X
تبلیغات
رایتل

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

شنبه 15 فروردین 1394 ساعت 23:56

شرید

کتاب شریف نجم الثاقب ، باب دوم ، در اسامی و القاب آن جناب :


لقب شصت و هشتم : شرید 

    مکرر به این لقب مذکور شده در لسان ائمّه (علیهم السلام) خصوص امیر المؤمنین و جناب باقر (علیهما السلام) و شرید به معنی رانده شده است ، یعنی از این خلق منکوس که نه جنابش را شناختند و نه قدر نعمت وجودش را دانستند و نه در مقام شکر گزاری و ادای حقش بر آمدند؛ بلکه پس از یأس اوایل ایشان از غلبه و تسلط بر آن جناب و قتل و قمع ذریه طاهره ، اجلاف [مردان فرو مایه ، نامردان] ایشان به اعانت زبان و قلم در مقام نفی و طردش از قلوب بر آمدند و ادله بر اصل نبودن و نفی تولدش اقامه نمودند و خاطر ها را از یادش محو نمودند. 

خود آن حضرت ، به ابراهیم بن علی بن مهزیار فرمود: « پدرم به من وصیت نمود که منزل نگیرم از زمین ، مگر جایی از آن که از همه جا مخفی تر و دورتر باشد به جهت پنهان نمودن امر خود و محکم کردن محل خود از مکاید اهل ظلال ... » تا آن که می فرماید: « پدرم به من فرمود : بر تو باد ای پسر من ! به ملازمت جاهای نهان از زمین و طلب کردن دورترین آن زیرا که از برای هر ولیّی از اولیای خداوند دشمنی است مغالب و ضدّی است منازع » .


جا داره تا تمام ساعت های سال ۱۳۹۴ خورشیدی رو به این لقب امام زمانمون فکر کنیم ! فکر کنیم که چرا آقای ما باید در دورترین جای های زمین خیمه نشین باشن ؟ ما هم که انگار نه انگار . . . !! اصلا یادمون رفته امام زمانی هم داریم !! به زندگی بدون امام زمانمون عادت کردیم  . . . وای برما


برچسب‌ها: کمی بیشتر، خط زمان
جمعه 22 اسفند 1393 ساعت 12:25

محور مختصات

چند وقتیه میخوام درباره این محور مختصات چند کلمه ای براتون بگم ، ماجرای محور مختصات یه موضوع ساده اما بسیار مهمه که ممکنه هر روز باهاش برخورد داشته باشیم ، حداقل افرادی اهل بحث و مکالمه های همراه با نتیجه گیری باشن به این مورد خیلی برخورد میکنن و بعضا از این موضوع محور مختصات اطلاع دارن ولی اگه کسی اهل بحث باشه و درباره محور مختصات چیزی ندونه با مشکلات جالب و غیر قابل حلی روبرو میشه !!!
با یه مثال ساده ریاضیات که همه تو دوران دبیرستان درسشو داشتن شروع میکنیم ، فکر کنید که ما یه نقطه دقیقا وسط یه صفحه کاملا سفید داریم ، معلم از شما میخواد که مختصات اون نقطه رو مشخص کنید ( به حالت دو بعدی ) ، شما اولش گیج میشید و از معلم سوال میکنید که محور مختصات کجاست ؟؟؟ تا محور مختصات نباشه و ندونیم محور مختصات کجاست  به هیچ عنوان نمیشه معلوم کرد که اون نقطه دقیقا کجا قرار گرفته !!!! معلم در جواب به شما میگه که هرکسی میتونه محور مختصات رو هرجایی که خواست بکشه !!! من حدس میزنم که شما محور مختصات رو اینجوری رسم کنید :


در این صورت نقطه ای که در وسط صفحه وجود داره تو قسمت مثبت محور مختصات قرار میگیره ، اما دوست بقل دستی شما دوست داشته تا محور مختصاتش رو اینجوری رسم کنه :



با این محور مختصاتی که بقل دستی شما رسم کرده همون نقطه ی وسط صفحه کاملا تو قسمت منفی محور مختصات افتاده ، سوال مهم اینجاست که آیا شما دونفر میتونید سر این موضوع با هم بحث کیند که کدومتون محور رو درست کشیدید و مختصات کدومتون درسته ؟؟؟؟
یکم از فضای کلاس ریاضی خارج بشیم و به دنیای واقعی برگردیم ، اما این مثال خیلی خوب رو گوشه ذهنتون نگه دارید !! وقتی داریم با یه نفر دیگه بحث علمی یا هر مدل بحث دیگه ای انجام میدیم تا به یه نتیجه برسیم ، این موضوع محور مختصات بسیار مهم میشه !! فرض کنید تو مثال بالا اون نقطه وسط صفحه سفید ربا و نوزول باشه ( اسم با کلاس امروزیش میشه وام با بهره ) ، تعریف ربا تو همه جای دنیا تقریبا مشخصه ( یعنی این که شما یه پولی رو به یه نفر قرض میدین و مشخص میکنید که در زمان تحویل طرف باید مقدار بیشتری پول به شما پس بده و اگه نتونه در اون زمان تعیین شده پول پس بده هر روز اون مقدار بیشتر میشه ) ، حالا فرض کنید که یه نفر از ما میپرسه که ربا و گرفتن سود و بهره روی پولی که قرض دادیم کار خوب ، پسندیده و درستیه یا نه ، اینجاست که بحث محور مختصات بوجود میاد !!! محور مختصات ما اینجا دین ، اعتقاد و روش فکری ماست !!! چجوری ؟ به این صورت که اگه شما به نظام سرمایه داری و اصالت سود و سرمایه اعتقاد داشته باشید وضعیت حور مختصات و اون نقطه سیاه دقیقا مثل عکس اول میشه ، یعنی ربا یه کار خوب و پسندیده به حساب میاد که تو قسمت مثبت محور مختصات شما قرار داره !!! ولی اگه شما به اسلام و اقتصاد اسلامی اعتقاد داشته باشید وضعیت محور مختصات و نقطه سیاه رنگ مثل شکل دوم میشه ، یعنی ربا یه کار خیلی بد و ناپسند میشه که در قسمت منفی محور مختصات قرار داره !!!!



حالا باید بریم سراغ اون سوال مهمی که چند خط بالاتر پرسیدیم : آیا این دو نفر که یکیشون کاملا به سرمایه داری معتقده و اون یکی به اصول اسلامی اعتقاد داره میتونن با هم درباره این موضوع بحث کنن که ربا خوب و پسندیدست یا بد و ناپسنده ؟!؟ اگر با هم بحث کنن به نتیجه ای میرسن یا نه ؟
بحث این دو نفر به احتمال زیاد کاملا بی نتیجه خواهد بود ، مگر این که بگردن و یه محور مختصات مشترک پیدا کنن و سر محل و مختصات اون نقطه سیاه به یه نتیجه مشترک برسن ، در غیر این صورت این دو نفر هیچ وقت به نتیجه نمیرسن !!!
این پیدا کردن محور مختصات مشترک یکی از مهمترین مشکلات در هر زمینه ای !!! مخصوصا در زمینه فرهنگ و تفکر !! هی میخوایم به طرف بقبولونی که حجاب چیز خوبیه در صورتی که طرف اصلا اسلام رو قبول نکرده که بخواد به حجاب داشتن یا نداشتنش فکر کنه !! حالا هی با طرف صحبت کن و واسش دلیل و مدرک از قرآن ، حدیث و سیره اهل بیت (ع) بیار که آقا یه زن مسلمان باید حجاب داشته باشه !!! طرف هنوز خدا و پیغمبر رو قبول نداره که بخوای از قرآن براش دلیل بیاری !!!
حالا اگه طرف اصلا خودشم ندونه که محور مختصاتش کجاست و یه چهارچوب فکری درست و مشخص برای خودش نداشته باشه ، یعنی محور مختصات متغییر !!!! در این صورت کار خیلی خیلی سخت میشه و این شخص به احتمال زیاد هیچ حرفی رو غیر از حرف خودش قبول نخواهد کرد !!
پس قبل از وارد شدن در هر بحثی اول طرف مقابلتون رو بررسی کنید که آیا یه محور مختصات مشخص داره یا نه و این که میتونید یه محور مختصات مشترک پیدا کنید و طبق اون محور با هم شروع به بحث کنید ؟! در غیر این صورت اصلا وارد بحث نقطه به نقطه نشید و سعی کنید تا محور های مختصات شخص مقابل رو درست کنید !!!! ( اول طرف رو مسلمون کنید بعد بهش بگید که ربا چیز خوبی نیست !! )

پ.ن : ببخشید که طولانی شد ، فکر کنم ه ارزشش رو داشت

یکشنبه 17 اسفند 1393 ساعت 20:50

توصیه شده برای شما ، قسمت چهارم ( چیکار میتونه انجام بده ؟ )

دیگه مقدمه نمیگیم فقط به کسایی که باره اول این مطلب سریالی رو میخونن توصیه میکنیم تا حتما حتما قسمت های قبلی رو روی وبلاگ پیدا کنن و بخونن
تو قسمت قبلی شما همینجوری دستی دستی صاحب یه سایت شدید ، با توجه به این که از سایت قبلی خوشتون اومده و تونستین پول خوبی به جیب بزنین به این فکر افتادین تا یه سایت دیگه بزنید !! یه شبکه اجتماعی !!! البته نه در حد شبکه های خفنی مثل فیسبوک و . . . ولی حالتش به همون شکله ، یعنی انتشار مطالب ، دوستی ، عکس ، فیلم ، لینک ، ویدئو و هزارتا چیز دیگه !! با توجه به تجربه ای که کسب کردید میدونید این کار نیاز به یه سرمایه بزرگ و یه تیم برنامه نویسی و پشتیبانی قوی داره !!! ولی مشکلی نیست با تبلیغتی که رو سایت قرار میدید و اون روش هایی خلاقانه ای که یاد گرفتید به راحتی میتونید هزینه ها رو جبران کنید !!!
با جمع کردن یه تیم خیلی خوب و داشتن یه ایده خیلی قشنگ کارتون رو شروع میکنید ، تو چند ماه اول کاربر زیادی ندارید ولی با تبلیغات خوب و طراحی قشنگ سایتتون کم کم تعداد کاربرای زیادی رو جذب میکنید و خب طبیعتا نظر شرکت ها و کمپانی های مختلف هم به سمت شما جلب میشه ، هر شرکت دوست داره یه صفحه اختصاصی برای خودش داشته باشه و واسه اینکار پول هم میده ، تازه میخواد تو سایت شما تبلیغات هم انجام بده که با پیشنهاد خوب شما مواجه میشه : ما تبلیغات رو با توجه به سلایق ،دوستان ، محل زندگی ، نوع تحصیلات و اطلاعات خیلی خوبی که هر کاربر در زمان ثبت نام و در طول زمان استفادش از شبکه اجتماعی ما توی سایت وارد کرده بهش نشون میدیم !! ما یه پروفایل مخصوص هر کاربر داریم و نرم افزار هایی که میتونن اطلاعات این پروفایل رو تجزه و تحلیل کنن ، در نهایت تبلیغی به کاربر نشون میدیم که به احتمال خیلی زیاد میپسنده !!!! عجب پیشنهادی !!!

تعداد زیادی از شرکت ها از شما خواستن تا تو سایتتون براشون تبلیغات هوشمندانه انجام بدید ، اما . . . هزینه ها خیلی خیلی زیاد شدن چون تعداد کاربرا هر روز بیشتر میشن و این تعداد کاربر نیاز به پشتیبانی فنی خیلی قوی داره ، شما نیاز به کارمند ها و سخت افزار های جدیدی دارید و نمیتوند بیش از حد تو سایتتون تبلیغات کنین چون مردم از تبلیغات اضافی خوششون نمیاد !!!
خب پشنهادتون چیه ؟ اگه همینجوری پیش بریم در بهترین حالت ضرر نمیکنید و دخل و خرجتون با هم یکی میشه ، خبری از سود نیست !!!! و همونجور که گفتیم اصلی ترین دلیل شما برای این کار سود بوده !!!
چی شد به نتیجه ای رسیدین ؟ . . . کم کم دارین نا امید میشین که یه روز یه آقایی میاد و یه پیشنهاد بسیار وسوسه کننده به شما میده ، از شما میخواد که اطلاعات آنالیز شده ، کامل و دقیق کاربرای یه کشور خاص یا یه شهر خاص رو بهش بدید ، اطلاعات تک تک شهروندان یه شهر یا یه کشور رو ، اون شهروندان چه دوستایی دارن ؟ از چی خوششون میاد ؟ عاشق کی هستن ؟ رشته تحصیلیشون چیه ؟ قبلا با کی بودن ؟ پدرشون چیکارست ؟ و خلاصه هر اطلاعاتی رو که دارین !!!! و به جاش یه پول خیلی چشمگیری به شما میده !! پولی که قراره سود شما از این همه زحمتی که کشیدید باشه ، اما شما متعهد شدید !!! متعهد شدید تا اطلاعات کاربرا رو در نهایت امنیت پیش خودتون نگه دارید !! کاربرا به شما اطمینان کردن !! به اون آقای پولدار میگید که نمیتونید این کارو انجام بدید و این خلاف قانونه و اخلاقه ! اون شخص از پیش شما میره ، شبکه های اجتماعی دیگه ای هم هستن ، چند روزی با خودتون کلنجار میرید ، اما چه فایده دیگه اون شخص رفته ، به احتمال زیاد داره اطلاعات مورد نظرش رو از یه شبکه اجتماعی دیگه میگیره !!! بعد از چند روز اون شخص برمیگرده و مبلغ بیشتری رو به شما پیشنهاد میکنه و به شما اطمینان میده که این اطلاعات جایی درز نمیکنه و کسی از این موضوع خبردار نمیشه ، شما این بار اشتباه نمیکنید و در ازای اون مبلغ زیاد اطلاعات رو بهش میدید !!! تبریک میگیم ، پروژه شما به سود دهی رسیده !!

باید توجه داشته باشیم قبل از این که داستان سایت های شما شروع بشه ما یه فرضی رو در نظر گرفتیم ، اصلی ترین و مهمترین دلیل هر کاری سوده مادی اون کاره و تمام این داستان بر این فرض استواره ، در غیر این صورت شما احتمالا به خیلی از این کارا دست نمیزدید

سه‌شنبه 12 اسفند 1393 ساعت 10:27

یک سال گذشت . . .

دقیقا پارسال همین موقع بود که این وبلاگ رو درست کردم و یک ساله که با این آدرس شیک و خوشگل  وبلاگ مینویسم ، سال بسیار جالبی رو از هر نظر پشت سر گذاشتم و خدا رو شکر همه چیز خوب و عالی بود ، بدون کمترین مشکلی ، خدا رو شکر قبل از این که یه حرفایی بزنیم بهتره بریم و یه نگاهی به آمار این یک ساله بندازیم تا متوجه بشیم چه خبرا بوده ، تو این یک سال بنده ۶۷ مطلب روی وبلاگ منتشر کردم که یعنی به طور متوسط هر ۵.۴۴ روز یه مطلب جدید روی وبلاگ بوده ، نمیشه گفت بد بوده ولی میتونست بهتر از این ها باشه . تو این یک سال ۹۰۴۴ بار از از صفحات مختلف وبلاگ بازدید شده ، ۲۴.۷۳ باز دید در هر روز ، به شخصه وبلاگ هایی رو میشناسم که روزی ۴۰۰ - ۵۰۰ تا بازدید دارن . کلا ۴۲ نظر  درباره مطالب وبلاگ نوشته شده که دیگه واقعا خوب نیست . دوتا نظر سنجی داشتیم که در مجموع ۱۱۵ نفر درشون شرکت کردن که میشه گفت قابل قبوله ، و یک سری آمار دیگه که مهم نیستن !!



اما حرف اصلی ، تو دورانی که میزان تفکر و ساعات فکر کردن به شدت پایین اومده ، مردم در هر لحظه درگیر چنتا کار مختلفن ( به لطف گوشی های تلفن همراه و بقیه وسایل دیجیتال) و نمیتونن روی هیچ موضوعی متمرکز بشن ، تو سال هایی که مهمترین کار به اشتراک گذاشتنه و با احساس ترین کار لایک زدنه ، زمانی که انسان هارو با تعداد لایک هایی که پست هاشون میگیره میسنجن ، اگه ما تونسته باشیم یک نفر رو به بیشتر فکر کردن ، به رفتن در خلوت ، سکوت ُ آرامش و تمرکز  تشویق کرده باشیم برای ما کافیه . . .
بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم . . .

برچسب‌ها: کمی بیشتر، خط زمان
جمعه 8 اسفند 1393 ساعت 00:06

به آنها مهلتی داده نخواهد شد . . .

چند روزی میشه که دارم فکر میکنم ، فکر میکنم و تلاش میکنم تا بتونم چند خطی قبل از این خطبه شگفت انگیز امیرالمؤمنین (ع) بنویسم ، تا این لحظه به هیچ نتیجه ای نرسیدم و احتمالا در آینده هم به نتیجه ای نمیرسم ، پس بهتره که مستقیم بریم  خطبه رو بخونیم :


    ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺩﺍﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺧﺮﺕ ﺩﻟﺒﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ، ﺁﻥ ﻛﺲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺗﻘﻮﺍ ﺑﻠﻨﺪﻣﺮﺗﺒﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﺧﻮﺍﺭ ﻧﺸﻤﺎﺭﻳﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻋﺰﻳﺰﺵ ﻛﺮﺩ ﮔﺮﺍﻣﻲ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ، ﺑﺮﻕ ﺩﺭﺧﺸﻨﺪﻩ ﺩﻧﻴﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺧﻴﺮﻩ ﻧﻜﻨﺪ ﻭ ﺳﺨﻦ ﺳﺘﺎﻳﻨﺪﻩ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﻮﻳﺪ، ﺑﻪ ﺩﻋﻮﺕ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺩﻧﻴﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﺪﻫﻴﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺎﺑﺶ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﻭﺷﻨﺎﻳﻲ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻭ ﻓﺮﻳﻔﺘﻪ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﮔﺮﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻧﮕﺮﺩﻳﺪ. ﻫﻤﺎﻧﺎ ﺑﺮﻕ ﺩﻧﻴﺎﻱ ﺣﺮﺍﻡ ﺑﻲ ﻓﺮﻭﻍ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺨﻨﺶ ﺩﺭﻭﻍ، ﺍﻣﻮﺍﻟﺶ ﺑﻪ ﻏﺎﺭﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺷﺮﻑ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﺍﺳﺖ. ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺎﺷﻴﺪ! ﺩﻧﻴﺎﻱ ﺣﺮﺍﻡ ﭼﻮﻧﺎﻥ ﻋﺸﻮﻩ ﮔﺮ ﻫﺮﺯﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻧﺸﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﻛﺐ ﺳﺮﻛﺸﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻧﺒﺮﺩ، ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﻳﻲ ﺧﻴﺎﻧﺘﻜﺎﺭ، ﻧﺎﺳﭙﺎﺱ ﺣﻖ ﻧﺸﻨﺎﺱ، ﺩﺷﻤﻨﻲ ﺣﻴﻠﻪ ﮔﺮ، ﭘﺸﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥ ﺣﺎﻻﺗﺶ ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ, ﻋﺰﺗﺶ ﺧﻮﺍﺭﻱ، ﺟﺪﺵ ﺑﺎﺯﻱ ﻭ ﺷﻮﺧﻲ ﻭ ﺑﻠﻨﺪﻱ ﺁﻥ ﺳﻘﻮﻁ ﺍﺳﺖ؛ ﺧﺎﻧﻪ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻏﺎﺭﺗﮕﺮﻱ, ﺗﺒﻬﻜﺎﺭﻱ ﻭ ﻫﻼﻛﺖ ﻭ ﺳﺮﻣﻨﺰﻝ ﻧﺎﺁﺭﺍﻣﻲ ﺍﺳﺖ، ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﻛﺮﺩﻧﻬﺎ ﻭ ﺟﺪﺍﻳﻴﻬﺎﺳﺖ، ﺭﺍﻩ ﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺣﻴﺮﺕ ﺯﺍ، ﮔﺮﻳﺰﮔﺎﻫﻬﺎﻳﺶ ﻧﺎﭘﻴﺪﺍ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﻬﺎﻳﺶ ﻧﻮﻣﻴﺪﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺯﻳﺎﻧﺒﺎﺭ ﺍﺳﺖ، ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻫﻬﺎﻱ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﻣﺮﮒ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻣﻲ ﺭﺍﻧﺪ ﻭ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﻧﺪﻳﺸﻲ ﻫﺎ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ. [ ﺍﻗﺴﺎﻡ ﺩﻧﻴﺎﭘﺮﺳﺘﺎﻥ: ] ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻱ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﻳﺎ ﻣﺠﺮﻭﺣﻲ ﭘﺎﺭﻩ ﭘﺎﺭﻩ ﺗﻦ، ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻱ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺗﻦ ﺟﺪﺍ ﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺧﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺗﭙﻴﺪﻩ، ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﻧaﮕﺸﺖ ﺑﻪ ﺩﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺟﻤﻌﻲ ﺍﺯ ﺣﺴﺮﺕ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﻣﺎﻟﻨﺪ، ﺑﺮﺧﻲ ﺳﺮ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﻧﻬﺎﺩﻩ ﺑﻪ ﻓﻜﺮ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﻓﺴﻮﺱ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﻳﺸﺘﻦ ﺭﺍ ﻣﺤﻜﻮﻡ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﻋﺰﻡ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻛﻪ ﺭﺍﻩ ﻓﺮﺍﺭ ﻭ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﺣﻴﻠﻪ ﮔﺮﻱ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﻧﻴﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻏﺎﻓﻠﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﻛﺎﺭ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﻋﻤﺮ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻫﻴﻬﺎﺕ! ﻫﻴﻬﺎﺕ! ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺖ ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺳﭙﺮﻱ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﭼﻨﺎﻧﻜﻪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺭﺳﻴﺪ. (ﻧﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﻳﺴﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺯﻣﻴﻦ, ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻬﻠﺘﻲ ﺩﺍﺩﻩ ﻧﺸﺪ.)۱


خطبه هایی از این شگفت انگیز تر و تکان دهنده تر هم در نهج البلاغه هستن ، فقط کافیه نهج البلاغه رو باز کنیم و بخونیم ، حیف نیست که این کتاب با این عظمت گوشه خونه خاک بخوره . . . !؟ کتاب اگه خونده نشه پس به چه درد میخوره ؟


۱. فَمَا بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّمَاءُ وَالْأَرْ‌ضُ وَمَا کَانُوا مُنظَرِ‌ینَ ﴿٢٩﴾ « سوره مبارکه دخان »

پ.ن : خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی .

برچسب‌ها: امام علی (ع)، قرآن
شنبه 2 اسفند 1393 ساعت 16:37

مشارکت در پروژه های آزاد :)

قبلا ها کمی درباره پروژه های متن باز و آزاد صحبت کرده بودیم پروژه هایی که با مشارکت جامعه کاربری پیشرفت میکنن ، پروژه هایی که به صورت متن باز در اختیار همه هستن و هرکس بخواد میتونه متن اون پروژه ها رو اونجوری که دوست داره تغییر بده .
اما این موضوع برای افرادی که با متن برنامه ها کاری ندارن زیاد قابل لمس نیست و خب طبیعتا برای افرادی که برنامه نویس هستن کاملا قابل درکه و نیازی به توضیح و تفسیر نداره ، به همین دلیل بنده دنبال مثال هایی میگشتم که موضوع متن باز بودن ، آزاد بودن و مشارکت جامعه کاربری رو برای دوستان غیر برنامه نویس روشن کنه و به یه مورد بسیار جالب بر خوردم موتور جستجوی داک داک گو رو که یادتون هست ، یه پروژه آزاد که داره توسط یه گروه خوب ( به صورت متمرکز ) و جامعه کاربری ( به صور عمومی و پراکنده ) توسعه داده میشه ، مهمترین ویژگی این موتور جستجو اینه که از شما جاسوسی نمیکنه و هیچ سابقه ای از سرچ های شما نگه نمیداره ، درست بر خلاف گوگل پلید که حتی تعداد نفس های شما رو هم میشمره

یکی از ایراداتی که برای کاربرای ایرانی تو این موتور جستجو وجود داشت پشتیبانی نکردن از زبان فارسی بود ، اما حالا با مشارکت دوستان این سایت تا ۹۰٪ به زبان فارسی ترجمه شده ، چجوری ؟ به صورت توسعه مشارکتی !!! یعنی من و شما که کاربر این سایت هستیم میریم تو سایت https://duck.co و یه اکانت درست میکنیم ، بعد ازمون میپرسه که چجوری میتونیم به توسعه داک داک گو  کمک کنیم ؟! من قسمت ترجمه رو انتخاب کردم .


بعد درباره زبانی که توش مهارت دارید ازتون میپرسه و بعدش میرید به سمت ترجمه لغاتی که تا حالا ترجمه نشده یا امتیاز دادن به ترجمه هایی که قبلا توسط افراد دیگه انجام شده تا به بهترین ترجمه مورد نظر جامعه کاربری برسیم ، به این میگن مشارکت !!!!!



همونجوری که میبینید سایت تا ۹۰ درصد به زبان فارسی ترجمه شده و ۱۰ درصد باقیمونده هم نیاز به همت ما داره تا تمومش کنیم و یه موتور جستجوی امن و آزاد به زبان فارسی داشته باشیم ، همین امروز دست به کار بشید . . . .

جمعه 17 بهمن 1393 ساعت 09:23

حافظه تاریخی

چه فرقی به حال ما داره که توی گذشته چه اتفاقی افتاده !! گذشته ها گذشته !! خب حالا اونا همدیگه رو کشتن تموم شده رفته ، به ما چه ربطی داره ؟! حوصه خوندن این مطالب کهنه و نخ نما رو ندارم :( !! ول کن بابا توام حوصله داری !!! اونا یه قوم و ملت بودن ما هم یه قوم و ملت دیگه هستیم !! اصلا معلوم نیست این چزا که تو این کتابا به عنوان تاریخ به ما خورد ما میدن درست باشه ؟! همش تحریف شده !!!
این جمله هایی که تو خط های بالایی خوندین جواب هایی هستن که وقتی میخوای با یه نفر خیلی جدی درباره تاریخ صحبت کنی میشنوی ، البته نمیگم همه اینجورین ولی متأسفانه این جملات رو از بعضی افراد تحصیل کرده هم میشنویم ، مخصوصا دوستانی که به سمت رشته های مهندسی و فنی رفتن و خب این اصلا خوب نیست !!

این حرفای تکراری که نمیدونم تاریخ خوبه و ما باید از روش های زندگی گذشتگان درسها بیاموزیم و تاریخ تکرار میشه و پس با خوندن تاریخ میشه آینده رو پیشبینی کرد رو همه شنیدین و میدونیم که همشون درسته اما بحث ما یکم فرق داره !! میتونیم یکم نزدیکتر بیایم ، تو تاریخ معاصر ، شاید تو ۱۰ سال گذشته ! شایدم چهار سال پیش !! هرقدر نزدیک که شما دوست داشته باشین ! بحث درباره ی تاریخ نیست ؟؟

بحث درباره فراموشکاریه ، فراموش کاری سهوی ، عمدی از روی جهل یا از روی تنبلی !! بحث سر اینه که چرا انقد زود یادمون میره ؟ بحث درباره اینه که چرا انقد زود یادشون رفته ؟ یعنی واقعا یادشون نبوده ؟

چی مشد اگه وقتی طلحه و زبیر داشتن توی بصره مردم رو برای نبرد با امام علی (ع) تحریک میکردن یه نفر بلند میشد و میگفت : من هنوز یادم نرفته ! مگه تو نفر اول با امیرالمؤمنین (ع) بیعت نکردی ؟ تو خودت بیشتر از همه برای کشتن عثمان اصرار داشتی !! حالا چی شده که میخوای با علی (ع) بجنگی ؟

چرا هیچکس یادش نبود . . . . ؟! 

چرا همه معجزات موسی (ع) رو یادشون رفته بود ؟ مگه چقد گذشته بود ؟ همش ۱۰ روز !! کار به اونجا کشید که هارون (ع) رو تهدید به قتل کردن !! یعنی هیچکس حرفای حضرت موسی (ع) رو یادش نبود ؟

جالب نیست ؟ سوال بر انگیز نیست ؟

چنتا مثال اینجوری نیازه ؟ چرا انقد زود فراموش کردن ؟ چرا انقد زود فراموش میکنیم ؟ چرا حافظه تاریخی نداریم ؟ . . .  نمیدونم شایدم داریم !!!! 



در زمان امام موسی کاظم (ع) مردم برای امام حسین (ع) مراسم عزاداری به پا میکردن ، به دستور امام صادق (ع) جلسات ذکر مصیبت برگزار میشده ، امام رضا (ع) بانی جلسات عزاداری برای سیدالشهدا (ع) بودند و . . . اما افرادی که در این جلسات شرکت میکردن !!! این افراد نمیدونستن که امام حسین (ع) امام زمان خودشون بودن و این امامی که الان تو اون جلسه عزاداری شرکت میکنن هم امام زمان خودشون هستن ؟ این افراد نمیدونستن که شیعیان کوفه عهد شکستن و پشت امامشون رو خالی کردن ؟ هر روز داشتن این مصائب رو میشنیدن و براش گریه میکردن !! پس چرا امام زمان خودشون رو تنها گذاشتن ؟ شعیان دوران امام موسی کاظم (ع) برای امام حسین (ع) گریه میکردن در حالی که امام زمانشون تو زندان بود !!!!!!!!! نمیدونستن که نتیجه بی وفایی به امام زمانشون چیه ؟ مگه از اتفاقات عاشورا و از بی وفایی شیعیان کوفه خبر نداشتن ؟ پس چرا هیچ کاری انجام نمیدادن ؟ چرا گذاشتن امام زمانشون تو زندان به شهادت برسه ؟

این همه تأکید برای زنده نگه داشتن عاشورا و محرم برا چیه ؟ چرا هیچ کاری به اندازه عزاداری برای امام حسین (ع) توصیه نشده ؟

واسه این که ما حافظه تاریخی داشته باشیم !! واسه این که ما بدونیم نتیجه پر شدن شکم از حرام چیه ؟ واسه این که ما یادمون باشه یه امام زمان هم در دوران ما هست که خیلی تنهاست !!! واسه این که ما بدونیم نتیجه عهد شکنی با امام زمان چیه !!! واسه این که ما یادمون نره . . .

باید بدونیم ولی دونستن تنها کافی نیست !! باید به وقتش یادمون بیاد ولی اینم کافی نیست !! باید وقتی یادمون اومد ازش استفاده کنیم !! فقط در این صورت حافظه تاریخی خواهیم داشت . . .

برچسب‌ها: تاریخی، کمی بیشتر
<< 1 2 3 4 5 ... 14 >>