثرا بدون حجاب بود ، یعنی مقایسه بین دیدن یه شخص در لباس یک دانشجو و دیدن یه شخص تو لباس خونه یا مهمونی !! خلاصه ، اینجا بود که یه سوال بزرگ برام پیش اومد . . .  این فیسبوک و شبکه های اجتماعی بودن که باعث شدن یه دختر جوون جوگیر بشه و عکس هایی که تا چند سال پیش جزو مسائل خانوادگی حساب میشد به همه نشون بده ؟! یا این دختر خانوم قبل از این که فیسبوک هم بیاد مشکلی در نشون دادن عکس های خانوادگیش به بقیه نداشت ؟؟؟ [البته خانوم و آقا نداره ها ، میتونید توی متن کلمه پسر رو جانشین کلمه دختر کنید] اگه بخوایم ساده تر بگیم اینجوری میشه « فیسبوک باعث بی حجابی شد ؟ یا بی حجابی جامعه تو فیسبوک نمود پیدا کرد ؟ [گفتیم دختر و پسر هم نداره] »



جدا از اینکه شما حجاب رو تا چه حد قبول دارید ، سوالی که اون بالا مطرح شد کاملا جای بحث و تفکر داره ، تفکر به این که تأثیر یه شبکه اجتماعی مثل فیسبوک تو جامعه ای که ما الان داریم چی بوده ؟
در هر صورت این ماجرای چهره ها و شبکه های اجتماعی هم دقیقا همین سوال دوگانه رو تو ذهن بنده بوجود اورده که پخش شدن اینجور عکس ها از بازیگزا باعث ترویج نوع رفتار پوشش و زندگی اونا میشه یا شبکه های اجتماعی مثل یه آینه داره فقط واقعیت جامعه رو به ما نشون میده ؟
یه بنده خدایی میگفت : نقشی که فیسبوک [بخونید شبکه های اجتماعی] تو بی حجاب کردن جامعه داشت ، رضا شاه نداشته !! ؛ البته این هم یه جور جوابه ولی به نظر بنده این جواب جواب کاملی نیست ، بالاخره یه جامعه فرهنگ خاص خودش رو داره و یه شبکه اجتماعی نمیتونه تو مدت زمانی به اندازه ۲-۳ سال انقد تأثیر داشته باشه !! بهترین جواب برای سوال بالا اینه که بگیم این رابطه دو  طرفه و رفت و برگشتی بوده !! یعنی هر دو گزینه دسته !! چجوری ؟ به این صورت که شبکه های اجتماعی و به اشتراک گذاشتن عکس هایی که قبلا نشون دادنشون در فضایی خارج از فضای خانواده متداول نبودن باعث شد تا ما قسمتی از واقعیت جامعه که قبلآ دیده نشده بود رو ببینیم و همین دیده شدن باعث شد تا خیلیا به دلایل مختلفی جذب اون قسمت دیده نشده از جامعه بشن یا حداقل دیدن و نشون دادن اینجور عکسا طبیعی بشه !! و حالا که طبیعی شده مردمی که تا قبل از این نشون دادن اینجور عکس ها به بقیه رو درست نمیدونستن شروع کردن به اشتراک گذاشتن عکس هاشون ، و این چرخه ادامه داره . . . .
حرف آخر ، به راحتی از کنار مسائل اجتماعی رد نشیم و یکم بیشتر بهشون فکر کنیم !!

برچسب‌ها: کمی بیشتر
یکشنبه 5 بهمن 1393 ساعت 17:32

خردمندان

اینجا دیگه جای حرف زدن نیست ، فقط و فقط میخونیم ، با توجه و آرامش :

    . . . ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻋﻈﻤﺖ ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﻭ ﻣﻲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻴﺪﻧﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺎﺯﻣﻲ ﮔﺸﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻴﺪﻧﺪ ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﻬﺎ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻭ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻣﻌﻴﻮﺏ ﺍﺳﺖ. ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﻛﻮﭼﻚ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﻲ ﻧﮕﺮﻧﺪ؟ ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺳﺘﺤﻜﺎﻡ ﺑﺨﺸﻴﺪ؟ ﻭ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻭ ﮔﻮﺵ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺧﻠﻖ ﻛﺮﺩ؟ ﺑﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻭ ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺟﺜﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻳﺪ  ﻛﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺧﻠﻘﺖ ﺍﻭ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭﻙ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ! ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ! ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍﻩ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺭﻭﺯﻱ ﺧﻮﺩ ﺗﻼﺵ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ؟ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻻﻧﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻧﮕﻪ ﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺩﺭ ﻓﺼﻞ ﮔﺮﻣﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺗﻼﺵ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺭﻭﻥ ﺭﻓﺘﻦ ، ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ. ﺭﻭﺯﻱ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﻭ ﻏﺬﺍﻫﺎﻱ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻃﺒﻌﺶ ﺁﻓﺮﻳﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﻨﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻏﻔﻠﺖ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻣﺤﺮﻭﻣﺶ ﻧﻤﻲ ﺳﺎﺯﺩ ، ﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺳﻨﮕﻲ ﺳﺨﺖ ﻭ ﺻﺎﻑ ﻳﺎ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺻﺨﺮﻩ ﺍﻱ ﺧﺸﻚ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻣﺠﺎﺭﻱ ﺧﻮﺭﺍﻙ ﻭ ﻗﺴﻤﺘﻬﺎﻱ ﺑﺎﻻ ﻭ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﮔﻮﺍﺭﺵ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺷﻜﻢ ﺍﻭ ، ﺍﺯ ﻏﻀﺮﻭﻓﻬﺎﻱ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﻩ ﺗﺎ ﺷﻜﻢ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺍﻭﺳﺖ ﺍﺯ ﭼﺸﻢ ﻭ ﮔﻮﺵ ، ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻧﻤﺎﻳﻲ ، ﺍﺯ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﮕﻔﺘﻲ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻭﺻﻒ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺯﺣﻤﺖ ﺧﻮﺍﻫﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩ؛ ﭘﺲ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﭘﻴﻜﺮﻩ ﻭﺟﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺳﺘﺤﻜﺎﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺁﻥ ﻫﻴﭻ ﻗﺪﺭﺗﻲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻳﺎﺭﻱ ﻧﺪﺍﺩ ﻭ ﻫﻴﭻ ﺁﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻤﻜﺶ ﻧﻜﺮﺩ. ﺍﮔﺮ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻜﺎﺭ ﮔﻴﺮﻱ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﭘﻲ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻲ ، ﺩﻻﺋﻞ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺁﻓﺮﻳﻨﻨﺪﻩ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻛﻮﭼﻚ ﻫﻤﺎﻥ ﺁﻓﺮﻳﺪﮔﺎﺭ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺧﺮﻣﺎﺳﺖ ، ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﺩﻗﺘﻲ ﻛﻪ ﺟﺪﺍ ﺟﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻜﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﻭ ﺗﻔﺎﻭﺗﻬﺎﻱ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﻠﻘﺖ ﻫﺮ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ، ﻫﻤﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺳﻨﮕﻴﻦ ﻭ ﺳﺒﻚ ، ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻛﻮﭼﻚ ، ﻧﻴﺮﻭﻣﻨﺪ ﻭ ﺿﻌﻴﻒ ، ﺩﺭ ﺍﺻﻮﻝ ﺣﻴﺎﺕ ﻭ ﻫﺴﺘﻲ ﻳﻜﺴﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺧﻠﻘﺖ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻭ ﻫﻮﺍ ﻭ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺁﺏ ﻳﻜﻲ ﺍﺳﺖ. ﭘﺲ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﻦ ﺩﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﻣﺎﻩ ، ﻭ ﺩﺭﺧﺖ ﻭ ﮔﻴﺎﻩ ﻭ ﺁﺏ ﻭ ﺳﻨﮓ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﺷﺐ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺟﻮﺷﺶ ﺩﺭﻳﺎﻫﺎ ﻭ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﻛﻮﻫﻬﺎ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﺍﻱ ﻗﻠﻪ ﻫﺎ ﻭ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ ﻟﻐﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺯﺑﺎﻧﻬﺎ ، ﻛﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻧﺪ. ﭘﺲ ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻛﺲ ﻛﻪ ﺗﻘﺪﻳﺮﻛﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﻧﭙﺬﻳﺮﺩ ، ﻭ ﺗﺪﺑﻴﺮﻛﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﻛﻨﺪ. ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺻﻮﺭﺗﻬﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ !؟ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺣﺠﺖ ﻭ ﺩﻟﻴﻠﻲ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ، ﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﻲ ﭘﺮﻭﺭﺍﻧﻨﺪ ﺗﺤﻘﻴﻘﻲ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﻨﺪ !! ﺁﻳﺎ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ ، ﻳﺎ ﺟﻨﺎﻳﺘﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﻨﺎﻳﺘﻜﺎﺭ ﺑﺎﺷﺪ؟  . . .
امروز صبح که داشتم این خطبه از نهج البلاغه رو میخوندم بی اختیار یاد این آیه از قرآن افتادم :

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ‌ لَآیَاتٍ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ ﴿١٩٠ الَّذِینَ یَذْکُرُ‌ونَ اللَّـهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُ‌ونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ رَ‌بَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ‌ ﴿١٩١
[سورة آل عمران]
مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است. همانها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد می‌کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین می‌اندیشند؛ (و می‌گویند:) بار الها! اینها را بیهوده نیافریده‌ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش، نگاه دار!


پ.ن : خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه ترجمه استاد محمد دشتی.

سه‌شنبه 30 دی 1393 ساعت 19:45

توصیه شده برای شما ، قسمت سوم ( چیکار میتونه انجام بده ؟ )

توی دو قسمت قبلی (که اگه نخوندین توصیه میکنم حتما بخونیدشون) توضیح دادیم که یه سایت یا یه سرویس دهنده خدمات وب از چه راه هایی میتونه بفهمه کی بهش وصل شده ، یعنی سوال اولی که تو قسمت صفر مطرح شده بود رو جواب دادیم  حالا وقتشه که ببینیم این شناسایی شدن چه تأثیری در گشت گذار ما توی وب داره ؟!

قبل از اون باید یه اصل خیلی مهم رو بهتون یادآوری کنم ، اصلی که قطعا براتون آشنا و قابل لمسه ، توی اینترنت و مواجهه با دنیای سرمایه داری همیشه و همیشه باید این اصل رو بخاطر داشته باشیم که « هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمیگیره !!! » یعنی وقتی یه شرکت یه سایت درست میکنه که براش بصرفه !! و چون هدف سود مادیه این صرفیدن یعنی وقتی شما یه سایت یا یه سرویس اینترنتی رو درست میکنی انتظار داری هزینه هایی که برای ساختش کردی برگرده و غیر از اون سود هم بکنی ، یه کلام : پول دربیاری !!!!

فرض کنید که شما یه سایت با موضوع اخبار دنیای تکنولوژی و IT درست کردی ، اولش سایت شما مخاطب زیادی نداره ولی بعد از مدتی تعداد مخاطب های شما به قدری زیاد میشن که بعضی از شرکت ها مایلن تو سایتت تبلیغات داشته باشن !!! شما اینجا برای این که بتونی از اون شرکت ها پول بیشتری بگیری و شرکت های بیشتری رو جذب کنی یه پیشنهاد ویژه بهشون میدی : بهشون میگی این قابلیت رو داری تا بفهمی که چه کسی داره از کدوم منطقه جغرافیایی از سایتت بازدید میکنه و میتونی با توجه به اون منطقه تبلیغات خاصی رو براش نمایش بدی !!!! عجب پیشنهادی !!! یعنی اگه من از شهر اصفهان به اون سایت متصل بشم تبلیغاتی رو که مربوط به شهر اصفهانه میبینم و اگه از تبریز وصل بشم تبلیغات مربوط به تبریز !! با این پیشنهاد قطعا شرکت های بیشتری رو مجاب میکنی تا توی سایت تو تبلیغات کنن ، این یعنی پول بیشتر !!



بعد از یکم پیشرفت و بدست اوردن سود مالی ، متوجه میشی راه های دیگه ای هم برای تبلیغات هوشمند هست !! این بار یه پیشنهد ویژه تر برای شرکت ها و کمپانی ها داری : به هر شخص چیزی رو نشون میدیم که دوست داره !!! واقعا عالیه !! یعنی اگه من وارد سایتت بشم سایت منو شناسایی میکنه و با توجه به به ابزار هایی که در اختیار داره حدس میزنه که من ممکنه به چه چیزایی علاقه داشته باشم !! به من تبلیغات موبایل نشون میده و به یه نفر دیگه تبلیغات لپتاپ !! خب فکر میکنم حالا شرکت ها و کمپانی های مختلف برای تبلیغ توی سایت شما صف بستن



داستان سایت شما هنوز تموم نشده ، ولی قبلش باید به یه نکته اشاره کنم ، اینکه همه چیز به این سادگی که ما داریم میگیم نیست !! این کارا نیاز به دانش فنی بالا و یه تیم حرفه ای داره تا بتونن حرفای ی ساده ی ما رو به سختی اجرا کنن !!! و چون ما سعی داریم مطلبی بنویسیم که برای همه قابل درک باشه مجوریم انقد سادش کنیم .

خب دیگه این قسمت رو همینجا تموم میکنیم ، قبل از این که مطلب طولانی بشه و ما مجبور بشیم از شما طلب بخشش کنیم ادامه داستان سایت شما در قسمت های بعدی . . .

دوشنبه 29 دی 1393 ساعت 20:09

I love Muhammad

جنبش هایی مثل I love Muhammad در جای مناسب بسیار عالی هستن و نتیجه های خوبی هم دارن ، منم بعضاً تو این جنبش ها شرکت میکنم ، اما یه وقتایی این جنبش ها تبدیل میشن به یه سر و صدای خیلی بزرگ ولی تهی ، مثل صدای طبل !!! طبل واقعا وسیله خوبیه اما کاربردش فقط در حد جلب کردن توجه مردمه !!! سوال اینجاست که وقتی توجه مردم جلب شد چی میخوای بهشون بگی ؟؟! میخوای بهشون بگی ما هستیم ؟ همین ؟ بعد هم مردم متفرق بشن !!! آخرش میخوای بگی پیامبر (ص) رو دوست داری !! درسته !! منم خیلی پیامبر (ص) رو دوست دارم ، مگه مسلمونی هم پیدا میشه که پیامبر رو دوست نداشته باشه ؟! خب مسیحی ها هم حضرت مسیح (ع) رو دوست دارن همونجور که ما ایشون رو دوست داریم و از پیامبران بزرگ الهی میدونیم !!! این چیز عجیبی نیست !!

بهتر نبود که ما یه ایده کاملتر میداشتیم ، نه یه ایده ی یهویی و کم عمق ؟!! یه ایده داشتیم که وقتی مردم رو با این صدای طبل جمع کردیم ، وقتی همه مردم دنیا نظرشون به ما جلب شد یه چیز دیگه برای گفتن داشته باشیم ؟! البته منکر این موضوع نیستم که خود همین جلب نظر باعث تحقیق بعضی افراد میشه اما تعدا این افراد خیلی کمه ! باید با یه نقشه کاملتر جلو میرفتیم . . .  باید مردم دنیا بدونن که چرا همچین اتفاقی افتاده !؟ باید مردم دنیا بدونن که مجله چارلی و داعش دو تیغه یه قیچی هستن که فقط برای بریدن پرچم اسلام تو اروپا به هم نزدیک شدن !! در ظاهر با هم میجنگن اما نتیجه کارشون پاره پاره کردن پرچم اسلام در اروپاست !!!! اروپایی که داشت به سمت اسلام پیش میرفت . . . باید بعد از I love Muhammad یه I love Christ هم راه اندازی بشه تا مردم اروپا بدونن ما توهین به هیچ یک از پیامبرای الهی رو درست نمیدونیم !! خیلی کارا میشه انجام داد ، فقط نیاز داره کمی بیشتر فکر کنیم . . . . .

سه‌شنبه 16 دی 1393 ساعت 21:00

تبلیغات

یه محصولی ساختن یا دارن یه کلای پر مصرف مثل مواد غذایی رو تولید میکنن ، برای بازار یابی و رقابت با رقبای تجاری نیاز دارن که محصولشون رو تبلیغ کنن ، یه مقدار زیادی به شرکت تبلیغاتی پول میدن تا براشون تبلیغات کنه ، بیلبورد های توی اتوبان ، تبلیغات دور زمین فوتبال یا روی لباس بازیکنا ، اسپانسر شدن ، تبلیغ توی رادیو و اگه شرکت بخواد خیلی پول خرج کنه کار به تبلیغات تلوزیونی میکشه .
هدف از این تبلیغات چیه ؟ فقط و فقط فروش بیشتر ! ، ابزار تبلیغات رو هم که گفتیم ، سوال اینجاست : هدف وسیله رو توجیه میکنه یا نه ؟ ، این سوال دیگه خیلی تکراری شده و جوابش به روش ، مسلک و مذهب طرف برمیگرده ، در مذهب شیعه قطعا هدف وسیله رو توجیه نمیکنه ولی در مکاتب اصالت سود و سرمایه هدف خیلی قشنگ وسیله رو توجیه میکنه !! هدف پول ، سود و سرمایه بیشتره ، به هر روشی . . . پس هر تبلیغی که بتونه مشتری بیشتری جذب کنه تبلیغ بهتری حساب میشه ، پس برای کمپانی تولید کننده محصول مهم نیست که تبلیغ چجور محتوایی داشته باشه و چجوری مشتری رو جذب کنه . . . بریم یه رسانه تصویری ببینیم

 

خب همینجور که میبینید آپارات ورداشته و ویدئو ما رو حذف کرده ، البته یه پیغام هم برا من فرستاده « ویدیوی "تبلیغات بی محتوا" به علت مغایرت داشتن با قوانین سایت ،از طرف تیم مدیریت آپارات حذف گردید . »
ما هم رفتیم و ویدئو رو روی یوتوب آپلود کردیم ، متأسفانه !!

سه تا تبلیغ تلوزیونی به عنوان نمونه انتخاب کردم که داخلی و خارجی هم نداره هموشون یه جور هستن ، فرض کنید که اون شرکت ساخت کره پاستوریزه میومد یه تبلیغ میساخت که توش یه آقایی با یه چهره معمولی از مشخصات کره ای که اون شرکت تولید میکنه میگفت ، بدون این که در لوکیشن خاصی باشه ، خیلی ساده فقط و فقط مشخصات محصولشون رو میگفت ! مثلا میگفت کره ای که ما تولید میکنیم حیوانیه ، انقد درصد چربی داره ، انقد درصد فلان رو داره ، قیمتش انقدره ، در فلان غذا ها قابلیت استفاده داره و به همین صورت تا آخر . . . خیلی دقت کنید ، این تبلیغ فرضی که ما گفتیم چه فرقی با تبلیغ تلوزیونی که الان درباره اون کره دیدیم داره ؟ یکم فکر کنید . . . این تبلیغ ساده و فرضی ما موسیقی نداره ، توش از بازیگرای خوشگل استفاده نشده ( چه زن چه مرد چه بچه ) ، توش خبری از یه لوکیشن رویایی و خیالی که وجود خارجی نداره نیست و شخصی که داره این تبلیغ فرضی ما رو میبینه ممکنه متوجه بشه که این کره به علت چربی زیادش براش مضر هم هست ، اگه بخوایم خیلی ساده بگیم تبلیغی که از اون کره دیدیم جذابه ولی تبلیغ فرضی ما جذاب نیست و در نتیجه ممکنه به جای جذب مشتری دفع مشتری هم داشته باشیم !!! حالا شما خودت رو جای اون رئیس کارخونه فرض کن ترجیح میدی کدوم تبلیغ برای محصولت پخش بشه ؟
یه مورد خیلی مهم دیگه هم هست ، دقت کنیم که چه چیزایی باعث جذاب شدن اون تبلیغ شده بود ؟؟ این خیلی مهمه ، چه چیزایی ما رو جذب میکنه ؟ افراد خوشگل ، موسیقی ، جا های رویایی ، چیزای خوشمزه و . . . .


خب مگه بده این چیزا ما رو جذب خودشون کنن ؟ چه اشکالی داره ما از افراد خوشگل ، چیزای خوشمزه و لوکیشن های قشنگ خوشمون بیاد ؟ جواب : نه اصلا بد نیست ، اگه یه انسان از این چیزا بدش بیاد مشکل داره !!!
 پس چی ؟
اینجاست که میرسیم به اصل مطلب ، به تبلیغ سوم نگاه کنید ، تبلیغ اون نوشابه گاز دار ، همه میدونن که نوشابه گازدار در هر حالتی برای بدن ضرر داره و هیچکس نمیتونه منکر این موضوع بشه ، اما تو اون تبلیغ اصلا به این موضوع اشاره ای نمیشه ، فقط سعی کردن با خیال پردازی و با استفاده از چیزای خوشایند ما رو جذب کنن !! به صورتی که اصلا یادمون بره این نوشابه برای بدن ما ضرر داره . . .
پس این که ما از انسان های خوشگل ، اماکن خیالیه قشنگ و مزه های خوب خوشمون بیاد اصلا بد نیست اما اگه یه نفر بخواد با استفاده از این موارد یه چیزی رو به ما بفروشه که چیز خوبی نیست یا ما بهش احتیاجی نداریم خیلی بده ، یعنی این احساس خدادادی رو در مقابل عقل و تفکر قرار بده ! به جای این که محصولش رو کامل به ما عرضه کنه و به ما اجازه تحلیل و انتخاب بده تا ما استفاده از تفکر و نسبت به نیازمون اون جنس رو بخریم ما رو گول بزنه تا پولدار و پولدار تر بشه . . . اغوا در مقابل تفکر و عقل . . . یکی از بزرگترین مشکالت جوامع مصرف زده . . .
از امروز دقت کنید که چنتا تبلیغ تلوزیونی یه محصول رو فقط و فقط معرفی میکنن ! بدون دروغ ! بدون بزرگنمایی ! بدون اغوا کردن مخاطب !! ممکنه ماه ها طول بکشه تا چنین تبلیغی پیدا کنید . . . .

پ.ن : بازم طولانی شد

دوشنبه 15 دی 1393 ساعت 22:39

مؤمن

امروز که داشتم برمیگشتم خونه یه حدیث بسیار جالبی که بالای در واگن مترو بود نظرم رو به خودش جلب کرد ، اول یه نگاه گذرا بهش کردم ، بعد متوجه شدم یه نفر داره با موبایلش از متن اون حدیث عکس میگیره ، رفتم جلو و یه بار دیگه با دقت خوندمش ، اون وقت بود که خیلی با آرامش موبایلمو از جیبم دراوردم و از اون حدیث عکس گرفتم



متن حدیث :
    مردی از پیامبر (ص) پرسید : مؤمن خشمگین می شود ؟ پیامبر فرمودند بله ممکن است . عرض کردند مؤمن ربا می خورد ؟ فرمودند : احتمالش هست . . .  مؤمن زنا می کند ؟ پیامبر سر به زیر انداختند و فرمودند : ممکن است اما توبه می کند . همین طور چند گناه کبیره را پرسیدند و پیامبر (ص) فرمودند : گاهی ممکن است انجام بدهد. اما وقتی از پیامبر (ص) پرسیدند که مؤمن دروغ هم می گوید ؟ پیامبر (ص)  با تأکید فرمودند : نه!! مؤمن هر گناهی ممکن است انجام بدهد اما هرگز دروغ نمی گوید. کسی که دروغ بگوید ایمان ندارد و اصلا مؤمن نیست !!
(میزان الحکمة جلد ۸ باب کذب ، سفینة البحار ص ۴۷۳ )


خیلی خیلی جالبه !! یه حدیثی هست که میگه ربا مثل جنگیدن با خدا میمونه ، اون وقت طبق گفته پیامبر (ص) مؤمن حتی اگه ربا بخوره یا خدای نکرده عمل زنا رو انجام بده و توبه کنه از دایره ایمان خارج نمیشه ولی اگه دروغگو باشه کلا از ایمان خارج شده !! واقعا جا داره که روی این موضوع یکم بیشتر فکر کنیم . . . مگه دروغ چیه که حتی از اون دو مورد گناه کبیره هم بدتره ؟ دروغ چه نتیجه ای داره ؟
الان یاد اون حدیث معروف افتادم که میگه دروغ کلید شروع تمام گناهانه !! شاید به این دلیله که مؤمن هیچ وقت دروغ نمیگه !!! شایدم به خاطر این باشه که وقتی یه نفر موقعیت زنا براش محیا بشه ولی به این فکر کنه که اگر مرتکب این گناه بشه مجبوره بعدا برا پوشوندنش دروغ بگه و دروغ هم دروغ میاره اون وقت از  زنا کردن پشیمون بشه ، اما کسی که دروغ گفتن براش راحت باشه اون عمل رو انجام میده و به خیالش میتونه با دروغ هاش اون گناه رو پوشش بده !!؟ نمیدونم والا اینا همش نظرات ناقصه منه در هر صورت باید تلاش کنم که دروغ نگم و یکم بیشتر فکر کنم . . .

پ.ن : نصب این حدیث ها توی مترو و جایی که مردم بخوننشون خیلی کار خوبیه

<< 1 ... 3 4 5 6 7 ... 14 >>