X
تبلیغات
زولا

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

یکشنبه 23 فروردین 1394 ساعت 21:05

دست صهیونیسم !!

وقتی خبر این حمله های عربستان سعودی به مدرسه ها ، بیمارستان ها و افراد غیر نظامی رو شنیدم بی اختیار یاد ماه رمضون پارسال افتادم ، یاد بچه کشی های اسرائیل ، یاد اون بیمارستان هایی که اسرائیل به این بهونه که حماس داره از توش موشک پرتاب میکنه نابود میکرد، یا اون زن و بچهایی که درسته تو آتیش سوخته بودن یاد اون چند کیلومتر مربع !!! چقدر به هم شبیهن !! دقیقا به شکل میجنگن !! نسل کشی !!! موشک ، بمب باران ، سوزوندن زن ها و بچه ها !!! انگار یه دشمن مشترک دارن !! نمیدونم . . . جالبه که هر دوتا توان جنگ زمینی رو ندارن ! نه عربستان نه اسرائیل ، چون میدونن که در جنگ زمینی قطعا بازنده هستن ، هر دو به یه اندازه ضعیفن ، هر دو بی اندازه شبیهن . . .

البته اگه جای اسرائیل یا عربستان باشیم حق داریم که بریم سمت بچه کشی ، چون موشکای واقعی حماس دقیقا از همون بیمارستانا شلیک میشه ، هر کدوم از اون بچه ها وقتی بزرگ بشن یه مبارز میشن که از صد تا موشک خطرناک تره ، اون بچه ای که پدرش جلو چشمش شهید شده ، اون بچه ای که از کودکی به جنگ عادت کرده ، اون کودکی که مقاومت با گوشت و خونش آمیخته شده ، اون کودکی که تحت هیچ شرایطی دلش با اسرائیل صاف نمیشه !! یا اون کودک یمنی که دیده جنگنده های عربستان سعودی چجوری خونشو خراب کرده . . .  این دوتا حق دارن بچه ها را بُکُشن ، این بچه ها خطرناکترین دشمنانشون هستن . . .



دیگه چه اتفاقی بیاد رخ بده تا بشینیم یکم بیشتر فکر کنیم ؟ چنتا بچه دیگه باید کشته بشن تا ما به خودمون بیایم ؟  داعش باید چند نفر دیگه رو سر ببُره که ما بفهمیم کی ساختتش ؟ النصره داره به نفع کی تو یمن میجنگه ؟ مگه یمن چه گناهی کرده ؟ انقلاب یمن چه فرقی با بقیه ی انقلابا داره که آمریکا مجبور شده مهمترین دوستش در خاورمیانه رو به جنگ انقلاب یمن بفرسته ؟ چرا این چیزا رو کنار هم نمیبینیم ؟ به راحتی چیدن یه پازل کنار هم !!!! تو بچه گی زیاد از این پازلا درست میکردیم . . . . .

پول این داعشم که داریم خودمون میدیم دیگه !!! حالا بلند شو سالی چند میلیون خرج کن هی برو حج عمره ، پولو بده به این سعودی ها ، اونام تبدیلش میکنن به اسلحه و میدن به داعش ، بعدش ما باید کلی هزینه کنیم تا همون داعشی رو که داره با پول خودمون به حیات کثیفش ادامه میده رو از کربلا و نجف دور نگه داریم !!!! باز بگو این عربا سوسمارخورن !!! چه نقشه ای برامون کشیدن . . . . هم پول داعش رو تأمین میکنیم هم هزینه مبارزه باهاش رو پرداخت میکنیم ، فقط بخاطر شهوت بعضیا برای رفتن چندباره به حج عمره و حج واجب !!!! برید تحقیق کنید که پیامبر (صلی الله علیه و آله ) چند تا حج عمره و چند تا حج واجب انجام دادن ؟ 

نمیدونم والا . . . یعنی فکر کردن انقد سخته ؟!!


پ.ن : لینک عکس بالا با ترجمه انگلیسی .

برچسب‌ها: کمی بیشتر، خط زمان
دوشنبه 17 فروردین 1394 ساعت 20:29

یک اوبونتو چگونه متولد می شود ؟

دوباره ما آوریل شده و ما بی صبرانه منتظر نسخه های 04. اوبونتو هستیم من به شخصه نسخه های اوبونتویی رو که تو ماه آوریل منتشر میشه بیشتر دوست دارم ، اکثر نوآوری های اوبونتو هم برای اولین بار تو نسخه های 04. رونمایی میشن !! حالا در هر صورت ، اینجا یه عکس داریم از مراحلی که طی میشه تا ابونتو 15.04 به دست ما برسه :




هرکسی که اطلاعات فنی لازم رو داشته باشه میتونه به راحتی تو مراحل انتشار اوبونتو شرکت کنه و تو ساحتن سیستم عاملی که دوستش داره سهیم بشه . اگه نمیدونید اوبونتو چیه یه سری به اینجا بزنید. یادتون باشه سیستم عامل دستگاه شما مثل همنشین شما میمونه ، تو انتخاب همنشینتون خیلی دقت کنین

برچسب‌ها: خط زمان، لینوکس، اوبونتو
شنبه 15 فروردین 1394 ساعت 23:56

شرید

کتاب شریف نجم الثاقب ، باب دوم ، در اسامی و القاب آن جناب :


لقب شصت و هشتم : شرید 

    مکرر به این لقب مذکور شده در لسان ائمّه (علیهم السلام) خصوص امیر المؤمنین و جناب باقر (علیهما السلام) و شرید به معنی رانده شده است ، یعنی از این خلق منکوس که نه جنابش را شناختند و نه قدر نعمت وجودش را دانستند و نه در مقام شکر گزاری و ادای حقش بر آمدند؛ بلکه پس از یأس اوایل ایشان از غلبه و تسلط بر آن جناب و قتل و قمع ذریه طاهره ، اجلاف [مردان فرو مایه ، نامردان] ایشان به اعانت زبان و قلم در مقام نفی و طردش از قلوب بر آمدند و ادله بر اصل نبودن و نفی تولدش اقامه نمودند و خاطر ها را از یادش محو نمودند. 

خود آن حضرت ، به ابراهیم بن علی بن مهزیار فرمود: « پدرم به من وصیت نمود که منزل نگیرم از زمین ، مگر جایی از آن که از همه جا مخفی تر و دورتر باشد به جهت پنهان نمودن امر خود و محکم کردن محل خود از مکاید اهل ظلال ... » تا آن که می فرماید: « پدرم به من فرمود : بر تو باد ای پسر من ! به ملازمت جاهای نهان از زمین و طلب کردن دورترین آن زیرا که از برای هر ولیّی از اولیای خداوند دشمنی است مغالب و ضدّی است منازع » .


جا داره تا تمام ساعت های سال ۱۳۹۴ خورشیدی رو به این لقب امام زمانمون فکر کنیم ! فکر کنیم که چرا آقای ما باید در دورترین جای های زمین خیمه نشین باشن ؟ ما هم که انگار نه انگار . . . !! اصلا یادمون رفته امام زمانی هم داریم !! به زندگی بدون امام زمانمون عادت کردیم  . . . وای برما


برچسب‌ها: کمی بیشتر، خط زمان
جمعه 22 اسفند 1393 ساعت 12:25

محور مختصات

چند وقتیه میخوام درباره این محور مختصات چند کلمه ای براتون بگم ، ماجرای محور مختصات یه موضوع ساده اما بسیار مهمه که ممکنه هر روز باهاش برخورد داشته باشیم ، حداقل افرادی اهل بحث و مکالمه های همراه با نتیجه گیری باشن به این مورد خیلی برخورد میکنن و بعضا از این موضوع محور مختصات اطلاع دارن ولی اگه کسی اهل بحث باشه و درباره محور مختصات چیزی ندونه با مشکلات جالب و غیر قابل حلی روبرو میشه !!!
با یه مثال ساده ریاضیات که همه تو دوران دبیرستان درسشو داشتن شروع میکنیم ، فکر کنید که ما یه نقطه دقیقا وسط یه صفحه کاملا سفید داریم ، معلم از شما میخواد که مختصات اون نقطه رو مشخص کنید ( به حالت دو بعدی ) ، شما اولش گیج میشید و از معلم سوال میکنید که محور مختصات کجاست ؟؟؟ تا محور مختصات نباشه و ندونیم محور مختصات کجاست  به هیچ عنوان نمیشه معلوم کرد که اون نقطه دقیقا کجا قرار گرفته !!!! معلم در جواب به شما میگه که هرکسی میتونه محور مختصات رو هرجایی که خواست بکشه !!! من حدس میزنم که شما محور مختصات رو اینجوری رسم کنید :


در این صورت نقطه ای که در وسط صفحه وجود داره تو قسمت مثبت محور مختصات قرار میگیره ، اما دوست بقل دستی شما دوست داشته تا محور مختصاتش رو اینجوری رسم کنه :



با این محور مختصاتی که بقل دستی شما رسم کرده همون نقطه ی وسط صفحه کاملا تو قسمت منفی محور مختصات افتاده ، سوال مهم اینجاست که آیا شما دونفر میتونید سر این موضوع با هم بحث کیند که کدومتون محور رو درست کشیدید و مختصات کدومتون درسته ؟؟؟؟
یکم از فضای کلاس ریاضی خارج بشیم و به دنیای واقعی برگردیم ، اما این مثال خیلی خوب رو گوشه ذهنتون نگه دارید !! وقتی داریم با یه نفر دیگه بحث علمی یا هر مدل بحث دیگه ای انجام میدیم تا به یه نتیجه برسیم ، این موضوع محور مختصات بسیار مهم میشه !! فرض کنید تو مثال بالا اون نقطه وسط صفحه سفید ربا و نوزول باشه ( اسم با کلاس امروزیش میشه وام با بهره ) ، تعریف ربا تو همه جای دنیا تقریبا مشخصه ( یعنی این که شما یه پولی رو به یه نفر قرض میدین و مشخص میکنید که در زمان تحویل طرف باید مقدار بیشتری پول به شما پس بده و اگه نتونه در اون زمان تعیین شده پول پس بده هر روز اون مقدار بیشتر میشه ) ، حالا فرض کنید که یه نفر از ما میپرسه که ربا و گرفتن سود و بهره روی پولی که قرض دادیم کار خوب ، پسندیده و درستیه یا نه ، اینجاست که بحث محور مختصات بوجود میاد !!! محور مختصات ما اینجا دین ، اعتقاد و روش فکری ماست !!! چجوری ؟ به این صورت که اگه شما به نظام سرمایه داری و اصالت سود و سرمایه اعتقاد داشته باشید وضعیت حور مختصات و اون نقطه سیاه دقیقا مثل عکس اول میشه ، یعنی ربا یه کار خوب و پسندیده به حساب میاد که تو قسمت مثبت محور مختصات شما قرار داره !!! ولی اگه شما به اسلام و اقتصاد اسلامی اعتقاد داشته باشید وضعیت محور مختصات و نقطه سیاه رنگ مثل شکل دوم میشه ، یعنی ربا یه کار خیلی بد و ناپسند میشه که در قسمت منفی محور مختصات قرار داره !!!!



حالا باید بریم سراغ اون سوال مهمی که چند خط بالاتر پرسیدیم : آیا این دو نفر که یکیشون کاملا به سرمایه داری معتقده و اون یکی به اصول اسلامی اعتقاد داره میتونن با هم درباره این موضوع بحث کنن که ربا خوب و پسندیدست یا بد و ناپسنده ؟!؟ اگر با هم بحث کنن به نتیجه ای میرسن یا نه ؟
بحث این دو نفر به احتمال زیاد کاملا بی نتیجه خواهد بود ، مگر این که بگردن و یه محور مختصات مشترک پیدا کنن و سر محل و مختصات اون نقطه سیاه به یه نتیجه مشترک برسن ، در غیر این صورت این دو نفر هیچ وقت به نتیجه نمیرسن !!!
این پیدا کردن محور مختصات مشترک یکی از مهمترین مشکلات در هر زمینه ای !!! مخصوصا در زمینه فرهنگ و تفکر !! هی میخوایم به طرف بقبولونی که حجاب چیز خوبیه در صورتی که طرف اصلا اسلام رو قبول نکرده که بخواد به حجاب داشتن یا نداشتنش فکر کنه !! حالا هی با طرف صحبت کن و واسش دلیل و مدرک از قرآن ، حدیث و سیره اهل بیت (ع) بیار که آقا یه زن مسلمان باید حجاب داشته باشه !!! طرف هنوز خدا و پیغمبر رو قبول نداره که بخوای از قرآن براش دلیل بیاری !!!
حالا اگه طرف اصلا خودشم ندونه که محور مختصاتش کجاست و یه چهارچوب فکری درست و مشخص برای خودش نداشته باشه ، یعنی محور مختصات متغییر !!!! در این صورت کار خیلی خیلی سخت میشه و این شخص به احتمال زیاد هیچ حرفی رو غیر از حرف خودش قبول نخواهد کرد !!
پس قبل از وارد شدن در هر بحثی اول طرف مقابلتون رو بررسی کنید که آیا یه محور مختصات مشخص داره یا نه و این که میتونید یه محور مختصات مشترک پیدا کنید و طبق اون محور با هم شروع به بحث کنید ؟! در غیر این صورت اصلا وارد بحث نقطه به نقطه نشید و سعی کنید تا محور های مختصات شخص مقابل رو درست کنید !!!! ( اول طرف رو مسلمون کنید بعد بهش بگید که ربا چیز خوبی نیست !! )

پ.ن : ببخشید که طولانی شد ، فکر کنم ه ارزشش رو داشت

یکشنبه 17 اسفند 1393 ساعت 20:50

توصیه شده برای شما ، قسمت چهارم ( چیکار میتونه انجام بده ؟ )

دیگه مقدمه نمیگیم فقط به کسایی که باره اول این مطلب سریالی رو میخونن توصیه میکنیم تا حتما حتما قسمت های قبلی رو روی وبلاگ پیدا کنن و بخونن
تو قسمت قبلی شما همینجوری دستی دستی صاحب یه سایت شدید ، با توجه به این که از سایت قبلی خوشتون اومده و تونستین پول خوبی به جیب بزنین به این فکر افتادین تا یه سایت دیگه بزنید !! یه شبکه اجتماعی !!! البته نه در حد شبکه های خفنی مثل فیسبوک و . . . ولی حالتش به همون شکله ، یعنی انتشار مطالب ، دوستی ، عکس ، فیلم ، لینک ، ویدئو و هزارتا چیز دیگه !! با توجه به تجربه ای که کسب کردید میدونید این کار نیاز به یه سرمایه بزرگ و یه تیم برنامه نویسی و پشتیبانی قوی داره !!! ولی مشکلی نیست با تبلیغتی که رو سایت قرار میدید و اون روش هایی خلاقانه ای که یاد گرفتید به راحتی میتونید هزینه ها رو جبران کنید !!!
با جمع کردن یه تیم خیلی خوب و داشتن یه ایده خیلی قشنگ کارتون رو شروع میکنید ، تو چند ماه اول کاربر زیادی ندارید ولی با تبلیغات خوب و طراحی قشنگ سایتتون کم کم تعداد کاربرای زیادی رو جذب میکنید و خب طبیعتا نظر شرکت ها و کمپانی های مختلف هم به سمت شما جلب میشه ، هر شرکت دوست داره یه صفحه اختصاصی برای خودش داشته باشه و واسه اینکار پول هم میده ، تازه میخواد تو سایت شما تبلیغات هم انجام بده که با پیشنهاد خوب شما مواجه میشه : ما تبلیغات رو با توجه به سلایق ،دوستان ، محل زندگی ، نوع تحصیلات و اطلاعات خیلی خوبی که هر کاربر در زمان ثبت نام و در طول زمان استفادش از شبکه اجتماعی ما توی سایت وارد کرده بهش نشون میدیم !! ما یه پروفایل مخصوص هر کاربر داریم و نرم افزار هایی که میتونن اطلاعات این پروفایل رو تجزه و تحلیل کنن ، در نهایت تبلیغی به کاربر نشون میدیم که به احتمال خیلی زیاد میپسنده !!!! عجب پیشنهادی !!!

تعداد زیادی از شرکت ها از شما خواستن تا تو سایتتون براشون تبلیغات هوشمندانه انجام بدید ، اما . . . هزینه ها خیلی خیلی زیاد شدن چون تعداد کاربرا هر روز بیشتر میشن و این تعداد کاربر نیاز به پشتیبانی فنی خیلی قوی داره ، شما نیاز به کارمند ها و سخت افزار های جدیدی دارید و نمیتوند بیش از حد تو سایتتون تبلیغات کنین چون مردم از تبلیغات اضافی خوششون نمیاد !!!
خب پشنهادتون چیه ؟ اگه همینجوری پیش بریم در بهترین حالت ضرر نمیکنید و دخل و خرجتون با هم یکی میشه ، خبری از سود نیست !!!! و همونجور که گفتیم اصلی ترین دلیل شما برای این کار سود بوده !!!
چی شد به نتیجه ای رسیدین ؟ . . . کم کم دارین نا امید میشین که یه روز یه آقایی میاد و یه پیشنهاد بسیار وسوسه کننده به شما میده ، از شما میخواد که اطلاعات آنالیز شده ، کامل و دقیق کاربرای یه کشور خاص یا یه شهر خاص رو بهش بدید ، اطلاعات تک تک شهروندان یه شهر یا یه کشور رو ، اون شهروندان چه دوستایی دارن ؟ از چی خوششون میاد ؟ عاشق کی هستن ؟ رشته تحصیلیشون چیه ؟ قبلا با کی بودن ؟ پدرشون چیکارست ؟ و خلاصه هر اطلاعاتی رو که دارین !!!! و به جاش یه پول خیلی چشمگیری به شما میده !! پولی که قراره سود شما از این همه زحمتی که کشیدید باشه ، اما شما متعهد شدید !!! متعهد شدید تا اطلاعات کاربرا رو در نهایت امنیت پیش خودتون نگه دارید !! کاربرا به شما اطمینان کردن !! به اون آقای پولدار میگید که نمیتونید این کارو انجام بدید و این خلاف قانونه و اخلاقه ! اون شخص از پیش شما میره ، شبکه های اجتماعی دیگه ای هم هستن ، چند روزی با خودتون کلنجار میرید ، اما چه فایده دیگه اون شخص رفته ، به احتمال زیاد داره اطلاعات مورد نظرش رو از یه شبکه اجتماعی دیگه میگیره !!! بعد از چند روز اون شخص برمیگرده و مبلغ بیشتری رو به شما پیشنهاد میکنه و به شما اطمینان میده که این اطلاعات جایی درز نمیکنه و کسی از این موضوع خبردار نمیشه ، شما این بار اشتباه نمیکنید و در ازای اون مبلغ زیاد اطلاعات رو بهش میدید !!! تبریک میگیم ، پروژه شما به سود دهی رسیده !!

باید توجه داشته باشیم قبل از این که داستان سایت های شما شروع بشه ما یه فرضی رو در نظر گرفتیم ، اصلی ترین و مهمترین دلیل هر کاری سوده مادی اون کاره و تمام این داستان بر این فرض استواره ، در غیر این صورت شما احتمالا به خیلی از این کارا دست نمیزدید

سه‌شنبه 12 اسفند 1393 ساعت 10:27

یک سال گذشت . . .

دقیقا پارسال همین موقع بود که این وبلاگ رو درست کردم و یک ساله که با این آدرس شیک و خوشگل  وبلاگ مینویسم ، سال بسیار جالبی رو از هر نظر پشت سر گذاشتم و خدا رو شکر همه چیز خوب و عالی بود ، بدون کمترین مشکلی ، خدا رو شکر قبل از این که یه حرفایی بزنیم بهتره بریم و یه نگاهی به آمار این یک ساله بندازیم تا متوجه بشیم چه خبرا بوده ، تو این یک سال بنده ۶۷ مطلب روی وبلاگ منتشر کردم که یعنی به طور متوسط هر ۵.۴۴ روز یه مطلب جدید روی وبلاگ بوده ، نمیشه گفت بد بوده ولی میتونست بهتر از این ها باشه . تو این یک سال ۹۰۴۴ بار از از صفحات مختلف وبلاگ بازدید شده ، ۲۴.۷۳ باز دید در هر روز ، به شخصه وبلاگ هایی رو میشناسم که روزی ۴۰۰ - ۵۰۰ تا بازدید دارن . کلا ۴۲ نظر  درباره مطالب وبلاگ نوشته شده که دیگه واقعا خوب نیست . دوتا نظر سنجی داشتیم که در مجموع ۱۱۵ نفر درشون شرکت کردن که میشه گفت قابل قبوله ، و یک سری آمار دیگه که مهم نیستن !!



اما حرف اصلی ، تو دورانی که میزان تفکر و ساعات فکر کردن به شدت پایین اومده ، مردم در هر لحظه درگیر چنتا کار مختلفن ( به لطف گوشی های تلفن همراه و بقیه وسایل دیجیتال) و نمیتونن روی هیچ موضوعی متمرکز بشن ، تو سال هایی که مهمترین کار به اشتراک گذاشتنه و با احساس ترین کار لایک زدنه ، زمانی که انسان هارو با تعداد لایک هایی که پست هاشون میگیره میسنجن ، اگه ما تونسته باشیم یک نفر رو به بیشتر فکر کردن ، به رفتن در خلوت ، سکوت ُ آرامش و تمرکز  تشویق کرده باشیم برای ما کافیه . . .
بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم . . .

برچسب‌ها: کمی بیشتر، خط زمان
جمعه 8 اسفند 1393 ساعت 00:06

به آنها مهلتی داده نخواهد شد . . .

چند روزی میشه که دارم فکر میکنم ، فکر میکنم و تلاش میکنم تا بتونم چند خطی قبل از این خطبه شگفت انگیز امیرالمؤمنین (ع) بنویسم ، تا این لحظه به هیچ نتیجه ای نرسیدم و احتمالا در آینده هم به نتیجه ای نمیرسم ، پس بهتره که مستقیم بریم  خطبه رو بخونیم :


    ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺩﺍﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺧﺮﺕ ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺁﻥ ﻛﺲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺗﻘﻮﺍ ﺑﻠﻨﺪﻣﺮﺗﺒﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﺧﻮﺍﺭ ﻧﺸﻤﺎﺭﻳﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻋﺰﻳﺰﺵ ﻛﺮﺩ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ، ﺑﺮﻕ ﺩﺭﺧﺸﻨﺪﻩ ﺩﻧﻴﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺧﻴﺮﻩ ﻧﻜﻨﺪ ﻭ ﺳﺨﻦ ﺳﺘﺎﻳﻨﺪﻩ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﻮﻳﺪ، ﺑﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺩﻧﻴﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﺪﻫﻴﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺎﺑﺶ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻲ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻭ ﻓﺮﻳﻔﺘﻪ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﮔﺮﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻧﮕﺮﺩﻳﺪ. ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺑﺮﻕ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﺣﺮﺍﻡ ﺑﻲ ﻓﺮﻭﻍ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺨﻨﺶ ﺩﺭﻭﻍ، ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﺑﻪ ﻏﺎﺭﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺷﺮﻑ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﺍﺳﺖ. ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺎﺷﻴﺪ! ﺩﻧﻴﺎﻱ ﺣﺮﺍﻡ ﭼﻮﻧﺎﻥ ﻋﺸﻮﻩ ﮔﺮ ﻫﺮﺯﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻧﺸﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﻛﺐ ﺳﺮﻛﺸﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻧﺒﺮﺩ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﻳﻲ ﺧﻴﺎﻧﺘﻜﺎﺭ، ﻧﺎﺳﭙﺎﺱ ﺣﻖ ﻧﺸﻨﺎﺱ، ﺩﺷﻤﻨﻲ ﺣﻴﻠﻪ ﮔﺮ، ﭘﺸﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﺣﺎﻻﺗﺶ ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ, ﻋﺰﺗﺶ ﺧﻮﺍﺭﻱ، ﺟﺪﺵ ﺑﺎﺯﻱ ﻭ ﺷﻮﺧﻲ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﻱ ﺁﻥ ﺳﻘﻮﻁ ﺍﺳﺖ؛ ﺧﺎﻧﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻏﺎﺭﺗﮕﺮﻱ, ﺗﺒﻬﻜﺎﺭﻱ ﻭ ﻫﻼﻛﺖ ﻭ ﺳﺮﻣﻨﺰﻝ ﻧﺎﺁﺭﺍﻣﻲ ﺍﺳﺖ، ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﻛﺮﺩﻧﻬﺎ ﻭ ﺟﺪﺍﻳﻴﻬﺎﺳﺖ، ﺭﺍﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺣﻴﺮﺕ ﺯﺍ، ﮔﺮﻳﺰﮔﺎﻫﻬﺎﻳﺶ ﻧﺎﭘﻴﺪﺍ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻬﺎﻳﺶ ﻧﻮﻣﻴﺪﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺯﻳﺎﻧﺒﺎﺭ ﺍﺳﺖ، ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻫﻬﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻣﺮﮒ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻲ ﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﻧﺪﻳﺸﻲ ﻫﺎ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ. [ ﺍﻗﺴﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎﭘﺮﺳﺘﺎﻥ: ] ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻱ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻳﺎ ﻣﺠﺮﻭﺣﻲ ﭘﺎﺭﻩ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻦ، ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻱ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺗﻦ ﺟﺪﺍ ﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺗﭙﻴﺪﻩ، ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﻧaﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺟﻤﻌﻲ ﺍﺯ ﺣﺴﺮﺕ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﻣﺎﻟﻨﺪ، ﺑﺮﺧﻲ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺭﺍ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﻋﺰﻡ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭ ﻭ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺣﻴﻠﻪ ﮔﺮﻱ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﻧﻴﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻏﺎﻓﻠﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﻛﺎﺭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﻋﻤﺮ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻫﻴﻬﺎﺕ! ﻫﻴﻬﺎﺕ! ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺖ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺳﭙﺮﻱ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪ. (ﻧﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﻳﺴﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻣﻴﻦ, ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻬﻠﺘﻲ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ.)۱


خطبه هایی از این شگفت انگیز تر و تکان دهنده تر هم در نهج البلاغه هستن ، فقط کافیه نهج البلاغه رو باز کنیم و بخونیم ، حیف نیست که این کتاب با این عظمت گوشه خونه خاک بخوره . . . !؟ کتاب اگه خونده نشه پس به چه درد میخوره ؟


۱. فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْ‌ضُ وَمَا کَانُوا مُنظَرِ‌ینَ ﴿٢٩﴾ « سوره مبارکه دخان »

پ.ن : خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی .

برچسب‌ها: امام علی (ع)، قرآن
<< 1 2 3 4 5 ... 14 >>