X
تبلیغات
رایتل

کمی بیشتر

بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم

چهارشنبه 22 دی 1395 ساعت 19:42

حساب این‎ نتوانم داد . . .

اتفاقات این چند وقت کشور ، این به هم پریدن و شاخ و شونه کشیدن مسؤلین برای هم ، این حرفایی که تو چند هفته و مخصوصا این چند روز اخیر شنیدم و در آخر هم اتفاقی که سه روز پیش افتاد و یکی از بزرگان دار فانی رو وداع گفت آدم رو به فکر فرو میبره . . . یه تفکر عمیق و طولانی در خصوص این دنیا و . . . بگذریم !!! یاد یه داستان فوقالعاده افتادم که تو کتابای درسیمون خوندیمش . . .  قاضی بُست !!!
[سلطان مسعود غزنوی پس از جون سالم به در بردن از یه بیماری سخت ، بیهقی رو میخواد و بهش میگه:]«و می شونویم که قاضی بست بوالحسن بولانی و پسرش بوبکر سخت تنگدست اند و از کس چیزی نستانند و اندک مایه ضیعتی دارند. یک کیسه به پدر باید داد و یک کیسه به پسر، تا خویشتن را ضیعتکی حلال خرند و فراخ تر بتوانند زیست و ما حق این نعمت تندرستی که باز یافتیم، لختی گزادره باشیم»

من کیسه ‎ها بستدم و به نزدیک بونصر آوردم و حال باز گفتم.  دعا کرد و گفت خداوند این سخت نیکو کرد و شنوده‎ام که بو الحسن و پسرش وقت باشد که به ده درم درمانده‎ اند و به خانه بازگشت و کیسه ‎ها با وی بردند و پس از نماز کس فرستاد و قاضی بو الحسن و پسرش‎ را بخواند و بیامدند. بونصر پیغام سلطان به قاضی رسانید
 بسیار دعا کرد و گفت این صلت‎ فخر است پذیرفتم و باز دادم که مرا بکار نیست و قیامت سخت نزدیک است حساب این‎ نتوانم داد و نگویم که مرا خست در بایست نیست اما چون بدانچه دارم و اندک است قانعم‎ وزر و بال این چه بکار آید؟ بونصر گفت ای سبحان اللّه زری که سلطان محمود به غز و از بتخانه ‎ها بشمشیر بیاورده باشد و بتان شکسته و پاره کرده و آن را امیر المۆمنین می‎ روا دارد ستدن آن. قاضی همی نستاند گفت زندگانی خداوند دراز باد حال خلیفه دیگر است که او خداوند ولایت است و خواجه با امیر محمود به غزوه‎ ها بوده است و من نبوده‎ ام و بر من پوشیده‎ است که آن غزوها بر طریق سنت مصطفی علیه السلام هست یا نه؟ من این نپذیرم و در عهده‎ ی این‎ نشوم . گفت اگر تو نپذیری به شاگردان خویش و به مستحقان و درویشان ده. گفت من هیچ‎ مستحق نشناسم در بست که زر بدیشان توان داد و مرا چه افتاده است که زر کسی دیگر برد و شمار آن به قیامت مرا باید داد به هیچ حال این عهده قبول نکنم . بونصر پسرش را گفت تو از آن خویش بستان گفت زندگانی خواجه عمید دراز باد علی ای حال من نیز فرزند این پدرم که‎ این سخن گفت و علم از وی آموخته ‎ام و اگر وی را یک روز دیده بودمی و احوال و عادات وی‎ بدانسته واجب کردی که در مدت عمر پیروی او کردمی پس چه جای آنکه سال ها دیده ‎ام و من هم از آن حساب و توقف و پرسش قیامت بترسم که وی می‎ ترسد و آنچه دارم از اندک مایه‎ حطام دنیا حلال است و کفایت است و به هیچ زیادت حاجتمند نیستم.
بونصر گفت لله‎ در کما، بزرگا که شما دو تن‎اید و بگریست و ایشان را باز گردانید و باقی روز اندیشه‎ مند بود و ازین یاد می ‎کرد و دیگر روز رقعتی نبشت به امیر و حال باز نمود و زر باز فرستاد.

پ.ن : متن داخل عکس از نهج البلاغه گرفته شده و داستان قاضی بست هم برای تاریخ بیهقیه و خب یه داستان تاریخیه واقعیه.
یکشنبه 12 دی 1395 ساعت 22:55

مضرات موبایل یا مصاعب اینترنت !؟

دو هفته ی پیش یکی از نزدیکان از بنده درخواست کرد تا یه تحقیق و یه ارائه در خصوص امواج موبایل و مضرات اون براش آماده کنم ، کارم رو شروع کرد، و تصمیم گرفتم که با Impress.js این کار رو براش انجام بدم . . .  شروع کردم به جستوجوی اینترنتی و مطالعه منابع مختلف که توی این جستجوها پیدا میکردم !! طبق روش خودم برای درست کردن یه ارائه خوب ابتدا باید تاریخچه رو پیدا میکردم و چند اسلاید اول رو بهش اختصاص میدادم ، در این بخش از کار هیچ مشکلی نبود در مرحله بعدی باید میدیدم که موبایل چجوری کار میکنه و امواج اون در چه بازی ای از امواج الکترو مغناطیسی قرار دارن و اطلاعات دقیق بدست میاوردم ، و مشکل از همین جا شروع شد !!!

شروع کردم به جستجو با موتور های جستجوی مختلف ، و عبارت هایی مثل «امواج موبایل» ، «امواج موبایل از چه نوعی هستند» ، «طول موج امواج تلفن همراه» ، «اشعه ی موبایل» ، «امواج ماکروویو» و . . . رو مورد جستجو قرار دادم !!  در کمال ناباوری توی روز اول به هیچ نتیجه ی به درد بخوری نرسیدم !؟؟؟؟!؟!!!  مشکل اینجا بود که با جستجو کردن همه این عبارات موتور های جستجو یه سری سایت تکراری که همشون مطالبی کم و بیش مشابه هم داشتن رو به من نشون میدادن، که همگی درخصوص مضرات بسیار زیاد امواج موبایل بود . . . .  ! طی چند ساعت جستجو دیگه انقد این سایت ها به صورت تکراری برام باز شده بود که همشونو میشناختم   برام سوال بود که:  مگه میشه من هرچی جستجو میکنم هیچ مطلب علمی درخصوص این که موبایل دقیقا چجوری کار میکنه پیدا نمیکنم ؟ و البته کلی هم ناراحت و خسته بودم. . .

ولی دست بردار نبودم و بازم جستجو کردم ، اما این بار بین فایل های PDF که تو سایت های مختلف به عنوان مقاله وجود دارن ،  در نهایت تونستم اطلاعات مورد نظرم رو پیدا کنم .

الان دیگه وقتش بود که برم دنبال بخش آخر ارائه و موضوع مضرات امواج موبایل ، یه جورایی خیالم راحت بود که در این مورد دیگه مطلب زیاده . . .  شروع کردم به جستجو و مطالعه اون مطالب و سایت هایی که تو مرحله قبلی باراها بازشون کرده بودم ، کلی مطلب درخصوص مضرات موبایل نوشته شده بود از سرطان زا بودن تا تأثیر بر جنین و باروری مردا و هزارتا چیز دیگه !!!!! اما تو هیچ کدوم از این سایت ها و نوشته ها منبع علمی معتبر  یا حداقل دلیل و برهان علمی و منطقی وجود نداشت ؟!؟!؟ همشون یه سری از مضرات رو پشت هم لیست کرده بودن و راه های خیلی ساده ای برای مقابله باهاش نوشته بودن . . . .   پیش خودم گفتم برم یه جستحو تو ویکی پدیا بزنم اونجا مطلب معتبر زیاده و حداقل منبع رو نوشتن . . . رفتم و با این مطالب مواجه شدم : ( از سایت اسکرین شات گرفتم)



مطالب به ظاهر خوب و منطقی بودن ،  اما موضوع از اونجایی جالب شد که رفتم و یه نگاه به منابع انداختم !! منبع اول یه مقاله از وبسایت سازمان بهداشت جهانی  بود ، منبع دوم لینک ورژن کاملتر همین مقاله در ویکی پدیا انگلیسی بود و لینک آخر یه سایت ایرانی به اسم «ایلیا سلامت» . . . .!!!! همون سایتی که من تو جستجوهای قبلی در خصوص امواج موبایل و مضرارتش بارها و بارها  بهش برخورد کرده بودم ؟!!؟ بارها با دوتا مقاله مفصل این سایت درخصوص مضرات موبایل روبرو شده بودم اما . . . .



وقتی از سایت  ویکی پدیا روی آدرس اون سایت کلیلک کردم و به صفحه اولش (Home) منتقل شدم  و برای اولین بار صفحه نخست این سایت رو دیدم  جواب سوالاتی که روزای گذشته در حین تحقیق و جستجو برام به وجود اومده بود رو پیدا کردم . . . .

تو صفحه اول این سایت تبلیغاتی از لباس زیر زد امواج موبایل برای آقایان و خانم ها وجود داشت و یه لینک که شما رو به وبسایت فروشنده این لباس ها منتقل میکرد !!!!



حالا متوجه میشدم این همه مطلب تکراری ، مشابه و بدون منبع علمی که توی سایت های مختلف (که بعضی از اون سایت ها خیلی معروف و معتبر بودن) میدیدم از کجا اومدن، اما برای مطمعن شدن لازم بود تا اون مقاله نسبتا معتبر که توی وبسایت سازمان بهداشت جهانی دیده بودم رو با دقت بخونم . . . کار آسونی نبود چون نیاز به ترجمه داشت و اگه بخوام خلاصه بگم هیچکدوم از اون چیزایی که سایت های فارسی نوشته بودن توی مقاله سازمان بهداشت جهانی نبود. . . . !!!

دارم فکر میکنم اگه یه نفر ندونه چجوری توی اینترنت جستجو کنه، چه چیزایی رو ممکنه به عنوان مطالب علمی معتبر قبول کنه و چه پولایی رو ممکنه خرج کنه تا در ظاهر از سلامتیش محافظت کرده باشه و  چنتا سوال دیگه که جواب دادن بهشون کار ساده ای نیست، اما جا داره که کمی بیشتر به جوابشون فکر کنیم . . .

  • این همه مضرات اثبات نشده که تو سایت های مختلف فارسی و انگلیسی لیست شدن از کجا اومدن ؟ آیا واقعا تحقیقی انجام شده ؟
  • چطور سایت های معتبر و ثبت شده فارسی این مطالب رو بدون جستوجو درباره صحتشون منتشر میکنن؟
  • هدف این همه کپی کردن مطالب از سایت های غیر معتبر چیه ؟ آیا اجازه داریم که به هر قیمتی مخاطب رو به سایتمون جذب کنیم ؟
  • چجوری میشه که وقتی داریم تو اینترنت درخصوص یه مطلب علمی جستجو میکنیم اولین سایت هایی که موتور جستجو به ما نشون میده سایت های کاملا غیر معتبر و تبلیغاتی هستن ؟ یعنی موتور جستجو این موضوع رو تشخیص نمیده ؟
  • آیا میشه به مطالبی که تو اینترنت و حتی توی ویکی پدیا هستن اعتماد کنیم ؟
  • آیا سایتی که بالاتر اسمشو بردیم یا سایت های مشابه اون میخوان با انتشار مطالب تأیید نشده ما رو به خرید محصولشون تشویق کنن ؟  ( ساختن درد کاذب و فروختن درمان اون درد ها  = سود مالی)

و اما در آخر چند جمله از پروفسور سمیعی در خصوص مضرات موبایل به نقل از سایت زومیت :

    « پرفسور مجید سمیعی یکی از ایرانی‌های برجسته و از چهره‌های ماندگار ایران در دنیا که به عنوان برجسته‌ترین پزشک جراح مغز و اعصاب شناخته می‌شود به سوال «آیا امواج مضر است؟» پاسخ داده است.

سمیعی درباره‌ی ضرر یا عدم ضرر امواج موبایل روی مغز انسان گفت: «امواج موبایل تنها موج‌هایی نیست که در اطراف ما انسان‌ها وجود دارد. هزارن نوع موج می‌آیند و از بدن ما رد می‌شوند و ما نمی‌بینیم. شاید به همین دلیل اعتماد به ضرر رسانی آنها نداریم.»

معتبرترین پزشک مغز و اعصاب دنیا تأکید کرد: «تا کنون ثابت نشده که امواج موجود در اطراف ما ضرر زیادی برای بدن دارد یا نه؛ در واقع اثبات یا رد این موضوع بسیار مشکل است.»

او ادامه داد: «به همین دلیل نمی‌توانم بگویم که امواج موبایل یا دیگر امواج، روی بدن اثری ندارد. امواج بسیاری اطراف ما هست؛ حتی دو انسان که مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، با هم برخورد می‌کند، به هم علاقه‌مند می‌شوند، با یکدیگر تعامل فکری دارند یا نسبت به یکدیگر از خود احساسات نشان می‌دهند، امواج دارند.»

بدین ترتیب با قطعیت نمی‌توان گفت اموج موبایل برای بدن ضرر دارند یا هیچ ضرری برای انسان ندارند. »


یکشنبه 16 خرداد 1395 ساعت 17:32

Istrolid

آخرین باری که درباره یه بازی کامپیوتری نوشتم ۳ سال پش همین موقع ها بود  [۵ خرداد ۱۳۹۲] تو انجمن های فارسی اوبونتو یه مطلب در خصوص بازی زیبا و ساده Ortho Robot و نحوه نصب و راه اندازیش توی سیستم عامل های گنو/لینوکسی نوشتم که اون موقع خوب هم ازش استقبال شد ، همون موقع ها یا چند وقت بعدش بود که Steam برای سیستم عامل های لینوکسی معرفی شد و مشکل بازی و گیم رو برای دوستداران لینوکس کاملا حل کرد . . .

حالا خلاصه من بعد از این همه مدت تازه استیم(Steam) رو نصب کردم . . . خوب بود ولی بازی خوباش همه پولی بودن !!! بازی های رایگان خوب هم زیاد داره ولی اکثرا حجم های بالایی دارن و دانلودکردنشون نیاز به یه اینترنت با حجم و پهنای باند زیاد داره . . .  بین این همه بازی یه بازی ساده نظرم رو جلب کرد !! یه بازی با حجم کمتر از ۱۰۰ مگابایت که توی دسته بندی بازی های استراتژی قرار داشت . Istrolid !!

بازی توی یه کهکشان خیالی  انجام میشه و حال و هوای فضایی داره و  در نگاه اول بسیار ساده به نظر میرسه ،  شما یک مقر فرماندهی به شکل یه دایره با چند مدل کشتی فضایی (Spaceships) دارید  و دشمن شما هم به همین صورت.  یه تعداد منطقه قابل تصرف هم در بازی وجود داره که با توجه به نوع مرحله تعداد این مناطق کم و زیاد میشن ، در ابتدا ۲ یا ۳ تا از این مناطق برای شما و حریفتونه و تقریبا همین تعداد منطقه وجود داره که برای هیچ گروهی نیست ، هر کسی که بتونه تمام این مناطق  رو تصرف کنه برنده بازی شده ، یعنی شما در عین حمله کردن باید دفاع هم بکنید تا مناطقی رو که بدست اوردید از دست ندید . . . مثل همه بازی های استراتژی دیگه شما مقدار پول محدودی در اول بازی دارید و میزان درآمد شما با توجه به تعداد مناطقی که تصرف کردید اندکی کم و زیاد میشه !!! بازی به دو صورت مرحله ای (Campaign
) و چند نفره (Multiplayer) قابل اجراست ، بهتره ابتدا در قسمت مرحله ای شروع به بازی کنید تا به اسلحه ها و در نهایت کشتی های فضایی بهتر دست پیدا کنیدو وقتی حرفه ای شدید میتونید از قسمت بازی چند نفره لذت ببرید


تا این جای کار همه چیز شبیه بازی های استراتژیک دیگست !! اما قسمت جالب بازی که نظر من رو به خودش جلب کرد ، بخش طراحی کشتی های فضایی بود !!! توی این بازی شما میتونید ۱۰ کشتی فضایی رو به سلیقه و نیاز خودتون طراحی کنید  !! برای هرکدوم اسلحه ، منبع تغذیه ، پیشرانه ، سپر و هرچیز دیگه ای که به نظرتون لازمه قرار بدید ، و فقط یه محدودیت دارید ، هزینه ساخت هر کشتی فضایی نباید بیشتر از از ۱۰۰۰ دلار بشه . . . حالا شما ارتش دلخواه خودتون رو دارید که به سلیقه و نیاز شما طراحی شده !!! نکته مهم اینه که در ابتدای بازی شما تمام وسائل ساخت کشتی رو ندارید و با جلو رفتن مرحله ها میتونید به وسایل بیشتر و مدرنتری برای ساخت کشتی های بهتر دست پیدا کنید و مرحله به مرحله کشتی های بهتر و کارامد تری بسازید . این قسمت  بازی منو یاد سیستم های متن باز اندخت که به کاربر  اجازه هرگونه شخصی سازی رو میده . . .


وقتی تصمیم گرفتم در خصوص این بازی توی وبلاگ بنویسم ، از Steam آدرس سایت بازی رو پیدا کردم ، وقتی وارد سایت بازی شدم ، در عین ناباوری دیدیم که امکان این وجود داره تا این بازی رو به صورت آنلاین و با استفاده از مرورگر های اینترنت بازی کنید فقط کافیه یه اکانت تو بازی بسازید و هرجایی که خواستید سایت بازی رو باز کنید و وارد بازی بشید . . .  این قابلیت دیگه خیلی خوب و دوستداشتنی بود.

در هرصورت من از انجام این بازی بسیار لذت میبرم و به شما هم پیشنهاد میکنم در اوقاتی که کار مهمی ندارید یه مقدار کمی وقتتون رو به بازی کردن این جور بازی هایی که آدم رو به فکر کردن وادار میکنه اختصاص بدین !! البته نه زیاد . . .

برچسب‌ها: بازی، متن باز
چهارشنبه 12 خرداد 1395 ساعت 12:59

دلواپسا . . .

هفته ی پیش بود که اولین بار یه اصطلاح جدیدی رو از معلم ریاضی مدرسه ، که از دید بنده انسان بسیار متشخص ، فهمیده و معلم بسیار عالی هستن شنیدم ، یه لغت معمولی با یه معنی کاملا جدید !!! وقتی من از دفتر خودم وارد دفتر معاون پایه دوم دبیرستان شدم معلم ریاضی به شوخی به معاون پایه دوم گفتن : ایشون هم از «دلواپسا» هستن ؟! از همون ابتدا یه حدس هایی زدم که منظور معلم ریاضی از این «دلواپسا» چیه ولی کمی صبر کردم تا مطمعن بشم که منظورشون چی بوده . . . بعد از چند دقیقه گفت و گو معلوم شد که حدس بنده درست بوده ، منظور از «دلواپسا» افرادی هستن که به مسائل خاص سیاسی ، فرهنگی و اقصادی اهمیت زیادی میدن و در خصوصش بحث های انتقادی [به کار های دولت اخیر] میکنن و اکثرا نگاه و ظاهر مذهبی  . . . اما هنوز برام معلوم نبود که منشٰأ این لغت از کجاست ؟!!!
دو روز پیش که رفته بودم خونه یکی از اقوام نزدیک ، این فامیل ما توی لپتاپش یه ویدئو به من نشون داد . . . یه برنامه مربوط به شبکه ماهواره ای « من و تو ۱ » به اسم «سالی تاک» اسم برنامه برای من آشنا بود ولی تا اون لحظه هیچی ازش نمیدونستم !!! در اواسط اون برنامه ای که این فامیل ما از سایت اون شبکه دانلودش کرده بود ، یه چیز جالبی  شنیدم « دلواپسا » . . . .   دقیقا از این لغت به همون مفهموم و معنی که این معلم ریاضی ما ازش استفاده کرده بود ، استفاده شد ، منظورشون همون افراد بود . . .


امروز صبح داشتم به این لغت و اون برنامه و حرفای معلم ریاضی فکر میکردم که یاد این خطبه از نهج البلاغه افتادم ، صحبت های امام علی (ع) با مردم کوفه و نکوهش اونها در خصوص این که چرا انقد بد و بیخیالن !!! یه به نظر بنده نکوهش مردم کوفه بدلیل این که از «دلواپسا» نیستن . . .
    » آگاه باشید من شب و روز، پنهان و آشکار، شما را به مبارزه با شامیان دعوت کردم و گفتم پیش از آن که آنها با شما بجنگند با آنان نبرد کنید، به خدا سوگند، هر ملّتى که درون خانه خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد. امّا شما سستى به خرج دادید، و خوارى و ذلّت پذیرفتید، تا آنجا که دشمن پى در پى به شما حمله کرد و سر زمین هاى شما را تصرّف نمود. و اینک، فرمانده معاویه، (مرد غامدى)  با لشکرش وارد شهر انبار شده و فرماندار من، «حسّان بن حسّان بکرى» را کشته و سربازان شما را از مواضع مرزى بیرون رانده است. به من خبر رسیده که مردى از لشکر شام به خانه زنى مسلمان و زنى غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده، و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره هاى آنها را به غارت برده، در حالى که هیچ وسیله اى براى دفاع، جز گریه و التماس کردن، نداشته اند. لشکریان شام با غنیمت فراوان رفتند بدون این که حتّى یک نفر آنان، زخمى بردارد، و یا قطره خونى از او ریخته شود، اگر براى این حادثه تلخ، مسلمانى از روى تأسّف بمیرد، ملامت نخواهد شد، و از نظر من سزاوار است. شگفتا شگفتا به خدا سوگند، این واقعیّت قلب انسان را مى میراند و دچار غم و اندوه مى کند که شامیان در باطل خود وحدت دارند، و شما در حق خود متفرّقید.
زشت باد روى شما و از اندوه رهایى نیابید که آماج تیر بلا شدید. به شما حمله مى کنند، شما حمله نمى کنید با شما مى جنگند، شما نمى جنگید این گونه معصیت خدا مى شود و شما رضایت مى دهید وقتى در تابستان فرمان حرکت به سوى دشمن مى دهم، مى گویید هوا گرم است، مهلت ده تا سوز گرما بگذرد، و آنگاه که در زمستان فرمان جنگ مى دهم، مى گویید هوا خیلى سرد است بگذار سرما برود. همه این بهانه ها براى فرار از سرما و گرما بود وقتى شما از گرما و سرما فرار مى کنید، به خدا سوگند که از شمشیر بیشتر گریزانید
اى مرد نمایان نامرد اى کودک صفتان بى خرد که عقل هاى شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمى دیدم و هرگز نمى شناختم شناسایى شما-  سوگند به خدا-  که جز پشیمانى حاصلى نداشت، و اندوهى غم بار سر انجام آن شد. خدا شما را بکشد که دل من از دست شما پر خون، و سینه ام از خشم شما مالامال است کاسه هاى غم و اندوه را، جرعه جرعه به من نوشاندید، و با نافرمانى و ذلّت پذیرى، رأى و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حق من گفت: «بى تردید پسر ابى طالب مردى دلیر است ولى دانش نظامى ندارد» خدا پدرشان  را مزد دهد، آیا یکى از آنها تجربه هاى جنگى سخت و دشوار مرا دارد یا در پیکار توانست از من پیشى بگیرد هنوز بیست سال نداشتم، که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذشته ام. امّا دریغ، آن کس که فرمانش را اجرا نکنند، رأیى نخواهد داشت. »
شایدم برداشت بنده از این خطبه اشتباه بوده و امام علی (ع) منظور دیگه ای داشتن ، در هرصورت این خطبه ارزش این رو داره که بارها بخونیمش و ساعت ها بهش فکر کنیم . . . .

پ.ن : خطبه ۲۷ نهج البلاغه ترجمه استاد محمد دشتی ، چند خط اول خطبه رو اینجا ننوشتیم .

سه‌شنبه 28 اردیبهشت 1395 ساعت 11:36

توصیه شده برای شما ، قسمت ششم ( مقدمه بخش دوم)

بعد از مدت ها میریم سراغ یکی از پروژه ها مهم وبلاگ ، یعنی مطالب دنباله دار «توصیه شده برای شما»‌ ، اگه یادتون باشه تو پنج قسمت قبلی(بخش اول) توضیح دادیم که چه فرآیندی رخ میده تا یه سرویس دهنده وب تبدیل بشه به یه جاسوس تمام عیار و شروع کنه به جمع آموری اطلاعات شما !! اگه مطالب بخش اول رو نخوندید ،  پیشنهاد میکنم که کل مطالب رو از قسمت صفر تا پنج رو از آرشیو وبلاگ مطالعه کنید و اگه حوصله خوندن این همه مطلب رو ندارید یه سری به قسمت پنجم بزنید تا دستتون بیاد درباره چه موضوعی داریم صحبت میکنیم
سوال مهمی که تو پایان بخش اول باهاش مواجه شدیم این بود که : ما چه کارایی میتونیم انجام بدیم که این جاسوسی  اطلاعات از ما صورت نگیره یا در نهایت کلا متوقف بشه ؟
قبل از هر چیزی ترجیح میدم بریم و یه مقاله از استالمن بزرگ در همین مورد بخونیم : [متن پایین گزیده ای از مقاله ست که خودم انتخابش کردم ، آخرش لیک اصلی مقاله رو میزارم که اگه دوست داشتید (حتما) برید و بخونیدش !! ]
    «کامپیوتر شما باید دستوراتش را از چه کسی دریافت کند؟ اغلب مردم فکر می‌کنند که کامپیوتر آنها باید از آنان اطاعت کند، و نه شخص دیگری. شرکت‌های تولید کنندهٔ رسانه (شامل شرکت‌های فیلم سازی و ضبط صدا) به همراه شرکت‌های کامپیوتری همانند مایکروسافت و اینتل، طرحی با نام ”محاسباتِ قابل اطمینان“ ریخته‌اند. هدف این طرح این است که کاری کنند کامپیوتر شما از آنان اطاعت کند، و نه از شما. (نسخه‌ای که مایکروسافت از این طرح تهیه کرده است ”پالادیوم“ نامیده می‌شود.) نرم‌افزارهای اختصاصی پیش از این نیز این قابلیت بداندیشانه را در خود داشتند، اما این طرح آن را فراگیر خواهد کرد.
نرم‌افزار اختصاصی در بنیاد خود به این معنی است که شما نمی‌توانید کاری را که نرم‌افزار انجام می‌دهد کنترل کنید؛ نمی‌توانید کد منبع آن را مطالعه کنید و یا تغییر دهید. جای شگفتی نیست که تجار زیرک روش‌هایی را می‌یابند که از کنترل خویش استفاده کنند تا شما را در وضعیتی نامساعد قرار دهند.
”محاسبات خیانت کارانه“ نام مناسب‌تری است چرا که در حقیقت این طرح بدین منظور طراحی شده است تا اطمینان حاصل کند کامپیوتر از شما اطاعت نخواهد کرد. در حقیقت، این طرح برای جلوگیری از عملکرد کامپیوتر شما به عنوان یک کامپیوتر چند منظوره پدید آمده است. هر عملی احتیاج به اجازهٔ صریح خواهد داشت. ایدهٔ تکنیکیِ پشتِ محاسبات خیانت کارانه این است که کامپیوتر شامل سخت‌افزاری رمزگذاری و امضا شده باشد و این کلیدها از دسترس شما دور نگه داشته شوند. برنامه‌های اختصاصی از این سخت‌افزار برای کنترل برنامه‌هایی که شما می‌توانید اجرا کنید، مستندات و اطلاعاتی که می‌توانید به آن‌ها دسترسی داشته باشید و برنامه‌هایی که می‌توانید این اطلاعات را درونشان به کار گیرید، استفاده خواهند کرد. این برنامه‌ها به طور پیوسته قوانین مربوط به اختیارات کاربر را از اینترنت دریافت کرده و آن را به صورت خودکار به کار شما اعمال می‌کنند. اگر شما به کامپیوتر خود اجازهٔ دریافت فوانین جدید را به صورت دوره‌ای ندهید، بعضی از توانایی‌های آن به طور خودکار متوقف خواهند شد.

چرا که نه؟ هالیوود و شرکت‌های ضبط صدا در نظر دارند که از محاسبات خیانت کارانه برای “DRM” (مدیریت محدودیت‌های دیجیتالی) استفاده کنند. بنابراین فیلم‌ها و موسیقی‌های دانلود شده تنها می‌توانند بر روی یک کامپیوتر مشخص اجرا شوند. به اشتراک‌گذاری به طور کامل غیر ممکن خواهد شد، دست کم برای فایل‌های رمز گذاری شده‌ای که شما از آن شرکت‌ها دریافت می‌کنید.غیر ممکن کردنِ به اشتراک‌گذاری به خودی خود بد هست، اما بدتر نیز خواهد شد. ایده‌هایی وجود دارد که بتوان از این طرح در ایمیل‌ها و دیگر مستندات استفاده کرد — نتیجه ایمیل‌هایی خواهند بود که در طول دو هفته ناپدید می‌شوند. یا مستنداتی که تنها بر روی کامپیوترهای شرکت قابل خواندن هستند.
فرض کنید که شما از رئیس خود ایمیلی دریافت می‌کنید که در آن از شما خواسته شده عملی را که از نظر شما پرمخاطره است انجام دهید ؛ یک ماه بعد، هنگامی که نتیجهٔ معکوس به دست آمد، نمی‌توانید از آن ایمیل استفاده کنید تا ثابت کنید این تصمیم را شما نگرفته‌اید. هنگامی که دستورات با جوهری نگاشته شده باشند که ناپدید می‌شود، ”دستور کتبی“ نمی‌تواند از شما حفاظت کند. [یا] تصور کنید ایمیلی از رئیس خود دریافت می‌کنید که نوعی خط مشی غیر قانونی و یا غیر اخلاقی را تعیین می‌کند. همانند از بین بردن اسناد بازرسی شرکت، و یا این که به یک تهدید خطرناک برای کشور خودتان اجازهٔ عبور بدون بررسی بدهد. امروزه شما می‌توانید این نامه را به یک خبرنگار ارائه داده و این فعالیت‌ها را افشا کنید. با استفاده از محاسبات خیانت کارانه، خبرنگار نمی‌تواند سند را مطالعه کند، کامپیوترش از او اطاعت نمی‌کند. محاسبات خیانت کارانه بهشتی برای فساد خواهد بود.
برنامه‌هایی که از محاسبات خیانت کارانه استفاده می‌کنند می‌توانند به طور پیوسته قوانین جدید مربوطه به اختیارات کاربر را از اینترنت دریافت کرده و به طور خودکار به کار شما اعمال کنند. ممکن است تصور کنید که می‌توانید موارد نامطبوعِ یک نرم‌افزار خائن را پیدا کنید، میزان رنج‌آور بودن آنها را مطالعه کنید، و تصمیم بگیرید که آیا قبولشان کنید یا خیر. این تصور سطحی نگرانه و ابلهانه است. نکتهٔ اصلی اینجاست که قراردادی که در حال امضا کردنش هستید پایدار نخواهد بود. هنگامی که به استفاده از برنامه وابسته شدید، به دام افتاده‌اید و آنها این را می‌دانند؛ پس از آن می‌توانند قرارداد را تغییر دهند. تعدادی از نرم‌افزارها به طور خودکار به روز رسانی‌هایی را دانلود خواهند کرد که اعمال متفاوتی را انجام می‌دهند — و آنها به شما اجازهٔ انتخاب در مورد به روز آوری را نخواهند داد.
امروزه با استفاده نکردن از نرم‌افزار اختصاصی می‌توانید از محدود شدن به وسیلهٔ آن اجتناب کنید. اگر از گنو/لینوکس و یا سیستم‌عامل آزاد دیگری استفاده کنید و نرم‌افزارهای اختصاصی را به روی آن نصب نکنید، می‌توانید اختیار آنچه کامپیوترتان انجام می‌دهد را داشته باشید. اگر نرم‌افزار آزادی دارای قابلیت بداندیشانه باشد، توسعه‌دهندگان دیگر در جامعه آن را حذف خواهند کرد و شما می‌توانید از نسخهٔ اصلاح شده استفاده کنید. همچنین شما می‌توانید نرم‌افزارهای آزاد را بر روی سیستم‌عامل‌های غیر آزاد اجرا کنید؛ این امر به شما آزادی کامل اعطا نمی‌کند، اما بسیاری از کاربران این کار را انجام می‌دهند.» [لینک متن اصلی مقاله]
اگه بخوایم جواب سوالی رو که بالا مطرح کردیم  در یک جمله بدیم همین میشه که استالمن گفته : از سیستم عامل و نرم افزار های آزاد استفاده کنیم !! یا بهتر از اون از سیستم های آزاد و متن باز در هر ضمینه ای استفاده کنیم ، یا عمیق تر از این ، از دانش آزاد استفاده کنیم . . . .
خلاصه این که تو قسمت های بعدی قراراه راه کار های عملی برای این که اطلاعاتمون امن بمونه ، ازمون جاسوسی نشه و کامپیوترمون رو ما کنترل کنیم ،  ارائه بدیم !!
برای نممونه میتونید این مطلب رو مطالعه کنید

دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 ساعت 11:46

عمیق تر . . .

پنجشنبه هفته گذشته [تو لحظات آخر اردو دقیقا وقتی که منتظر بودیم تا اتوبوس برسه و ما رو بیاره تهران] یه جمع کاملا یهویی از دانش آموزای پیش دانشگاهی تشکیل شد و شروع کردیم به بحث و صحبت آزاد در خصوص مسائل مختلف  !! بچه ها حرف میزدن و من گوش میکردم  ، هرچی  جلوتر رفتیم طبق معمول بحث های عادی ،  یه مبحثی خودش رو خیلی بیشتر و بیشتر نشون میداد . . . ‌عدم مطالعه و نگاه سطحی به مسائلی که بسیار دقیق و عمیق هستن ‌!!! این موضوع بنده رو خیلی آزار میده ، شاید دلیل اصلی شروع نوشتن این وبلاگ همین موضوع بوده باشه ، این که یکم عمیق بشیم  !! یکم دقیق بشیم !! یکم مطالعه کنیم و هرچی رو شنیدیم بدون تفکر قبول نکنیم . . . کمی بیشتر فکر کنیم !!!!

بحث در حال انجام بود و من تلاش کردم تا بحث رو از مسیر اصی خودش منحرف کنم تا بتونم حرف خودم رو بزنم ،‌ اولش که به بچه ها گفتم چرااا انقد سطحی به مسائل نگاه میکنید ؟! ، شوکه شدن و بعد چنتا از حرفای سطحی که توی بحث گفته بودن رو به یادشون اوردم و ا شون خواستم تا عمیق به مسائل نگاه کنن !! [داره شبیه گزارش کار میشه]  تو هین حرفا ، یاد اولین کتابی افتادم که از شهید مطهری خونده بودم . . . .  مسئله حجاب !

« یه مسافرت تو تابستون چند سال پیش بود ، صبح بعد از نماز دیگه خوابم نبرد ، همه خانواده هم خواب بودن و تا ۲ -۳ ساعت دیگه باید تنها میشستم ، تلوزیون هم که نمیشد روشن کرد ، یادم افتاد که یه کتاب با خودم اوردم . . . مسئله حجاب  !!! کتاب رو که باز کردم ، تا چند ساعت مداوم دستم بود  نزدیک به ۷۰ صفحه از ۲۳۰ صفحه کتاب رو خوندم  . . .  «

این خاطره رو برای بچه ها تعریف کردم و یه مثال خیلی قشنگ در خصوص عمیق فکر کردن از همین کتاب براشون زدم تا مطلب براشون روشن بشه ، شهید مطهری تو بخش دوم کتاب مسئله حجاب  اینطور مینویسه :

    « من می گویم : برعکس ، در محیط های پاک اسلامی این مرد بود که حق نداشت در نشست و برخاست ها از زن بیگانه بهره برداری کند. این مرد است که همواره حرص می ورزد که زن را وسیله چشم چرانی و کامجویی خود قرار دهد. هیچگاه مرد به طمع خود مایل نبوده حائلی  میان او و زن وجو داشته باشد و هروقت که این حائل از میان رفته آن که برنده بوده مرد بوده است و آن که باخته و وسیله شده زن. امروز که مردان موفق شده اند با نام های فریبنده «آزادی» و «تساوی» و غیره این حائل را از میان ببرند زن را در خدمت کثیف ترین مقاصد خویش گرفته اند. بردگی زن، امروز به چشم می خورد که برای تأمین منافع مادی یک مرد در یک مٰؤسسه تجارتی خود را صد قلم برای جلب مشتری مرد می آراید و به صورت «مانکن» در می آید و شرف خود را در ازاء‌چندرغاز حقوق می فروشد. [یاد منشی ها و فروشنده های خانم که تو مغازه ها و شرکت های مختلف امروزی میبینیم افتادم.] »



وقتی توی مسائل مختلف دقیق و عمیق بشیم  و از تبلیغات ،‌حاشیه سازی ها و تفکر عوامانه در خصوص اون مطلب فاصله بگیریم ، میتونیم به نتایج جدید و اکثرا درستی برسیم.، همه چیز انقد ساده نیست که ما میبینیم  و [شرکت های تبلیغاتی]بهمون نشون میدن   ، باید کمی بیشتر فکر کنیم . . . .


شنبه 4 اردیبهشت 1395 ساعت 18:51

تغییرات

چند ماه از آخرین مطلب منتشر شده روی وبلاگ میگذره !! تو این چند ماه اتفاقات خیلی زیادی برای شخص من ، کشور و مردم افتاده ، حالا بعد از این همه مدت و این تغییرات نسبتا زیاد میخوام تمام تلاشم رو به کار بگیرم تا حداقل هفته ای یه مطلب روی وبلاگ منتشر کنم حدس میزنم با توجه به تغییرات زیادی که اتفاق افتاده ، با طیف جدیدی از مطالب توی وبلاگ روبرو بشیم ولی همچنان هدفمون ثابت و پابرحاست ، بیا تا کمی بیشتر فکر کنیم !!
خیلی کوتاه و گذرا بگم که تو این چند ماه ، سربازیم تموم شده ، یه شغل ثابت دارم ، یعنی معلم و مشاور شدم ( به همین دلیل ممکنه مطالب درسی که به وبلاگ هم مربوط میشه رو تو وبلاگ ببینیم) ، ازدواج کردم و یه سال بزرگتر/پیرتر/به مرگ نزدیگتر شدم
چرا نبودم ؟ . . . بهترین دلیل (بهونه) ای که میتونم بیارم اینه که سرم شلوغ بود و از این حرفاااا !!! یا مثلا بگم که جایی که کار میکردم به اینترنت دسترسی نداشتم !!! و . . . .
امام دلیل نبودم هیچ کدوم از این چیزا نیست ، بعضی از این اتفاقات هم زمان رخ داد تا من از نوشتن [که خیلی دوسش دارم]فاصله بگیرم ، و مهمترین دلیل هم نداشتن حرفی برای نوشتن به علت زیاد شدن مشغله ذهنی و کم شدن مطالعه روزانه بود. نتیجه اخلاقی این که : ازدواج و پیدا کردن یه کار ثابت میتونه حسابی وقت و ذهن شما رو درگیر خودش کنه تا از خوندن و نوشتن دور بمونید.
در هرصورت اینا همش بهونست و من باید به نوشتن ادامه میدادم ، حالا بریم ببینیم که چه چیزایی برای گفتن داریم . . .

برچسب‌ها: تغییر
1 2 3 4 5 ... 13 >>