X
تبلیغات
رایتل

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 18:50

کانال بی

میگه که ، میدونیم خیلی از اکتشافات علمی به صورت شانسی و تصادفی صورت گرفته . . . !! اما این رو هم میدونیم که این اتفاقات شانسی و تصادفی فقط برای اون دانشمندایی رخ میده که در اون شاخه از علم در حال تلاش ُ مطالعه ُ تحقیق و کجکاوی بودن یه وقتایی حتی از این هم فراتر میره ، یعنی یه دانشمندی داره در یه شاخه خاصی فعالیت میکنه اما یه کشفی میکنه در یه شاخه دیگه ای از علم و یه دریچه جدیدی به روی خودش و بقیه باز میشه. . .
اگه از من بپرسی  ، میگم که :‌شما شروع کن به تلاش ُ مطالعه ، تحقیق و کنجکاوی در مسائلی که بهشون علاقه داری  . . . خود به خود به یه چیزایی جدیدی دست پیدا میکنی و علاقه مند میشی که تا قبل از این نمیدونستی بهشون علاقه داری !!!


کانال بی هم از همین دست علاقه مندی های بنده حساب میشه !! اسمی که اولین بار وقتی داشتم   رادیوگیک شماره ۷۵ رو گوش میدادم به گوشم خورد ، جادی خیلی ازش تعریف کرد و توصیه کرد تا قسمت آخر  پادکست کانال بی رو که به موضوع پادکست خوش هم مربوط میشد  گوش بدیم . خب کجکاوی بنده هم گل کرد و سریع رفتم دنبال اسم کانال بی !!!
اولین جایی که در گوگل کردن ( البته ما از داک داک استفاده میکریدم تا وقتی که فیلتر شد) بهش رسیدم وبسایت ناملیک بود، یه وبسایت برای گوش دادن به پادکست ( عموما فارسی) از دو جهت خوشحال بودم یکی این که سریع به اون چیزی که میخواستم رسیدم و، دوم این که یه وبسایت پر پادکست پیدا کردم .  قسمت مورد نظرم رو دانلود کردم و به روال این روزهای زندگیم ، در حال رانندگی بهش گوش کردم [وقت دیگه ای برای این کار ندارم !! تازه گوش دادن فایل های صوتی که بهشون علاقه داری باعث میشه رانندگی خیلی کمتر خسته کننده باشه]
گوینده پادکست [با اون صدای گرمش] در توضیحات اولیه میگه : «ما در هر قسمت از کانال بی یه داستان جذاب واقعی که در نشریه های معتبر انگلیسی زبان منتشر شده رو به فارسی تعریف میکنیم » . نکته اینجاست که دقیقا هم درست میگه !!!! این که داستان رو به فارسی تعریف میکنه !!!  علی بندری[همون گوینده] غیر از تسط بسیار خوبی که روی زبان انگلیسی داره و ترجمه های عالی که انجام میده ، دایره لغات فارسی بسیار وسیعی داره و این توی فارسی کردن و تعریف کردن داستان به زبانی که ما روزانه ازش استفاده میکنیم کمکش میکنه [نه مثل ترجمه های دیگه که زبانشون کتابیه] ازهنر فارسی  سازی داستان های تعریف شده در پادکست که بگذریم ، میرسیم به خود داستان ها !!! یعنی نقطه قوت بعدی پادکست کانال بی . . .


همیشه وقتی از دنیای خیالی داستان های تخیلی و علمی تخیلی خارج میشم[فیلم یا کتاب] ، اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که : خب حالا که چی ؟ اینا که همش خالی بندی بود !!! البته منکر این نمیشم که از غرق شدن تو اینجور داستان ها لذت نمیبرم و . . . ولی خب بالاخره همیشه یه چیزی اون گوشه ذهنم ویز ویز میکنه که : با کلی چیزای الکی وقتتو تلف کردی !!!!!
اما داستان های واقعی گرچه خیلی وقتا کاربردی برات ندارن اما اگه جذاب و متنوع باشن، هم میشه یه چیزایی ازشون یادگرفت !! هم دیگه اون ویز ویزگوشه ذهن رو ندارن . . .  مشکل اصلی داستان های واقعی  جذاب نبودنشونه !!! اکثر وقتا این داستان ها یه چیزی مثل یه خبر هستن که گوینده اخبار ساعت ۲۱ داره از رو میخونتش !!!! اینجاست که هنر علی بندری در انتخاب داستان های جذاب واقعی خودش رو نشون میده . . . این داسان ها اونقدری جالب هستن که وقتی شما یه بار اسم کانال بی رو یه جا بشنوی و یه قسمت از پادکست رو دانلود کنی و بشنوی ، در سریع ترین زمان ممکن میری سراغ دانلود و گوش دادن به قسمت های بعدی پادکست . . .
پادکست کلا یه مشکلی هم داره و اون تک بعدی بودنشه !!! یعنی این که شما داری داستان رو میشنوی و باید بقیه چیز ها رو خودت تصور کنی !!! گوینده ها سعی میکنن با قدرت فضا سازی و داستان گویی که دارن تا حدی این مشکل رو پوشش بدن ، که علی بندری در این موضوع کاملا توانمنده !! اما یه کار قشنگ دیگه ای هم که انجام دادن درست کردن یه وبلاگ و قرار دادن مطالب ، عکس ها ُ فیلم ها و مدارک مختلف مربوط به هر قسمت از پادکست در اون وبلاگه . اینجوری شنونده میتونه خیلی بهتر با داستان ارتباط برقرار کنه . . .  [اینجا جا داره یه انتقاد هم به ظاهر وبلاگ کانال بی داشته باشیم که میتونه خیلی بهتر و جذابتر از این باشه]


و در نهایت خیلی خوشحالیم که فرهنگ پادکست و پادکست شنیدن که سالهاست در جوامع دیگه وجود داره ، در جامعه ما هم مورد توجه قرار گرفته و افراد مختلف که حرفای خوب و کارهای خوبی برای ارائه دارن از این نوع رسانه استفاده میکنن. رسانه ای که آزاده و به لطف پیشرفت تکنولوژی کاملا در درسترس . . .  کانال بی رو گوش بدید ، کلا پادکست گوش بدید ، اما فراموش نکنید که پادکست هم مثل ورودی های دیگه به ذهن و بدن ما میمونه و ما باید دقت داشته باشیم که چی وارد ذهن و بدنمون میکنیم.
البته ناگفته نمونه که ما یه نوعی از پادکست گوش دادن رو قبلا تو فرهنگمون داشتیم و داریم ، یعنی سخنرانی گوش دادن !! مردم جامعه ما از قدیم سخنرانی افراد مختلف رو به روش های مختلف ضبط میکردن و بهش گوش میدادن.

برچسب‌ها: کانال بی، پادکست، Channel B
جمعه 13 مرداد 1396 ساعت 18:52

اندر احوالات برجام . . .

کاری به برجام و فرجام و . . . و این که چقدر موفق بوده یا اصلا نبوده نداریم !!! این که بیشتر سود داشته یا بیشتر ضرر داشته ، به این که مجبور بودیم بهش تن بدیم یا نه ، این که اگه برجام نبود چی میشد و این که حالاکه هست چی شده ، یا این که میتونست بهتر باشه ؟ بهتر اجرا بشه یا هر چیز دیگه ای . . . !!! فقط میخوایم چند جمله از نامه امام علی (ع) به مالک اشتر رو بخونیم ، برداشت با خودتون . . .



    «هرگز پیشنهاد صلح از طرف دشمن را که خشنودى خدا در آن است رد مکن، که آسایش رزمندگان، و آرامش فکرى تو، و امنیّت کشور در صلح تأمین مى گردد. لکن زنهار زنهار از دشمن خود پس از آشتى کردن، زیرا گاهى دشمن نزدیک مى شود تا غافلگیر کند، پس دور اندیش باش، و خوشبینى خود را متّهم کن. حال اگر پیمانى بین تو و دشمن منعقد گردید، یا در پناه خود او را امان دادى، به عهد خویش وفا دار باش، و بر آنچه بر عهده گرفتى امانت دار باش، و جان خود را سپر پیمان خود گردان، زیرا هیچ یک از واجبات الهى همانند وفاى به عهد نیست. که همه مردم جهان با تمام اختلافاتى که در افکار و تمایلات دارند، در آن اتّفاق نظر داشته باشند. تا آنجا که مشرکین زمان جاهلیّت به عهد و پیمانى که با مسلمانان داشتند وفادار بودند، زیرا که آینده ناگوار پیمان شکنى را آزمودند. پس هرگز پیمان شکن مباش، و در عهد خود خیانت مکن، و دشمن را فریب مده، زیرا کسى جز نادان بدکار، بر خدا گستاخى روا نمى دارد، خداوند عهد و پیمانى که با نام او شکل مى گیرد با رحمت خود مایه آسایش بندگان، و پناهگاه امنى براى پناه آورندگان قرار داده است، تا همگان به حریم أمن آن روى بیاورند. پس فساد، خیانت، فریب، در عهد و پیمان راه ندارد. مبادا قراردادى را امضاء کنى که در آن براى دغلکارى و فریب راه هایى وجود دارد، و پس از محکم کارى و دقّت در قرار داد نامه، دست از بهانه جویى بردار، مبادا مشکلات پیمانى که بر عهده ات قرار گرفته، و خدا آن را بر گردنت نهاده، تو را به پیمان شکنى وا دارد، زیرا شکیبایى تو در مشکلات پیمان ها که امید پیروزى در آینده را به همراه دارد، بهتر از پیمان شکنى است که از کیفر آن مى ترسى، و در دنیا و آخرت نمى توانى پاسخ گوى پیمان شکنى باشى.»

درباره هر موضوعی مطلب و دستورالعمل داریم فقط کافیه کمی بیشتر مطالعه کنیم . . .

پ.ن: نهج البلاغه ، نامه ۵۳ (عهد نامه مالک اشتر) ، ترجمه محمد دشتی.

برچسب‌ها: امام علی (ع)، برجام
جمعه 29 بهمن 1395 ساعت 09:34

۱۹۸۴ شندین بجای خواندن . . .

راستش میخواستم یه مطلب دیگه رو بفرستم رو وبلاگ اما گفتم درباره تجربه جدیدم  چند خطی بنویسم.  شاید برای بقیه خیلی قدیمی باشه و سالها باشه که ازش استفاده میکنن ، شاید واسه بعضیا دیگه خاطره باشه اما من تازه تستسش کردم و میگم برای یاد گرفتن و انجام دادن کاراری خوب و مفید هیچوقت دیر نیست !! [شعاری شد ]

بخاطر مشغله ی زیادی که تو چند ماه گذشته داشتم اصلا وقت نمیکردم که کتاب بخونم و این موضوع خیلی منو اذیت میکرد یه جورایی دیگه خسته شده بودم و احساس میکردم روزام تکراری شدن . . . یه بار همینجوری نشستم و  محاسبه کردم که در یک ماه چه ساعتایی وقتم تلف میشه و از اون اوقات تلف شده چجوری میشه استفاده کرد . .  نتیجه خیلی جالب بود  من حداقل توی هر ماه ۴۰ ساعت از وقتم رو توی ماشین میگذروندم  !! پشت فرمون . . . توی راه . . . توی ترافیک . . . بازم فکر کردم و دیدیم که تو این زمان قابل توجه کار خاصی هم انجام نمیدم و اکثرا به بیهودگی تلف میشه !!

چند روز قبل از این که بشینم و به این مسائل فکر کنم یکی از همکارای مسن ما که تازه تبلت خریده از من خواست تا چنتا کتاب صوتی براش رو تبلت بریزم . . . این همکار ما یه معلم ادبیات هستن و ۷۰ سال سن دارن ، قبلا به من گفته بود که روزی چندین ساعت مطالعه میکنه و تازه میخواست توی وقتایی که دیگه جونی برای مطالعه کردن نداره از کتاب صوتی استفاده کنه !!!! یه مقدار زیادی از خودم خجالت کشیدم . . .

بعد از اون محاسبات یاد حرف این معلم با تجربه افتادم و گفتم خوبه که برم و چنتا کتاب صوتی دانلود کنم . . . یه جستجوی کوچیک بهم نشون داد که چه کتاب های صوتی فوق العاده ای رو میشه به راحتی توی اینترنت پیدا کرد هم رایگان هم پولی . . . !! چقدر عالی . .  !! برای تست تو ذهنم بود که یه کتاب صوتی نسبا کوتاه از نوع رایگانش دانلود کنم که البته بعدا فهمیدم کیفیت پایین تری نسبت به نسخه های پولی دارن ( توی ضبط و گویندگی) . به کتاب ۱۹۸۴ برخوردم ، کتابی که مدت ها بود میخواستم بخونمش  اما . . .  بگذریم ، کتابو دانلود کردم  و با استفاده از پخش ماشینم و توی همون زمان هایی که ماهی های قبل تلف شده بودن بهش گوش کردم .



کتاب دیروز تموم شد، به نظرم فوقالعاده بود. این حد از خلاقیت و شناخت از جامعه بسیار منو به شگفتزده کرد و مطرح کردن یه تئوری در این حد و اندازه  . . . ! خلاصه تجربه ی بسیار خوبی و بود . . . راضیم ازش

اما ۱۹۸۴ :‌ کاری به بخش های ادبی ، نگاه متفاوت ، خلق یک دنیای متفاوت اما عاقلانه ، هنر نویسندگی  و هزار تا مورد خوب دیگه ای که همه قبلا از این کتاب تحسین شده گفتن ندارم . .  این کتاب نظرم رو به چیزایی که داریم ، داشتیم و فکر میکنیم خواهیم داشت اما بهشون کمترین توجهی نداریم جلب کرد. چیزاییی که شاید مهمترین داشته های ما تو زندگی  شخصی و اجتماعی باشن ، چیزایی که جامعه ما بر اساس اونا شکل گرفتن اما انقد همه جا هستن و همه جا رو پر کردن که ما نمیبینیمشون و از اهمیتشون غافلیم . .  مثل هوا که اگه نباشه ما از بین میریم اما تا وقتی هست ما هیچ توجهی بهش نداریم . . . این کتاب نظرم رو به زبان و ادبیات ، تاریخ و تفکر جلب کرد . . چیز هایی که همیشه بودن و بیش از هر چیز دیگه ای ازشون استفاده میکنیم اما هیچ وقت فکر نکردیم که اگه نبودن و اگه جور دیگه ای بود دنیا چه شکلی میشد. . . هیچ وقت انقدر به اهمیت زبان و رابطه تنگاتنگش با تفکر و رابطه این دوتا با تاریخ فکر نکرده بودم . . .  چند سالی میشد که یه کتاب منو انقد به فکر کردن وادار نکرده بود . . . این کتاب کاملا کمی بیشتر ی بود  پیشنهاد میکنم که این کتاب رو  حتما بخونین یا گوش بدین . . .


پ.ن : در جستجو هام به دوتا منبع خوب برای کتاب صوتی دست پیدا کردم که اولی رایگان و دومی پولی بود، از یکی کتاب دانلود کردم و از اون یکی خریدم هر دوتا خوب بودن اما اون پولیه کیفیت ضبط و گویندگی خیلی بهتری داشت ، خوبه که همیشه سعی کنیم برای زحمات دیگران ارزش قائل باشیم  و کتاب هایی که با زحمت زیاد  تهیه و برای فروش آماده شدن رو از منابع دیگه غیر از سایت فروشنده اون به صورت رایگان دانلود نکنیم . بریم پول بدیم و بخریم.

چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت 19:42

حساب این‎ نتوانم داد . . .

اتفاقات این چند وقت کشور ، این به هم پریدن و شاخ و شونه کشیدن مسؤلین برای هم ، این حرفایی که تو چند هفته و مخصوصا این چند روز اخیر شنیدم و در آخر هم اتفاقی که سه روز پیش افتاد و یکی از بزرگان دار فانی رو وداع گفت آدم رو به فکر فرو میبره . . . یه تفکر عمیق و طولانی در خصوص این دنیا و . . . بگذریم !!! یاد یه داستان فوقالعاده افتادم که تو کتابای درسیمون خوندیمش . . .  قاضی بُست !!!
[سلطان مسعود غزنوی پس از جون سالم به در بردن از یه بیماری سخت ، بیهقی رو میخواد و بهش میگه:]«و می شونویم که قاضی بست بوالحسن بولانی و پسرش بوبکر سخت تنگدست اند و از کس چیزی نستانند و اندک مایه ضیعتی دارند. یک کیسه به پدر باید داد و یک کیسه به پسر، تا خویشتن را ضیعتکی حلال خرند و فراخ تر بتوانند زیست و ما حق این نعمت تندرستی که باز یافتیم، لختی گزادره باشیم»

من کیسه ‎ها بستدم و به نزدیک بونصر آوردم و حال باز گفتم.  دعا کرد و گفت خداوند این سخت نیکو کرد و شنوده‎ام که بو الحسن و پسرش وقت باشد که به ده درم درمانده‎ اند و به خانه بازگشت و کیسه ‎ها با وی بردند و پس از نماز کس فرستاد و قاضی بو الحسن و پسرش‎ را بخواند و بیامدند. بونصر پیغام سلطان به قاضی رسانید
 بسیار دعا کرد و گفت این صلت‎ فخر است پذیرفتم و باز دادم که مرا بکار نیست و قیامت سخت نزدیک است حساب این‎ نتوانم داد و نگویم که مرا خست در بایست نیست اما چون بدانچه دارم و اندک است قانعم‎ وزر و بال این چه بکار آید؟ بونصر گفت ای سبحان اللّه زری که سلطان محمود به غز و از بتخانه ‎ها بشمشیر بیاورده باشد و بتان شکسته و پاره کرده و آن را امیر المۆمنین می‎ روا دارد ستدن آن. قاضی همی نستاند گفت زندگانی خداوند دراز باد حال خلیفه دیگر است که او خداوند ولایت است و خواجه با امیر محمود به غزوه‎ ها بوده است و من نبوده‎ ام و بر من پوشیده‎ است که آن غزوها بر طریق سنت مصطفی علیه السلام هست یا نه؟ من این نپذیرم و در عهده‎ ی این‎ نشوم . گفت اگر تو نپذیری به شاگردان خویش و به مستحقان و درویشان ده. گفت من هیچ‎ مستحق نشناسم در بست که زر بدیشان توان داد و مرا چه افتاده است که زر کسی دیگر برد و شمار آن به قیامت مرا باید داد به هیچ حال این عهده قبول نکنم . بونصر پسرش را گفت تو از آن خویش بستان گفت زندگانی خواجه عمید دراز باد علی ای حال من نیز فرزند این پدرم که‎ این سخن گفت و علم از وی آموخته ‎ام و اگر وی را یک روز دیده بودمی و احوال و عادات وی‎ بدانسته واجب کردی که در مدت عمر پیروی او کردمی پس چه جای آنکه سال ها دیده ‎ام و من هم از آن حساب و توقف و پرسش قیامت بترسم که وی می‎ ترسد و آنچه دارم از اندک مایه‎ حطام دنیا حلال است و کفایت است و به هیچ زیادت حاجتمند نیستم.
بونصر گفت لله‎ در کما، بزرگا که شما دو تن‎اید و بگریست و ایشان را باز گردانید و باقی روز اندیشه‎ مند بود و ازین یاد می ‎کرد و دیگر روز رقعتی نبشت به امیر و حال باز نمود و زر باز فرستاد.

پ.ن : متن داخل عکس از نهج البلاغه گرفته شده و داستان قاضی بست هم برای تاریخ بیهقیه و خب یه داستان تاریخیه واقعیه.
یکشنبه 12 دی 1395 ساعت 22:55

مضرات موبایل یا مصاعب اینترنت !؟

دو هفته ی پیش یکی از نزدیکان از بنده درخواست کرد تا یه تحقیق و یه ارائه در خصوص امواج موبایل و مضرات اون براش آماده کنم ، کارم رو شروع کرد، و تصمیم گرفتم که با Impress.js این کار رو براش انجام بدم . . .  شروع کردم به جستوجوی اینترنتی و مطالعه منابع مختلف که توی این جستجوها پیدا میکردم !! طبق روش خودم برای درست کردن یه ارائه خوب ابتدا باید تاریخچه رو پیدا میکردم و چند اسلاید اول رو بهش اختصاص میدادم ، در این بخش از کار هیچ مشکلی نبود در مرحله بعدی باید میدیدم که موبایل چجوری کار میکنه و امواج اون در چه بازی ای از امواج الکترو مغناطیسی قرار دارن و اطلاعات دقیق بدست میاوردم ، و مشکل از همین جا شروع شد !!!

شروع کردم به جستجو با موتور های جستجوی مختلف ، و عبارت هایی مثل «امواج موبایل» ، «امواج موبایل از چه نوعی هستند» ، «طول موج امواج تلفن همراه» ، «اشعه ی موبایل» ، «امواج ماکروویو» و . . . رو مورد جستجو قرار دادم !!  در کمال ناباوری توی روز اول به هیچ نتیجه ی به درد بخوری نرسیدم !؟؟؟؟!؟!!!  مشکل اینجا بود که با جستجو کردن همه این عبارات موتور های جستجو یه سری سایت تکراری که همشون مطالبی کم و بیش مشابه هم داشتن رو به من نشون میدادن، که همگی درخصوص مضرات بسیار زیاد امواج موبایل بود . . . .  ! طی چند ساعت جستجو دیگه انقد این سایت ها به صورت تکراری برام باز شده بود که همشونو میشناختم   برام سوال بود که:  مگه میشه من هرچی جستجو میکنم هیچ مطلب علمی درخصوص این که موبایل دقیقا چجوری کار میکنه پیدا نمیکنم ؟ و البته کلی هم ناراحت و خسته بودم. . .

ولی دست بردار نبودم و بازم جستجو کردم ، اما این بار بین فایل های PDF که تو سایت های مختلف به عنوان مقاله وجود دارن ،  در نهایت تونستم اطلاعات مورد نظرم رو پیدا کنم .

الان دیگه وقتش بود که برم دنبال بخش آخر ارائه و موضوع مضرات امواج موبایل ، یه جورایی خیالم راحت بود که در این مورد دیگه مطلب زیاده . . .  شروع کردم به جستجو و مطالعه اون مطالب و سایت هایی که تو مرحله قبلی باراها بازشون کرده بودم ، کلی مطلب درخصوص مضرات موبایل نوشته شده بود از سرطان زا بودن تا تأثیر بر جنین و باروری مردا و هزارتا چیز دیگه !!!!! اما تو هیچ کدوم از این سایت ها و نوشته ها منبع علمی معتبر  یا حداقل دلیل و برهان علمی و منطقی وجود نداشت ؟!؟!؟ همشون یه سری از مضرات رو پشت هم لیست کرده بودن و راه های خیلی ساده ای برای مقابله باهاش نوشته بودن . . . .   پیش خودم گفتم برم یه جستحو تو ویکی پدیا بزنم اونجا مطلب معتبر زیاده و حداقل منبع رو نوشتن . . . رفتم و با این مطالب مواجه شدم : ( از سایت اسکرین شات گرفتم)



مطالب به ظاهر خوب و منطقی بودن ،  اما موضوع از اونجایی جالب شد که رفتم و یه نگاه به منابع انداختم !! منبع اول یه مقاله از وبسایت سازمان بهداشت جهانی  بود ، منبع دوم لینک ورژن کاملتر همین مقاله در ویکی پدیا انگلیسی بود و لینک آخر یه سایت ایرانی به اسم «ایلیا سلامت» . . . .!!!! همون سایتی که من تو جستجوهای قبلی در خصوص امواج موبایل و مضرارتش بارها و بارها  بهش برخورد کرده بودم ؟!!؟ بارها با دوتا مقاله مفصل این سایت درخصوص مضرات موبایل روبرو شده بودم اما . . . .



وقتی از سایت  ویکی پدیا روی آدرس اون سایت کلیلک کردم و به صفحه اولش (Home) منتقل شدم  و برای اولین بار صفحه نخست این سایت رو دیدم  جواب سوالاتی که روزای گذشته در حین تحقیق و جستجو برام به وجود اومده بود رو پیدا کردم . . . .

تو صفحه اول این سایت تبلیغاتی از لباس زیر زد امواج موبایل برای آقایان و خانم ها وجود داشت و یه لینک که شما رو به وبسایت فروشنده این لباس ها منتقل میکرد !!!!



حالا متوجه میشدم این همه مطلب تکراری ، مشابه و بدون منبع علمی که توی سایت های مختلف (که بعضی از اون سایت ها خیلی معروف و معتبر بودن) میدیدم از کجا اومدن، اما برای مطمعن شدن لازم بود تا اون مقاله نسبتا معتبر که توی وبسایت سازمان بهداشت جهانی دیده بودم رو با دقت بخونم . . . کار آسونی نبود چون نیاز به ترجمه داشت و اگه بخوام خلاصه بگم هیچکدوم از اون چیزایی که سایت های فارسی نوشته بودن توی مقاله سازمان بهداشت جهانی نبود. . . . !!!

دارم فکر میکنم اگه یه نفر ندونه چجوری توی اینترنت جستجو کنه، چه چیزایی رو ممکنه به عنوان مطالب علمی معتبر قبول کنه و چه پولایی رو ممکنه خرج کنه تا در ظاهر از سلامتیش محافظت کرده باشه و  چنتا سوال دیگه که جواب دادن بهشون کار ساده ای نیست، اما جا داره که کمی بیشتر به جوابشون فکر کنیم . . .

  • این همه مضرات اثبات نشده که تو سایت های مختلف فارسی و انگلیسی لیست شدن از کجا اومدن ؟ آیا واقعا تحقیقی انجام شده ؟
  • چطور سایت های معتبر و ثبت شده فارسی این مطالب رو بدون جستوجو درباره صحتشون منتشر میکنن؟
  • هدف این همه کپی کردن مطالب از سایت های غیر معتبر چیه ؟ آیا اجازه داریم که به هر قیمتی مخاطب رو به سایتمون جذب کنیم ؟
  • چجوری میشه که وقتی داریم تو اینترنت درخصوص یه مطلب علمی جستجو میکنیم اولین سایت هایی که موتور جستجو به ما نشون میده سایت های کاملا غیر معتبر و تبلیغاتی هستن ؟ یعنی موتور جستجو این موضوع رو تشخیص نمیده ؟
  • آیا میشه به مطالبی که تو اینترنت و حتی توی ویکی پدیا هستن اعتماد کنیم ؟
  • آیا سایتی که بالاتر اسمشو بردیم یا سایت های مشابه اون میخوان با انتشار مطالب تأیید نشده ما رو به خرید محصولشون تشویق کنن ؟  ( ساختن درد کاذب و فروختن درمان اون درد ها  = سود مالی)

و اما در آخر چند جمله از پروفسور سمیعی در خصوص مضرات موبایل به نقل از سایت زومیت :

    « پرفسور مجید سمیعی یکی از ایرانی‌های برجسته و از چهره‌های ماندگار ایران در دنیا که به عنوان برجسته‌ترین پزشک جراح مغز و اعصاب شناخته می‌شود به سوال «آیا امواج مضر است؟» پاسخ داده است.

سمیعی درباره‌ی ضرر یا عدم ضرر امواج موبایل روی مغز انسان گفت: «امواج موبایل تنها موج‌هایی نیست که در اطراف ما انسان‌ها وجود دارد. هزارن نوع موج می‌آیند و از بدن ما رد می‌شوند و ما نمی‌بینیم. شاید به همین دلیل اعتماد به ضرر رسانی آنها نداریم.»

معتبرترین پزشک مغز و اعصاب دنیا تأکید کرد: «تا کنون ثابت نشده که امواج موجود در اطراف ما ضرر زیادی برای بدن دارد یا نه؛ در واقع اثبات یا رد این موضوع بسیار مشکل است.»

او ادامه داد: «به همین دلیل نمی‌توانم بگویم که امواج موبایل یا دیگر امواج، روی بدن اثری ندارد. امواج بسیاری اطراف ما هست؛ حتی دو انسان که مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، با هم برخورد می‌کند، به هم علاقه‌مند می‌شوند، با یکدیگر تعامل فکری دارند یا نسبت به یکدیگر از خود احساسات نشان می‌دهند، امواج دارند.»

بدین ترتیب با قطعیت نمی‌توان گفت اموج موبایل برای بدن ضرر دارند یا هیچ ضرری برای انسان ندارند. »


یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 17:32

Istrolid

آخرین باری که درباره یه بازی کامپیوتری نوشتم ۳ سال پش همین موقع ها بود  [۵ خرداد ۱۳۹۲] تو انجمن های فارسی اوبونتو یه مطلب در خصوص بازی زیبا و ساده Ortho Robot و نحوه نصب و راه اندازیش توی سیستم عامل های گنو/لینوکسی نوشتم که اون موقع خوب هم ازش استقبال شد ، همون موقع ها یا چند وقت بعدش بود که Steam برای سیستم عامل های لینوکسی معرفی شد و مشکل بازی و گیم رو برای دوستداران لینوکس کاملا حل کرد . . .

حالا خلاصه من بعد از این همه مدت تازه استیم(Steam) رو نصب کردم . . . خوب بود ولی بازی خوباش همه پولی بودن !!! بازی های رایگان خوب هم زیاد داره ولی اکثرا حجم های بالایی دارن و دانلودکردنشون نیاز به یه اینترنت با حجم و پهنای باند زیاد داره . . .  بین این همه بازی یه بازی ساده نظرم رو جلب کرد !! یه بازی با حجم کمتر از ۱۰۰ مگابایت که توی دسته بندی بازی های استراتژی قرار داشت . Istrolid !!

بازی توی یه کهکشان خیالی  انجام میشه و حال و هوای فضایی داره و  در نگاه اول بسیار ساده به نظر میرسه ،  شما یک مقر فرماندهی به شکل یه دایره با چند مدل کشتی فضایی (Spaceships) دارید  و دشمن شما هم به همین صورت.  یه تعداد منطقه قابل تصرف هم در بازی وجود داره که با توجه به نوع مرحله تعداد این مناطق کم و زیاد میشن ، در ابتدا ۲ یا ۳ تا از این مناطق برای شما و حریفتونه و تقریبا همین تعداد منطقه وجود داره که برای هیچ گروهی نیست ، هر کسی که بتونه تمام این مناطق  رو تصرف کنه برنده بازی شده ، یعنی شما در عین حمله کردن باید دفاع هم بکنید تا مناطقی رو که بدست اوردید از دست ندید . . . مثل همه بازی های استراتژی دیگه شما مقدار پول محدودی در اول بازی دارید و میزان درآمد شما با توجه به تعداد مناطقی که تصرف کردید اندکی کم و زیاد میشه !!! بازی به دو صورت مرحله ای (Campaign
) و چند نفره (Multiplayer) قابل اجراست ، بهتره ابتدا در قسمت مرحله ای شروع به بازی کنید تا به اسلحه ها و در نهایت کشتی های فضایی بهتر دست پیدا کنیدو وقتی حرفه ای شدید میتونید از قسمت بازی چند نفره لذت ببرید


تا این جای کار همه چیز شبیه بازی های استراتژیک دیگست !! اما قسمت جالب بازی که نظر من رو به خودش جلب کرد ، بخش طراحی کشتی های فضایی بود !!! توی این بازی شما میتونید ۱۰ کشتی فضایی رو به سلیقه و نیاز خودتون طراحی کنید  !! برای هرکدوم اسلحه ، منبع تغذیه ، پیشرانه ، سپر و هرچیز دیگه ای که به نظرتون لازمه قرار بدید ، و فقط یه محدودیت دارید ، هزینه ساخت هر کشتی فضایی نباید بیشتر از از ۱۰۰۰ دلار بشه . . . حالا شما ارتش دلخواه خودتون رو دارید که به سلیقه و نیاز شما طراحی شده !!! نکته مهم اینه که در ابتدای بازی شما تمام وسائل ساخت کشتی رو ندارید و با جلو رفتن مرحله ها میتونید به وسایل بیشتر و مدرنتری برای ساخت کشتی های بهتر دست پیدا کنید و مرحله به مرحله کشتی های بهتر و کارامد تری بسازید . این قسمت  بازی منو یاد سیستم های متن باز اندخت که به کاربر  اجازه هرگونه شخصی سازی رو میده . . .


وقتی تصمیم گرفتم در خصوص این بازی توی وبلاگ بنویسم ، از Steam آدرس سایت بازی رو پیدا کردم ، وقتی وارد سایت بازی شدم ، در عین ناباوری دیدیم که امکان این وجود داره تا این بازی رو به صورت آنلاین و با استفاده از مرورگر های اینترنت بازی کنید فقط کافیه یه اکانت تو بازی بسازید و هرجایی که خواستید سایت بازی رو باز کنید و وارد بازی بشید . . .  این قابلیت دیگه خیلی خوب و دوستداشتنی بود.

در هرصورت من از انجام این بازی بسیار لذت میبرم و به شما هم پیشنهاد میکنم در اوقاتی که کار مهمی ندارید یه مقدار کمی وقتتون رو به بازی کردن این جور بازی هایی که آدم رو به فکر کردن وادار میکنه اختصاص بدین !! البته نه زیاد . . .

برچسب‌ها: بازی، متن باز
چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت 12:59

دلواپسا . . .

هفته ی پیش بود که اولین بار یه اصطلاح جدیدی رو از معلم ریاضی مدرسه ، که از دید بنده انسان بسیار متشخص ، فهمیده و معلم بسیار عالی هستن شنیدم ، یه لغت معمولی با یه معنی کاملا جدید !!! وقتی من از دفتر خودم وارد دفتر معاون پایه دوم دبیرستان شدم معلم ریاضی به شوخی به معاون پایه دوم گفتن : ایشون هم از «دلواپسا» هستن ؟! از همون ابتدا یه حدس هایی زدم که منظور معلم ریاضی از این «دلواپسا» چیه ولی کمی صبر کردم تا مطمعن بشم که منظورشون چی بوده . . . بعد از چند دقیقه گفت و گو معلوم شد که حدس بنده درست بوده ، منظور از «دلواپسا» افرادی هستن که به مسائل خاص سیاسی ، فرهنگی و اقصادی اهمیت زیادی میدن و در خصوصش بحث های انتقادی [به کار های دولت اخیر] میکنن و اکثرا نگاه و ظاهر مذهبی  . . . اما هنوز برام معلوم نبود که منشٰأ این لغت از کجاست ؟!!!
دو روز پیش که رفته بودم خونه یکی از اقوام نزدیک ، این فامیل ما توی لپتاپش یه ویدئو به من نشون داد . . . یه برنامه مربوط به شبکه ماهواره ای « من و تو ۱ » به اسم «سالی تاک» اسم برنامه برای من آشنا بود ولی تا اون لحظه هیچی ازش نمیدونستم !!! در اواسط اون برنامه ای که این فامیل ما از سایت اون شبکه دانلودش کرده بود ، یه چیز جالبی  شنیدم « دلواپسا » . . . .   دقیقا از این لغت به همون مفهموم و معنی که این معلم ریاضی ما ازش استفاده کرده بود ، استفاده شد ، منظورشون همون افراد بود . . .


امروز صبح داشتم به این لغت و اون برنامه و حرفای معلم ریاضی فکر میکردم که یاد این خطبه از نهج البلاغه افتادم ، صحبت های امام علی (ع) با مردم کوفه و نکوهش اونها در خصوص این که چرا انقد بد و بیخیالن !!! یه به نظر بنده نکوهش مردم کوفه بدلیل این که از «دلواپسا» نیستن . . .
    » آگاه باشید من شب و روز، پنهان و آشکار، شما را به مبارزه با شامیان دعوت کردم و گفتم پیش از آن که آنها با شما بجنگند با آنان نبرد کنید، به خدا سوگند، هر ملّتى که درون خانه خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد. امّا شما سستى به خرج دادید، و خوارى و ذلّت پذیرفتید، تا آنجا که دشمن پى در پى به شما حمله کرد و سر زمین هاى شما را تصرّف نمود. و اینک، فرمانده معاویه، (مرد غامدى)  با لشکرش وارد شهر انبار شده و فرماندار من، «حسّان بن حسّان بکرى» را کشته و سربازان شما را از مواضع مرزى بیرون رانده است. به من خبر رسیده که مردى از لشکر شام به خانه زنى مسلمان و زنى غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده، و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره هاى آنها را به غارت برده، در حالى که هیچ وسیله اى براى دفاع، جز گریه و التماس کردن، نداشته اند. لشکریان شام با غنیمت فراوان رفتند بدون این که حتّى یک نفر آنان، زخمى بردارد، و یا قطره خونى از او ریخته شود، اگر براى این حادثه تلخ، مسلمانى از روى تأسّف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است. شگفتا شگفتا به خدا سوگند، این واقعیّت قلب انسان را مى میراند و دچار غم و اندوه مى کند که شامیان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حق خود متفرّقید.
زشت باد روى شما و از اندوه رهایى نیابید که آماج تیر بلا شدید. به شما حمله مى کنند، شما حمله نمى کنید با شما مى جنگند، شما نمى جنگید این گونه معصیت خدا مى شود و شما رضایت مى دهید وقتى در تابستان فرمان حرکت به سوى دشمن مى دهم، مى گویید هوا گرم است، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ مى دهم، مى گویید هوا خیلى سرد است بگذار سرما برود. همه این بهانه ها براى فرار از سرما و گرما بود وقتى شما از گرما و سرما فرار مى کنید، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر گریزانید
اى مرد نمایان نامرد اى کودک صفتان بى خرد که عقل هاى شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمى دیدم و هرگز نمى شناختم شناسایى شما-  سوگند به خدا-  که جز پشیمانى حاصلى نداشت، و اندوهى غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون، و سینه ام از خشم شما مالامال است کاسه هاى غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشاندید، و با نافرمانى و ذلّت پذیرى، رأى و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حق من گفت: «بى تردید پسر ابى طالب مردى دلیر است ولى دانش نظامى ندارد» خدا پدرشان  را مزد دهد، آیا یکى از آنها تجربه هاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد یا در پیکار توانست از من پیشى بگیرد هنوز بیست سال نداشتم، که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذشته ام. امّا دریغ، آن کس که فرمانش را اجرا نکنند، رأیى نخواهد داشت. »
شایدم برداشت بنده از این خطبه اشتباه بوده و امام علی (ع) منظور دیگه ای داشتن ، در هرصورت این خطبه ارزش این رو داره که بارها بخونیمش و ساعت ها بهش فکر کنیم . . . .

پ.ن : خطبه ۲۷ نهج البلاغه ترجمه استاد محمد دشتی ، چند خط اول خطبه رو اینجا ننوشتیم .

1 2 3 4 5 ... 14 >>