X
تبلیغات
رایتل

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

یکشنبه 18 مرداد 1394 ساعت 00:47

دلم به حال دلم سوخت . . .

دلم به حال دلم سوخت  ،  بس که هر شب روز گرفت این دل غرق به خون بهانه ی تو . . .

دیگه مدت هاست از چیزی لذت نمیبرم  ، دیگه مدت هاست که هیچ اتفاقی خوشحالم نمیکنه ، دیگه مدت هاست که از همه فراری ام ، دیگه مدت هاست که نمیتونم حرف دلمو به کسی بگم ، همش عقل ، همش فکر ، همش دنیا ، همش پول ، دارم کم کم سنگ میشم ، دارم جذب این دنیا میشم ، دارم میرم جزو فراموشکارا ، داره یادم میره که هر روز برام گریه میکنی ، داره یادم میره که تنهایی ، داره یادم میره که دلیل تنهاییت منم ، دلیل بیابون نشینیت منم ، داره یادم میره که عهد بستم ، عهد بستم که بمونم ُ عهد بستم که منتظرت باشم ، عهد بستم برا سلامتیت دعا کنم ، عهد بستم دیگه ناراحتت نکنم ، اما نشد  . . .

نکنه آخرشم نبینمت  . . .


کی پرده ز چهره می گشایی  . . .

نظرات (1)
+ roshanak [ رومانی ]
ما غایبیم او منتظر ماست...

اللهم عجل لولیک الفرج
یکشنبه 18 مرداد 1394 ساعت 21:06
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :